یکی از راههای ناجوانمردانه ی دست یافتن به خواسته ها و پیشبرد نادرست اهداف، شب نامه نویسی ست.   گـــنـدم خـــبـر : شب نامه به نوشتاری اطلاق می شود که هجمه ای از اطلاعات ناصحیح را بدون ارایه مستندات و مدارک معتبر به فرد،افراد، یا مجموعه ای نسبت دهند و این در حالی ست که […]

یکی از راههای ناجوانمردانه ی دست یافتن به خواسته ها و پیشبرد نادرست اهداف، شب نامه نویسی ست.

 

گـــنـدم خـــبـر : شب نامه به نوشتاری اطلاق می شود که هجمه ای از اطلاعات ناصحیح را بدون ارایه مستندات و مدارک معتبر به فرد،افراد، یا مجموعه ای نسبت دهند و این در حالی ست که نویسنده یا نویسندگان از ذکر نام خود ممانعت می کنند.

 

خوشبختانه امروزه با بالا رفتن سطح دانش و خرد مردمان و درک جامع از مسایل پیرامونی این روش ناپسند اعتبار خود را از دست داده اما متاسفانه هنوز هستند کسانی که با تمسک به شب نامه نویسی در پی تخریب و تضعیف دیگرانند و با این کاربسیار ناپسند جامعه را به سوی فرسودگی و بدبینی سوق می دهند و چونان شغاد از روی بخل و حسد و گمراهی چاه را جایگزین چاره جویی می کنند.

 

 

و زمهریر در جان مان رخنه می کند وقتی می بینیم   در این روزهای پاییزی که بی هیچ بهانه ای سرد است و سرد است ،  این آفت موریانه صفت درقطب علمی منطقه، یعنی دانشگاه زابل ریشه دوانده .

 

 

سخن از امروز و دیروز هم نیست؛مدیران ادوار گذشته نیز کارنامه ی کاری شان پر بود از شب نامه های کوتاه و بلند و سیاه و خاکستری که خدا صبرشان دهد و به مدیر اکنون نیز  ؛خدا قوت می گوییم.

 

 

چرا که این سیاه نامه های سراسر سیاه نمایی هیچ تاثیر سوء دیگری هم که نداشته باشد عجیب توان انسان را تحلیل می برد و اندیشه اش را آشفته و پریشان می کند و در چنین شرایطی چطور می توان انتظار خدمت پرتوان و با انگیزه داشت.

 

 

 
در چند روز اخیر یادداشتی با عنوان ((نامه سرگشاده و صریح جمعی از اساتید دانشگاه زابل به وزیرعلوم)) از طرف برخی اعضای هیات علمی در رسانه های کشوری ومحلی منتشر گردید که مارا برآن داشت هر چند بی طرف، اما چند خطی با نگارنده و یا نگارندگان یادداشت سخن بگوییم.

 

 

دوست عزیز هیات علمی که این گونه قلم فرسایی نموده اید وقطعا به نوشته های خویش نیز اعتقاد دارید، نوشتار بی نام شما، خود مهری است برای تایید بی اعتبار بودن کلام و پیام تان.

 

 

چرا که اگر سخنانتان براساس واقعیت می بود و در پی خیرخواهی و دلسوزی برای سیستان، باید درپایان برای پیشرفت و پیشروی مصالح و منافع منطقه سیستان باجسارت نام خویش را می نوشتید تا ما و دیگران نیز می توانستیم باتمام توان رسانه ای در پوشش و نشر آن همراهی تان نماییم.

 

 

 استاد گرامی! نخستین ویژگی یک منتقد خوب صادق بودن است ،با خودتان ،مردم و مدیرتان صادق باشید و اگر فانوسی در دست دارید آنرا برای روشنای راه به کار گیرید، نه برای آتش زدن سابقه ی خدمت و تلاش همکارانتان.

 

چرا که اگر انتقادی بر عملکرد دانشگاه زابل وارد باشد،که حتما هست و هیچ پیشرفتی بی آزمون و خطا حاصل نمی شود، شما هم به عنوان عضو هیات علمی دانشگاه ،آنگونه که در شب نامه تان ذکر شده در این کم کاریها و کوتاهی ها نقش دارید و موثرید.

 

 

پس اگر دلتان برای قطب علمی شهرتان سوخته و نگرانید، با منطق و انصافتان برای خشکاندن سرچشمه های نگرانی تان بکوشید نه با شب نامه نویسی که در جامعه امروز همانطور که در ابتدای نوشتار هم گفتیم نه جایی دارد و نه بهایی.

 

 

از حق که نگذریم دانشگاه زابل در سالی که گذشت فعالیتهای مثبت و روبه رشدی داشته است. پس داشته هایتان را دریابید و به جای تیشه زدن به بن آن، برای دست یافتن به نداشته ها و نیازهای علمی منطقه بیش از پیش همت گمارید،به مهر .

 

 

حضور نمایندگان  سیستان  را هم که هر دو عضو هیات علمی دانشگاه زابل و ازهیات امنا نیز می باشند مغتنم شمرده و پایه ریز آبادانی باشید و نه خودزنی!!!

 

 

از این بزرگواران نیز تقاضا داریم دلسوزانه به درد دل جامعه ی فهیم دانشگاهی گوش دل بسپارند و با درایت گره گشای مشکلات علمی ،پژوهشی، عمرانی و اعضای هیات علمی وکارکنان شوند .باشد که خیری حاصل شود.ان شالله

 

سیدمحمدکاظم حسینی طباطبائی

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه