گندم پرس: حقابه ایران از هیرمند، به دادخواست حقوقی ایران از آب رودخانه هیرمند در منطقه سیستان اشاره دارد. این رودخانه در گذشته در هر دو کشور افغانستان و ایران جاری بوده است.  جدایی هرات از خاک ایران در سال ۱۸۵۷ میلادی به موجب معاهده پاریس و امتناع گسترده حاکمیت افغانستان از جاری ساختن رود هیرمند […]

گندم پرسحقابه ایران از هیرمند، به دادخواست حقوقی ایران از آب رودخانه هیرمند در منطقه سیستان اشاره دارد. این رودخانه در گذشته در هر دو کشور افغانستان و ایران جاری بوده است. 

جدایی هرات از خاک ایران در سال ۱۸۵۷ میلادی به موجب معاهده پاریس و امتناع گسترده حاکمیت افغانستان از جاری ساختن رود هیرمند در خاک ایران، مسئله حقآبه رودخانه هیرمند را به یکی از مسائل مهم سیاسی، اجتماعی و زیست محیطی دو کشور مبدل ساخته است.

پس از شکست مذاکرات متعدد میان سران حکومتی ایران و افغانستان در سال‌های ۱۳۰۹ و ۱۳۲۷، با مداخله سه کشور آمریکا، کانادا و شیلی و با رأی کمیسیون بررسی حقآبه هیرمند موسوم به کمیسیون دلتا، قراردادی در سال ۱۳۵۱ میان امیرعباس هویدا، نخست وزیر وقت ایران و موسی شفیق، نخست وزیر وقت افغانستان در کابل به امضاء رسید و مقرر شد در هر ثانیه ۲۶ مترمکعب آب (معادل ۸۵۰ میلیون مترمکعب در سال) سهم سیستان و دریاچه هامون با­شد.

پس از شکست مذاکرات متعدد میان سران حکومتی ایران و افغانستان در سال‌های ۱۳۰۹ و ۱۳۲۷، با مداخله سه کشور آمریکا، کانادا و شیلی و با رأی کمیسیون بررسی حقآبه هیرمند موسوم به کمیسیون دلتا، قراردادی در سال ۱۳۵۱ میان امیرعباس هویدا، نخست وزیر وقت ایران و موسی شفیق، نخست وزیر وقت افغانستان در کابل به امضاء رسید و مقرر شد در هر ثانیه ۲۶ مترمکعب آب (معادل ۸۵۰ میلیون مترمکعب در سال) سهم سیستان و دریاچه هامون با­شد.

علی رغم حکمیت صریح در خصوص مستحق دانستن ایران از آب هیرمند، محمداعظم سیستانی، سیستان پژوه و از چهره های اجتماعی افغانستان، این حکمیت را در راستای سیاست های استعمارانه بریتانیا (حفظ خاک ایران به منظور تسلط بر هندوستان در مقابل تهدیدات روسیه) و در جهت برقراری خصومت دائمی میان افغانستان و ایران دانسته است.

رود هیرمند از رودهای پرآب شرق فلات ایران است. این رود از کوه های بابا در سلسله جبال «هندوکش» سرچشمه می گیرد و پس از طی ۱۱۰۰ کیلومتر و سیراب کردن اراضی مسیر، به دریاچه هامون می ریزد.

با توجه به شرایط اقلیمی منطقه سیستان در ایران و کمبود نزولات آسمانی، حیات منطقه، پیوندی جدی با حیات دریاچه هامون دارد و در واقع دریاچه هامون کلید پایداری زیستی در این منطقه است. پس از جدایی افغانستان از ایران طبق قرارداد پاریس ، افغان ها بارها و بارها به بهانه های مختلف از جاری کردن حقابه ایران از رود هیرمند به سمت هامون خودداری کرده اند.

نخستین قرارداد دوجانبه برای حل و فصل موضوع در سال ۱۳۱۸ه.ش به تصویب طرفین رسید. ماده یک این معاهده تأکید داشت: «دولتین ایران و افغانستان موافقت می نمایند که همه ساله هر مقدار آب رودخانه هیرمند که به بند کمال خان می رسد بین ایران و افغانستان از بند کمال خان به بعد بالمناصفه تقسیم شود.» این وضعیت باعث ورود مناسب آب به دریاچه هامون و تداوم حیات آن و نیز منطقه سیستان می شد. هامون به عنوان هفتمین تالاب بین المللی جهان، تا پیش از خشک شدن بیشتر قسمت هایش، ( از سال ۱۳۷۰ه.ش) یکی از مهمترین جاذبه های گردشگری و منبع درآمد صدها هزار نفر از مردم منطقه بوده است.

حقی که از دست رفت

با وجود انعقاد قرارداد ۱۳۱۸ه.ش، افغان ها به تعهداتشان در مورد تقسیم مساوی آب هیرمند عمل نکردند.

به همین دلیل موضوع مناقشه بر سر حقابه ایران از رود هیرمند همچنان به قوت خود باقی ماند.
با بالا گرفتن اختلاف بر سر آب رود هیرمند میان ایران و افغانستان، کمیسیونی موسوم به دلتا با مشارکت آمریکایی ها برای حل و فصل موضوع تشکیل شد.

نتیجه نشست های این کمیسیون، انعقاد قرارداد ۱۳۵۱ه.ش میان ایران و افغانستان درباره حقابه رود هیرمند بود. این قرارداد پس از کسب رضایت شاه، توسط هویدا امضا شد و در ۱۰ مردادماه ۱۳۵۲ه.ش، به تصویب مجلسین ایران رسید.

این همان قراردادی است که علم در خاطراتش از آن انتقاد کرده است. با نگاهی دقیق به متن قرارداد، دلایل مخالفت علم با آن را در می یابیم.

اسدا…علم و خانواده اش برای قرن ها در منطقه جنوب خراسان و شمال سیستان فعال مایشاء بودند. او می دانست که شرایط پذیرفته شده از سوی ایران چه عواقبی را به دنبال خواهد داشت.

مطابق قرارداد ۱۳۵۱ه.ش، از ۵ میلیارد و ۶۶۱ میلیون و ۷۰۰ هزار مترمکعب آب سالیانه هیرمند، تنها ۸۱۹ میلیون و ۷۲۹ هزار متر مکعب، آن هم در سال هایی که بارش در حد نرمال و بیشتر بود، به ایران می رسید. معنای این تصمیم، کاهش سهم ایران از ۵۰ درصد آب رود هیرمند به کمتر از ۵/۱۴ درصد بود؛ یک کاهش حدود ۳۵ درصدی در حقابه ایران که می توانست طی چند سال یک فاجعه تمام عیار ایجاد کند.

به این ترتیب سیستان برای بیشتر فعالیت های کشاورزی و دامپروری خود باید به نزولات آسمانی دل خوش می کرد.

طولی نکشید که با بروز خشکسالی ها، از اوایل دهه هفتاد شمسی و کاهش شدید بارندگی ، خطر نابودی تالاب هامون، بیش از پیش روشن شد و طی کمتر از دو دهه، هفتمین تالاب جهان را به نیستی کشاند.

از آن جا که بر اساس قرارداد ۱۳۵۱ه.ش، در صورت کاهش آبدهی رود هیرمند، به پایین تر از حد نرمال، یعنی ۵ میلیارد و ۶۶۱ میلیون و ۷۰۰ هزار مترمکعب آب در سال، افغان ها می توانستند به نسبت کسری آب، از سهم ایران بکاهند، اوضاع آب سیستان بیش از پیش بحرانی شد؛ بحرانی که با وجود بارش ها و سیلاب های اخیر و برخی امیدها برای احیای تالاب هامون، همچنان باقی است و ادامه حیات این منبع راهبردی آب برای مردم منطقه را با تردید جدی روبه رو کرده است.

بر طبق ماده ۲ معاهده ۱۳۵۱ه.ش:«مجموع مقدار آبی که از رود هیرمند (‌هلمند) در سال نرمال آب و یا سال مافوق نرمال از طرف افغانستان به ایران تحویل داده می‌شود‌منحصر است به متوسط (‌اوسط) جریان ۲۲ متر مکعب در ثانیه طبق جدول شماره ده “‌راپور کمیسیون دلتای هلمند” مورخ ۲۸ فوریه ۱۹۵۱ مطابق‌تقسیمات ماهانه‌ای که در ستون ۲ جدول مندرج ماده سوم این معاهده ذکر شده و یک مقدار اضافی متوسط (‌اوسط) جریان ۴ متر مکعب در ثانیه‌متناسب به تقسیمات ماهانه مشمول ستون ۲ که در ستون ۳ جدول مندرج در ماده سوم توضیح گردیده و به سابقه حسن نیت و علایق برادرانه از طرف‌افغانستان به ایران تحویل داده می‌شود.»

کاهش حق آبه ایران به ۵/۱۴ درصد از ۵۰ درصد قبلی، ۷۰ درصد از حجم آب ورودی هیرمند به هامون کم می‌کرد.

منابع:
_ ویکی پدیا
_ ویژه نامه نوروزی روزنامه خراسان
_ خاطرات اسدالله علم جلد ششم صفحه۴۷۷ ؛۴۸۰؛۴۸۱

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه