شهرگندمـــ : مدتهاست بحث درخصوص عایدات کارخانه سیمان سیستان برای سیستان مطرح است و هرازگاهی صداهای دراین خصوص شنیده می شود که عده ای تلاش دارند , ثمراتی از این کارخانه را نصیب سیستان نمایند اما متاسفانه تمامی این تلاشها بی ثمر و فصلیست و به راحتی به فراموشی سپرده میشود , با نگاهی گذرا […]

شهرگندمـــ : مدتهاست بحث درخصوص عایدات کارخانه سیمان سیستان برای سیستان مطرح است و هرازگاهی صداهای دراین خصوص شنیده می شود که عده ای تلاش دارند , ثمراتی از این کارخانه را نصیب سیستان نمایند اما متاسفانه تمامی این تلاشها بی ثمر و فصلیست و به راحتی به فراموشی سپرده میشود , با نگاهی گذرا به آنچه در این حوزه رخ میدهد براحتی میتوان دریافت که کارخانه سیمان سیستان نه تنها درحال حاضر منفعتی ندارد بلکه تمامی مضرات آن نیز متوجه سیستان است , یادداشت زیر توسط جوان سیستانی حامد رفیقدوست دانشجوی دکترای حقوق بین الملل درکشور اسپانیا در همین خصوص نوشته شده است که بسیار قابل توجه می باشد :

url2

 از ادعا تا احقاق حق …..
مدت هاست که وقتی از مسیر زابل _زاهدان می گذریم به تابلویی برخورد می کنیم بنام سیمان سیستان !!!!
آیا این منطقه متعلق به سیستان است یا این کارخانه برای  سیستان تاسیس شده است!! اگر اینچنین است  چرا هیچ درآمدی عاید سیستان و سیستانی نمی گردد و اگر اینچنین نیست چرا نام آن را سیستان گذاشته اند ؟؟؟؟؟؟
اینها سوالاتی هستند که از ذهن می گذرد , اما ای حال هر چه که هست مردم سیستان تنها اسم آن را یدک می کشد و تنها دودسیاه (مضرات ) تریلی های حمل کننده این سیمانها در چشم مردم سیستان می رود و گویا دودسفید آن (فواید ) به سوی دگران.

خسارت و ویرانی تنها ثمره کارخانه سیمان سیستان برای سیستان است

کشته های بین شهری و از بین رفتن آسفالت و از همه مهمتر تکمیل و بزرگتر شدن سدهای روی رودخانه هیرمند در افغانستان تنها بخشی از این خسارت هاست .

images

 

همزمان با افتتاح و آغاز بکار این کارخانه همگان خوشبین بودند که با عنایت به اینکه خودروهای ترانزیت باید مسیر را تا میلک طی کنند , عملیات ساخت اتوبان زاهدان به زابل نیز سرعت خواهد گرفت اما درعمل اینچنین نشد و تنها تصادفات و مرگ همشهریان و هموطنانمان ثمره این کارخانه و تردد ترانزیت های شد.

ازماست که برماست
قطعا همه ماها با این حکایت آشنا هستیم که مربوط می شود به عقابی که در در اوج آسمان به بال های تیز خود می نازد اما وقتی تیر از کمانی خارج می شود و در اوج آسمان به او برخورد می کند متعجب از شتاب تیر به آن می نگرد که پر خود را در پشت این تیر می بیند که ((از ماست که بر ماست)) ریشه در این حکایت دارد . حکایت سیستان نیز همان حکایت (( از ماست که بر ماست)) !!!

مدت ها کارخانه سیستان با بالا بردن تولید و صادرات خود به کشور همسایه سبب غرور و تبلیغ رسانه ای شده , غافل از اینکه میزان بسیاری از این محموله سیمان صرف ساخت سد های بتنی و گاها سد های کوچکی شد , که در آن سوی مرزها، آب را به دیده های مردمان سیستان می بندد . ( البته حال گفته میشود با توجه به پایین آمدن کیفیت سیمان سیستان خیلی در این زمینه از سیمان سیستان استفاده نمیشود ,اما این واقعیتست که درادوار گذشته این مساله وجود داشته است , البته باید توجه داشته باشیم که خود این مساله یعنی عدم توجه به بالابردن کیفیت سیمان نیز نشان از مسائلی خاص دارد که در وقتی دیگر به آن خواهیم پرداخت)

255px-AfghanistanHelmandKajakaiDamm

بله این حکایت ,  حکایتیست غم انگیز و این در حالی هست که از همین مقدار آب ذخیره شده در چاه نیمه ها بخشی از آن به زاهدان منتقل می شود , که امروزه شاهد لوله گذاری خط دوم لوله انتقال آب هستیم که سبب شده کشاورزان سیستانی هر چند با ترس از کم آبی ، همچنان با امید به کشت و کار بپردازند ولی رضایت قلبی از این انتقال در چهره مهربانشان موج می زند چرا که واقفند که مردمانی در فاصله ۲۰۰ کیلومتری شان نیاز اساسی به این آب حیات بخش دارند , بنابراین کم آبی و ترس را به جان می خرند و این بیت (( چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار )) را در عمل تعریف می کنند .

پس میتوان گفت : عملا تنها مضرات کارخانه سیمان سیستان به مردم سیستان میرسد و گویا همگان نیز خود را به خواب زده اند.

عوارض حاصل از درآمد کارخانه سیمان چرا به شهرداریهای سیستان تعلق نمی گیرد؟

هیچ کس وجود مفید این کارخانه را رد یا انکار نمی کند بلکه هنوز ادعا داریم که سراسر این استان پتانسیل داشتن چندین کارخانه دیگر را نیز دارد اما هر پروژه ای مضرات و منافعی دارد , اما علامت سوال بزرگ اینجاست که چرا تنها مضرات این کارخانه بر سیستانیان رواست و منافع آن در جای دیگر صرف می شود و به قول وگفته امام جمعه معزز زابل این سوالیست که باید مسئولین امر پاسخ دهند.

لذا به نظر می رسد که با توجه به بحران منابع مالی که در شهرداری زابل دیده می شود که قطعا به این میزان در شهرداری زاهدان نیست، از استاندار و مسولین محترم بخواهیم , شرایطی را فراهم سازد تا درآمد حاصل از عوارض این کارخانه به شهرداریهای سیستان بازگردد  , تا شهرداری بتواند در مرمت خیابان ها و بلوارها که شدیدا نیاز به تعمیر و بازسازی دارد ,  اقدام نماید و به آن به عنوان یک منبع درآمدی ثابت بنگرد تا شاید در برنامه ریزی های مالی خود موفق گردد . چرا که تزریق پول در بخشی از زمان تحت عنوان کمک مالی ، بدلیل عدم انسجام و برنامه ریزی مالی از سوی مسولین ، بازدهی بسیار پایینی خواهد داشت .

IMG16425694

مثل روز روشن است که برای مسولین این کارخانه تفاوتی ندارد که عوارض را کجا واریز نمایند اما برای مسئولین استانی گویا بسیار متفاوت است که این عوارض به سیستان تعلق نگیرد تا از همین راه بخشی ازمشکلات مردم نیز حل نشود.

امیدواریم که همچون کشاورزان مهربان سیستانی ، همه ماها بتوانیم آن بیت ذکر شده را در عمل تعریف نماییم .

یـادداشـت : حـامـد رفیقدوست ,دانشـجوی دکتـرای حقوق بین الملل

IMG-20150114-WA0008_resized

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه