گندم پرس: بخش دوم و پایانی مصاحبه با جناب مهندس گرگیچ شهردار سابق زابل: جناب مهندس چرا کارهای زیربنائی در زابل جدی گرفته نمی‌شود و متأسفانه هر شهرداری که انتخاب می‌شود اولین کارش تعویض سنگ‌های بلوار مدرس و نصب چراغ در شهر می‌باشد؟ پیاده روزسازی و نصب چراغ از ضروریات یک شهر زنده می‌باشد و لازم […]

گندم پرسبخش دوم و پایانی مصاحبه با جناب مهندس گرگیچ شهردار سابق زابل:

جناب مهندس چرا کارهای زیربنائی در زابل جدی گرفته نمی‌شود و متأسفانه هر شهرداری که انتخاب می‌شود اولین کارش تعویض سنگ‌های بلوار مدرس و نصب چراغ در شهر می‌باشد؟

پیاده روزسازی و نصب چراغ از ضروریات یک شهر زنده می‌باشد و لازم است. اما شهردارنبایدکارهای زیربنائی را نیز فراموش کند زیرا این دو لازم و مبذول هم اند.

شما چقدر دنبال کار زیربنائی بودید لطفا نمونه‌هایی را بیان فرمائید؟

خوب برای پاسخ به این سوال بهتر است مسائلی را بازگو کنم ، روزی که بنده به زابل وارد شدم دو موضوع مرا متعجب کرد.

اول ناامیدی مردم از اینکه دیگر زابل قابل ساختن نیست و به گفته دولتمردان وقت باید به شهر جدید رامشار کوچ کرد.

دوم مستهصل شدن پرسنل شهرداری و اینکه دیگر شهرداری قادر به جبران خرابی های زابل نیست.

اما فعالیت هایی که در این راستا انجام دادم

نخستین حرکت من ایجاد خودباوری در پرسنل ماتم زده شهرداری زابل بود که آنان را به این خودباوری رساندم که میتوانند اگر بخواهند و ساختن دوباره زابل شدنی است.که همه دست به دست هم دادیم و شروع کردیم.

دومین کارم این بود که شهرداری زابل را از حالت اداری به حالت اجرائی ، خدماتی و عمرانی در آورم به همین دلیل شهرداری به صورت ۲۴ ساعته فعال شد.

سومین کارم آشتی بین مردم و شهرداری بود تا احساس کنند شهرداری عامل خدمت‌رسانی و بهتر زندگی کردن است نه قتل‌گاهی برای شهروندان.

چهارم فعال نمودن همه نیروها برای کسب درآمدهای معوقه شهرداری از شهروندان با محوریت رعایت حال شهروندان بود

که با دریافت این معوقات توانستیم خدمات زیر را ارائه دهیم

۱- نصب بیش از ۴۰۰ باکس و خرید خودروهای مکانیزه تا زابل را کم کم از کثیف‌ترین شهر به بهترین شهر ممکن تبدیل کنیم.

۲- بازسازی معابر شهر به ویژه پیاده‌روها ، تا شهر شکل محیط شهری به خود گیرد.

۳- بازگشائی محورهای جدید شهر زابل مثل کمربندی دور شهر ،  بازگشائی معابر قدیمی که سال ها لاینحل باقی مانده بود، بهسازی و توسعه تمامی ورودی های شهر زابل به سمت زهک، بنجار، ادیمی و دوست محمد.

۴- توسعه حمل و نقل درون شهری و خرید اتوبوس های جدید.

۵- احداث پارکها و اماکن تفریحی مثل پارک یعقوب لیث.

۶- زیباسازی سطح شهر

۷- سازماندهی فاضلاب شهر زابل

همه موارد فوق می‌توانند یک شهر را زنده و پویا کنند به شرطی که توام و با هم باشند. من هم کارهای زیربنائی کرده‌ام و هم کارهای روبنائی، چون برای یک شهر کارهای زیربنائی و روبنائی لازم و ملزوم یکدیگرند.

یکی از کارهایی که اتفاقاً هم مخالف داشت هم موافق، کم عرض کردن خیابان منتهی به شهرداری بود (چهار راه شهربانی) به چه دلیل اینکار را انجام دادید؟

در بازدید  از کشورها و شهرهای اروپائی، مثل پاریس، امستردام، هامبورگ، کلن ، استانبول و کشورهای عربی متوجه شدم که در مکان های پر تردد مثل بازار زابل اولویت با عابرین پیاده است و همه امکانات رفاهی برای عابرین پیاده باید فراهم ‌باشد. از میدان شهربانی  تا جلوی آموزش و پرورش حدود ۱۵۰ متر بود که محل توقف و ترافیک خودروها بود به همین منظور عرض باند خودروها را کم کردیم تا توقف نکنند و فضا برای رفاه بیشتر عابرین پیاده با نصب صندلی، چراغها و پیاده‌روزسازی  بهتر فراهم شود. توقف خودروها در این فاصله چهره بدی به بازار زابل داده بود و به همین منظور  اولویت را به زیباسازی و عابرین پیاده دادیم تا خودروها در جلوی آموزش و پرورش توقف و مسافرین را به مقصد برسانند.

جناب مهندس شما به عنوان شهردار سابق زابل چه راهکارهایی را برای برخورد با ریزگردها که بزرگترین دشمن این ایام زابل به شما می‌رود را پیشنهاد می‌کنید؟

سوال بسیار خوبی مطرح شد . در سال ۸۳ بیش از چندین میلیارد اعتبار برای جلوگیری از حرکت ریزگردها به سیستان اختصاص داده شد ولی متأسفانه بیهوده به مالچ پاشی هدر رفت.

بنده پیشنهاد دادم که فقط ۲ میلیارد از اعتبارات را به شهرداری زابل اختصاص دهند تا در قسمت شمال شهر از بلوار قائم‌آباد تا جاده دوست‌محمد  کمربند فضای سبز با عرض ۲۰۰ متر ایجاد نمائیم و آبیاری آن از پساب فاضلاب شهر باشد ولی متأسفانه عملی نشد. و اعتبارات جور دیگری هزینه گردید.

چه کسانی با طرح شما مخالف بودند و به چه دلیل ؟ اگر طرح اجرا شده بود اکنون چه تغییری در وضعیت زابل داشت؟

فرماندار وقت مخالفت کرددلیلش را باید از خودش پرسید

 با اجرای این طرح سه اتفاق در شهر زابل  می‌افتاد.

۱- پساب فاضلاب مورد استفاده بهینه قرار می‌گرفت.

۲- کمربند فضای سبز در شمال شهر ایجاد می‌شد.

۳- فضای سبزایجاد شده مانع هجوم همه جانبه ریزگردها به شهر زابل و بهتر شدن هوا می‌شد.

جناب مهندس این روزها پدیده مهاجرت به شدت در زابل افزایش یافته است و روز به روز به شمار افرادی که از زابل می‌روند افزوده می‌شود. شما برای جلوگیری از تخلیه شهر چه مواردی را پیشنهاد می‌کنید؟

من بازهم تکرار می کنم که شهر زابل باید توسعه یابد  و توان جذب سرمایه‌گذار را داشته باشد. عامل اصلی این توسعه هم فقط شهرداری می‌باشد که سایر سازمانها و نهادها هم در این راستا باید به شهر و شهرداری کمک کنند تا روال توسعه به خوبی به پیش رود  زیرا محور ماندن مردم در سیستان ، شهر زابل و دادن خدمات خوب به شهروندان این شهر است.گذشت روزگاری که مردم از مهاجرت می ترسیدند زیرا این روزها همه شهروندان شهری را انتخاب می کنند که خدمات خوبی به شهروندان اختصاص دهد موضوعی که متأسفانه همیشه فراموش شده است.باید نمایندگان مجلس و مدیران اجرائی استان اعتبارات گسترده‌ای برای زابل جذب کنند.

آیا شما برنامه ای برای این موضوع داشتید ؟

من برنامه ۱۰ ساله برای شهر زابل داشتم میخواستم تا زمان بازنشتگی  زابل را به قطب سرمایه‌گذاری ، توسط خود سرمایه‌گذاران سیستانی با بهره گیری از وجود دانشگاه زابل تبدیل کنم .همچنین  با توجه به ۵ شهر اطراف زابل سرمایه‌گذاران شهرهای کوچک نیز به سرمایه‌گذاری در زابل ترغیب می شدند ولی حیف که نشد و نگذاشتند .

آمده بودم تا پایان دوران خدمتم در زابل باشم و تمام تجربیاتی که در شهرهای دیگر کسب کرده بودم را در زابل پیاده کنم اما چه بگویم که نگفتنش بهتر است

 پیشنهاد شما چیست؟

 اول باید خود مردم سیستان باور کنند که می‌توانند و می‌شود زابل را دوباره ساخت و دوم با جلب نگاه دولتمردان و اعتبارات ملی زمینه سرمایه‌گذاری های کلان دولت به منظور ایجاد کار و اشتغال و امید به ماندن را در زابل برای همیشه فراهم کرد

آقای مهندس شما از خیانتی حرف می زنید که دودش به چشم مردم سیستان رفت .چرا این خیانت را با مردم در همان زمان در میان نگذاشتید ؟

روزی که اعضای شورای شهر زابل به تحریک سیاسیون به دو گروه موافق و مخالف من تقسیم شدند در ۱۰ جلسه سخنرانی در مساجد شهر با مردم صحبت کردم و گفتم که این تفرقه و اختلاف دودش به چشم خودتان می‌رود و حتی در جریان استیضاح نیز همه موارد را به مردم گفتم ولی گوش شنوایی نبود

آقای مهندس مثل اینکه شما بیشتر از اینکه از خائنین ناراحت باشید از مردم سیستان دلخور هستید .چرا؟

از خائنین انتظاری نداشته و ندارم زیرا آنها فقط به فکرخودشان هستند  ولی ناراحتی من از مردمی بود که تمام تلاشم برای رفاه و آرامش آنان بود تا بتوانند به راحتی زندگی کنند ولی متاسفانه با سکوتشان فرصت را به فرصت طلبان دادند تا اوضاع شهر وشهرداری را به هم بریزند و دوباره برگردند به وضعیت شلم شوربا ، تا با خیال راحت اهداف خود را پیگیری کنند .

آقای مهندس برگردیم به زمان شهردار بودن شما

آیا شما برکناری خود را توطئه سیاسی می‌دانید؟

عوامل مختلفی در برکناری من نقش داشتند شاید یکی از آن عوامل سیاسی بود ولی کسانی که موجب برکناری من شدند گروه اندکی بودند .اما علت اصلی برکناری من سکوت مردم در برابر ظلم و اجحافی بود که به خودشان روا داشتند. مردم زابل چشم خود را به روی حق و حقیقت بستند ۶ سال تلاش شبانه‌روزی من و همکارانم را نادیده گرفتند و در برابر عده‌ای فرصت‌طلب که منافع آنان به خطر افتاده بود سکوت اختیار کردند.

 بنده  حاضرم در جمع مردم زابل حضور پیدا کنم تا خائنین به سیستان را رسوا کنم و با سربلندی اعلام کنم که هیچگاه به مردم زابل خیانت نکرده‌ام .

بنده در طول خدمتم در شهر زابل حتی یک شب بدون فکر سازندگی زابل سر به بالین نگذاشته‌ام و به جز فکر ساختن زابل از خواب بیدار نشدم. ۱۶ ساعت کار شبانه روزی بنده در شهرداری زابل گواه این مطلب است.

آن گروه اندک چه کسانی بودند ؟

آنهایی که با تفرقه بین اعضای شورای اسلامی شهر زابل زمینه های ورود افراد فرصت طلب را فراهم کردند تا تعدادی از اعضای شورای شهر به جای وحدت و همدلی و همراهی برای عمران و آبادی به درگیری و جنجال فکر کنند و این آغاز خرابی زابل بود آنهایی که با سنگ خدمت به سینه زدن برای زابل به شورای شهر آمدند و تیشه به ریشه زابل ، شهرداری زابل و شورای شهر زدند تا خیانت آنان همیشه در تاریخ ثبت شود.

در آن ایام عنوان گردید که شما می‌خواهید کاندید مجلس شوید. آیا این موضوع ربطی به برکناری شما داشت؟

همه می‌دانند که من دو سال بعد از حضورم در زابل اگر کاندیدا می شدم نماینده مجلس بودم به دلیل خدماتی که انجام داده بودم و همراهی مردم با من، گواه این موضوع استقبال چندین هزار نفری مردم از اینجانب در بازگشت از مکه مکرمه است اما بنده درهمان سخنرانی  اعلام کردم که برای عمران و آبادانی شهر زابل آمده‌ام و قصد کاندیدا شدن برای مجلس را ندارم. چون فرصت نماینده مجلس شدن بنده در دیگر شهرهایی که شهردار بودم نیز فراهم بود اما نگاه من چیز دیگری بود. ولی خائنین به سیستان بیکار نماندند.اما این را هم اعلام کنم که اگر نماینده مجلس هم می شدم سیستان را طور دیگری می‌ساختم.

 شما بعد از شهرداری از زابل رفتید. لطفا کمی در این مورد صحبت کنید؟

بعد از اتفاقاتی که در زابل افتاد با پایان یافتن امتحانات فرزندانم زابل را ترک کردم، مانند روزی که برای ساختن زابل غریبانه وارد شهر شدم و بعد از شش سال تلاش برای عمران و آبادانی شهر باز هم غریبانه خارج شدم.

اگر روز ورودم غریبانه وارد شدم با خودم گفتم هنوز برای مردم کاری نکرده‌ام ولی وقتی غریبانه پس از شش سال تلاش شبانه‌روزی خارج شدم به یاد مردم کردستان که تا ۱۰ کیلومتر مرا بدرقه کردند  افتادم یا مردم تفرش که برایم مراسم تجلیل گرفتند و مردم دلیجان که موقع رفتنم اشک ریختند و به یاد مردم خمین که ساعتها خودرویم در بین جمعیت آنها متوقف شد و به یاد مردم سراوان که موقع انتقال به ایرانشهر شهر را به هم ریختند افتادم که مجبورشدم مجدداً به سراوان برگردم یا مردم ایرانشهر که ۲۰ کیلومتر مرا بدرقه کردند . سخت بود آن ساعت ها و آن روزها

به یاد شهردار و پرسنل شهرداری گرگان که برای رفتن به شهر زابل مانعم شدند که در گرگان بمانم اما من نماندم رفتم تا به شهر اجدادم خدمت کنم اما بعد از شش سال با قلبی شکسته دوباره به آغوش گرگانیها برگشتم.

و چقدر دردناک است که آدم در شهرآبا و اجدادیش غریب بیاید و غریب نیز برود.

به نظر شما چه چیزی باعث می شود که مردم حتی برای بدرقه مردی که شهرشان را ساخت نیایند؟

نمیدانم اما شنیدم که می‌گویند مردم زابل بد بدرقه هستند

در آن ایام از مردم چه انتظاری داشتید چه چیزی می توانست مرحمی بر قلب زخم خورده شما باشد؟سر زدن به خانواده‌ام و دلجوئی کردن از آنان زیرا تنها ناراحتی من بابت ناراحتی خانواده ام بود

شما بعد از بازگشت به عنوان معاون شهردار گرگان انتخاب شدید. این افتخاری برای سیستانی ها بود اما چرا فردی که به سیستان داشت خدمت می‌کرد باید سر از گرگان در آورد؟

این سؤالی است که باید از مردم بپرسید.اما آغوش گرم گرگانی ها تلخی غریبانه خارج شدن از زابل را در ذهنم کمرنگ کرد.

 آیا شما در حال حاضر مشغول فعالیت سیاسی هستید؟

نمی‌توانم فعال نباشم اولویت ، فعالیت اقتصادی و بعد فعالیت اجتماعی و سیاسی است.

 آیا از اینکه شما شهردار زابل بوده‌اید پشیمان هستید و آیا امکان دارد روزی دوباره به شهر زابل برگردید؟

نه . من اصلاً پشیمان نیستم زیرا با عشق به زابل آمدم با عشق خدمت کردم ولی غریبانه ، اما با عشق زابل را ترک کردم.

ولی هیچوقت حاضر نیستم دوباره به زابل بازگردم. اما همچنان افتخار می‌کنم که سیستانی هستم و افتخار می‌کنم که خدا توفیق خدمت به مردم دیار آبا واجدادیم را هر چند کوتاه به من داد.دوست دارم از این بعد به خانواده‌ام و همشهریان گرگانیم خدمت کنم که شایسته خدمت هستند و قدردان .

جناب مهندس گویا روند حذف بعد از شما هم در زابل ادامه داشته است فکر می کنید چه عاملی باعث می شود کسانی که خدمت می کنند هرکدام به نوعی حذف شود؟

بی تفاوتی مردم نسبت به سرنوشت شان مهمترین دلیل است. اما با اتحاد و همدلی دلسوزان سیستان از هر قوم و قبیله که هستند باعث می‌شود که فرصت طلبان که تیشه بر ریشه سیستان می‌زنند نقش‌شان کم‌رنگ شود و خدمتگزاران واقعی حمایت شوند. در غیر اینصورت این اتفاق ها همچنان ادامه دارد و بازهم شاهد این روند خواهیم بود.

آقای مهندس چرا مردم شهر از تصمیم گیریها در مورد شهر عقب افتادند و تنها میدان عرضه اندام انها موقع انتخابات است (مجلس و شوراها) آیا عواملی باعث دورکردن مردم از صحنه دخیل است ؟

به نظر من رای دادن احساسی به افراد توسط مردم باعث می‌شود که پس از فرونشستن احساسات دیگر برنامه‌ای برای ادامه کار و تلاش برای رسیدن به اهداف عالیه نه در انتخاب شونده باشد و نه در مردم.

آیا شما با این موضوع که شهردار باید با رای مستقیم مردم انتخاب شود موافقید و فکر می‌کنید این روش بتواند در زابل موثر باشد؟

اصولاً انتخاب شهردار چه از طریق شورا و چه از طریق رای مردم فرقی نمی‌کند. مهم معیارهای انتخاب شهردار از طرف شورا یا مردم است.معمولاً در انتخاب اعضا شورای شهر و یا شهردار اگر احساسات و موارد صنفی و قومی ،قبیله ای وارد نشود و تنها عمران و آبادانی شهر در نظر گرفته شود شاهداتفاقات خوبی خواهند بود.

آقای مهندس انتخابات شوارای شهر درزابل برگزار گردید ۱۱ نفر به عنوان اعضای شورای شهر انتخاب شدند شما چه چیزی برای گفتن به این افراد می توانید داشته باشید ؟

اولاً به کلیه منتخبین شورای شهر تبریک می‌گویم. آنها در انتخاب شهردار، معیارهای تجربه، توانمندی و برنامه داشتن شهردار را فراموش نکنند.

دوماً در تصمیم‌گیریها سعی بر تفکر شورایی داشته باشند و به رأی اکثریت احترام بگذارند.

سوماً در امورات شهرداری و شهردار به جای دخالت ، نظارت کنند.

 در پایان لطفا هر نگفته‌ای که باید مردم می دانستند را گفته و آرزوی خود را برای سیستان بزرگ بیان فرمائید؟

باید بگویم که من در سیستان خاطرات خوب فراوانی هم داشته‌ام.

 تمام تلاش های شبانه‌روزی که من انجام داده‌ام فدای یک لحظه دویدن بچه‌هائی که در پارکها و پیاده‌روهای هموار که ساختم راحت و با عشق میدوند

 تمام سختی هایی که من و خانواده‌ام کشیدند فدای یک لحظه شهروندانی که در پارک یعقوب لیث قدم می‌زنند و کنار آب نماهای پارک ایستاده و فوران آب ها را تماشا می‌کنند ومقبره آقا سیدباقر را طواف می‌کنند

 تمام تلاشم فدای یک لحظه ورزشکارانی که شهرداری را خانه امید خود می‌دانستند و بارها قهرمان شدند و افتخار آفریدند

 تمام تلاش هایم فدای یک لحظه فریاد تماشگرانی که در جام رمضان یکصدا فریاد می زدند شهردار دوست داریم

 تمام تلاش هایم فدای یک دقیقه پشت در ماندن شهروندی که به علت شلوغی دفترم می‌خواست مرا تنها ببیند

 تمام تلاش هایم فدای یک لحظه تلاش پرسنل شهرداری که شش سال کنارم با عشق کار کردند.

تمام تلاشم فدای خوبی های خوبان سیستان

از آنهائی که تلاش در برکناریم داشتند هم متشکرم چون به زادگاهم استان گلستان و آغوش گرم خانواده‌ام برگشتم.

آرزویم سربلندی سیستان و داشتن شهری در خورشآن شهروندان سیستانی است

خدایا چنان کن سر انجام کار توخشنود باشی ما رستگار

در پایان ضمن تشکر از سایر سایت ها و رسانه ها که با انتقال این مصاحبه موجب رساندن صحبت جناب مهندس به تعداد بیشتری از همشهریان شدند.

و تشکر خاص از جناب مهندس گرگیچ که خبرسیستان را برای انجام مصاحبه بعد از سالها انتخاب کرد امیدواریم که بتوانیم ذره ای در راه حمایت از داشته هایمان حرکت کرده باشیم و کسانی که می توانند به زابل خدمت کنند را با دست خود از بین نبریم.بازنشر/خبر سیستان

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه