صدای آمدن زمستان را در زاهدان از صفهای گاز می شود حس کرد.     گـــنـدم خـــبـر : صدایی که سالهاست شنیده می شود و هر زمستان که کارد به استخوان می رسد تصمیم گرفته می شود سال بعد برنامه ریزی کنند و به قولی آب را از سر ببندند اما سال بعد که می […]

صدای آمدن زمستان را در زاهدان از صفهای گاز می شود حس کرد.

 

 

گـــنـدم خـــبـر : صدایی که سالهاست شنیده می شود و هر زمستان که کارد به استخوان می رسد تصمیم گرفته می شود سال بعد برنامه ریزی کنند و به قولی آب را از سر ببندند اما سال بعد که می شود انگار مشکل برای اولین بار ایجاد شده است این ماجرابیش از اندازه عادی شده، برای ما عادی شده که پیرمرد ۶۰ ساله فرغون گاز حمل کند و یا خانمی سیلندر گاز جابجا کند.

 

 

حال اگر این روند باموج سرما و یا وقفه در مبدا همراه شود کار پیچیده ترمی شود، آن وقت تازه همه متوجه می شویم این پدیده غیرعادی است.

 

 

در این میان، ماجرا زمانی عجیب می شود که با وجود تغییر دولت ها و تغییر فرمانداران زاهدان این مشکل همچنان باقی است ولی یک چیز ثابت است و آن شبکه توزیع گاز کلان شهر زاهدان است.

 

 

وقتی سالها این شبکه توزیع موفق نبوده چه تضمینی وجود دارد که حالا جواب مثبت دهد.

 

 

چرا باید خودرو گاز رسان با پلاک مخدوش گاز توزیع کند و اصلا چرا گاز در بازار آزاد فراوان است ولی عاملان توزیع از نبودن سخن می گوییم.

 

 

گزینش افراد مطمئن برای شبکه توزیع یک اصل است، پالایش مداوم و ریزش و جایگزینی یک اصل است. اساسا گزینش در اموری که مربوط به رضایتمندی مردم می شود بالاترین سطح گزینش باید باشد.

 

 

نیاز است برخوردهای قانونی به مردم اطلاع رسانی شود بخصوص که غالبا رفتار برخی به حساب همه گذاشته می شود.

 

 

حتی اگر سهمیه گاز سیستان و بلوچستان بیشتر شود با این شبکه توزیع،اجاقی گرم نمی شود شاهد این ادعا این است که نیاز زاهدان حدود ۱۱۰ تن گاز است ولی ۱۸۰ تن توزیع می شود و باز مصرف کننده بی نصیب می ماند.

 

 

این گاز کجا می رود ؟ با یک حساب سر انگشتی چقدر به بیت المال ضرر می رسد بی آنکه مردم راضی باشند. چقدر از وقت وتوان مدیریتی سیستم تلف می شود.

 

 

دیگر کی وقت می شود سیستم مدیریتی با این مشکل بزرگ سراغ دیگر مسایل برود.

 

 

برای همه مسجل است که ایراد اصلی از همان شبکه توزیع است ، شبکه ای که هزینه گاز درب منزل را می گیرد ولی مردم باید دنبالش سر خیابانها بدوند بجای ۵ هزار و ۹۰۰ تومان براحتی ۶ هزار تومان می گیرند و ما به التفاوت معلوم نیست کجا می رود.

 

 

این ۱۰۰تومان ناقابل با توزیع روزانه ۱۸ هزار سیلندر گاز ، با ارزش و قابلدار می شود.

 

 

وقتی سوال می شود چرا سیلندر گاز درب منزل نمی رسد می گویند مردم استقبالی به شبکه اشتراک ندارند، جواب این عدم استقبال هم براحتی مشخص می شود ،اگر دنبال واقعیت باشیم کافیست از مردم در یک نظرسنجی علمی پرسیده شود.

 

 

 

شهر سراوان شاهد خوبیست، اگر وضعیت اشتراک گاز زاهدان مثل سراوان هوشمندانه و مسولانه می بود که بعد از تحویل گاز درب منزل ، حتی از خانواده ها درباره نحوه برخورد توزیع کننده و زمان آمدن ، وزن سیلندر و حتی خرابی یا سلامت سیلندر پرسیده می شود مسلما مردم طالب اشتراک خواهند بود.

 

 

اگر چه سروان به لحاظ جمعیت قابل مقایسه با زاهدان نیست ولی مرزی بودن و از همه مهمتر با بازبودن مرز نباید سالی یکبار دست مردم سراوان سیلندر گاز می رسید.

 

 

 

وقتی شهرستان مرزی سراوان دارای شبکه توزیع گاز به این قوت است چرا کلان شهر زاهدان بعد از سالها در شبکه توزیع گاز خود تجدید نظر نمی کند؟ چرا وقتی چهار نفر بسیجی را کنار دست توزیع کننده می گذاریم ،شهر نفس راحتی می کشد و گاز به همه می رسد.

 

 

اکنون نگرانی این است که با خبر آمدن گاز به زاهدان تا آخر سال ،شبکه توزیع گاز از زیر تیغ بازنگری و اصلاح کنار زده شود بخصوص که حتی اگر گاز آخر سال زاهدان برسد ،لوله کشی داخل شهر چند سال طول می کشد و ماشین سیلندر گاز مدتی همچنان نقش ماشین عروس را بازی کند و ما در پی آن دوان دوان . پس ضروریست که شبکه توزیع گاز زاهدان جراحی شود.

 

یادداشت : احمد ملاشاهی

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه