شهرگندمــــ : آنچه مطالعه میفرمائید بخشی از زندگینامه حضرت آیت الله میرزاابراهیم شریفی زابلی (ره) میباشد که بمناسبت سالروز چهل و پنجمین سالگرد درگذشت وی منتشر می شود. سالک ربانی مجاهد فی الانفس والنفوس آیت الله میرزا ابراهیم شریفی زابلی(ره) متولد سال 1283 شمسی و اهل خطه ای از این خاک نورانی وشهیدپرور سیستان است […]

شهرگندمــــ : آنچه مطالعه میفرمائید بخشی از زندگینامه حضرت آیت الله میرزاابراهیم شریفی زابلی (ره) میباشد که بمناسبت سالروز چهل و پنجمین سالگرد درگذشت وی منتشر می شود.

سالک ربانی مجاهد فی الانفس والنفوس آیت الله میرزا ابراهیم شریفی زابلی(ره) متولد سال 1283 شمسی و اهل خطه ای از این خاک نورانی وشهیدپرور سیستان است که افتخارات فراوانی در طول تاریخ کسب کرده است .

 

آیت-الله-شریفی

 

حضور در نجف اشرف

سیستان و زابل گرمایی از جنس محبت دارد . مثل گرمای نجف . بهمین دلیل آیت الله شریفی زابلی(ره) در جوانی بعد از قم و تلمذ در درس آیات عظام حاج شیخ عبدالکریم حائری، حاج آقا حسین قمی و آیت الله بروجردی(رضوان الله علیهم اجمعین) ، جهت تحصیل عازم نجف شد.
در آنجا در محضر علمائی چون آقا ضیاء عراقی ، آقا سید ابو الحسن اصفهانی و آیت الله نائینی کسب فیض نمود و در نهایت ، عرفان را در مکتب آیت الله سید علی قاضی طباطبائی فرا گرفت مدتی را نیز در تهران و اصفهان به فراگیری علوم فقهی پرداخت بطوریکه دوران تحصیل ایشان حدود سی سال طول کشید ازهمدوره های تحصیلی او در محضر حاج سید علی قاضی طباطبایی ، مرحوم علامه طباطبائی و آیت الله علیمحمد بروجردی وشیخ محمد تقی بهجتی را میتوان به یاد آورد در دوران اقامت در نجف اشرف مورد توجه خاص استاد خویش یعنی حاج سید علی قاضی طباطبایی قرار گرفت و با صبیه وی ازدواج نمود.

حضور در زابل و دستگیری توسط رژیم شاهنشاهی

در اواخر دوران سلطنت رضا شاه با درجه اجتهاد وارد سیستان شد و امامت جمعه مسجد جامع حسین آباد را به عهده گرفت.عدم اعتنای وی به ممنوعیت منبر که پیش از آن توسط مسولین اداری زابل مقرر شده بود سبب گردید تا او را به جرم روضه خوانی دستگیر و زندانی نمایند این اولین باری بود که مرحوم شریفی طعم تلخ رفتار مامورین انتظامی را مزمزه نمود .

انتخابات دوره نوزدهم شورای ملی و قیام 19 بهمن سیستانیها
حق کشی ها، بهره کشی ها و بر باد دادن ملک و خاک سیستان که در طی ادوار گذشته توسط امراء مذکور بر این منطقه سایه گسترده بود عامل مهم مشارکت فعال سران سیستانی در انتخابات دوره نوزدهم مجلس شورای ملی گردید.
دولت دکتر مصدق انتخابات این دوره را آزاد اعلام کرده بود و مردم ساده دل ، معتقد و رنجیده سیستان برای رهایی خویش دست به دامان مرحوم شریفی شدند و از وی خواستند تا نمایندگی آنان را پذیرا شود اما او بخاطر ملاحضاتی زیر بار این وظیفه سنگین نمی رفت تا آنکه بدستور آیت الله کاشانی و امر یه حضرت آیت الله بروجردی که مشارکت روحانیون را واجب دانسته بودند وارد صحنه مبارزات انتخاباتی دوره نوزدهم گردید و بناچار مستقیما” برقابت با خزیمه علم برخاست و بدین ترتیب دو نیروی مردمی و دولتی رو در روی هم قرار گرفتند.

 شکست خاندان علم و خوانین متحد آنان در انتخابات انجمن های ایالتی و ولایتی سبب شد تا برای انتخابات دوره نوزدهم مجلس شورای ملی با برخورداری ازحمایت دربار بیشتر سرمایه گذاری کنند اما هوشیاری و هم پیمانی محمد رضاخان و آیت الله حاج میرزا ابراهیم شریفی که به ترتیب متاثر از سیستم فکری و سیاسی عقیدتی دکترمصدق و آیت اله کاشانی می بودند همه راهها را به روی هواداران خاندان علم مسدود می ساخت.

باکاندیدایی مرحوم آیت الله حاج میرزا ابراهیم شریفی که به رقابت امیرحسین خان خزیمه علم برخاسته بود سیستان به یک مرکز و یامیدان مبارزه سیاسی تبدیل شد و بدین ترتیب محمدرضاخان پردلی که توانسته بود باجلب اعتماد جامعه آنان را به یک حرکت ضد علمی رهبری نماید چهره مردمی و ملی یافت.

برگزاری متینگ ها وتظاهرات کوچه خیابانی سوار برکامیون که توسط گروهی از طرفداران علم و دولت برای درهم شکستن تحصن مردم در تلگرافخانه شهر تدارک دیده شده بود سبب سرسختی بیشترآنان گردید درنتیجه بدستور فرماندار و با توافق انجمن شهر خطوط تلگرافی که تنها راه ارتباط و اعتراض مردم برای دادخواهی بشمارمی رفت در چند قسمت از مسیر قطع شد.

در همین هنگام حدود شصت نفر از بزرگان و ریش سفیدان از جانب محمدرضاخان به فرمانداری مراجعه و به منظور اتمام حجت با کوثر فرماندار وقت ملاقات نموده متذکر شدند که عدم توجه به درخواست ما در خصوص رعایت تساوی اعضای انجمن های رای گیری به تحصن ما می انجامد. اینک بجای آنکه بگذارید برای احقاق حق مان با مقامات بالا تماس بگیریم خطوط تلگراف را قطع نموده اید؟ آیا مفهوم انتخابات آزاد که از طریق نخست وزیر وقت اعلام شد همین است؟

کوثر بدون رعایت جنبه های ظاهری قضیه که مسلما بی تاثیر در رخدادهای بعدی نبود با گفتاری تند پاسخ داد که من فرماندار چهارمحال بختیاری ام آمده ام تا خزیمه علم را از صندوق بیرون بیاورم و برگردم .

فردی از حاضرین بلند شد و به این کار و رفتارش اعتراض نمود. آنگاه همه حاضرین با عصبانیت از فرمانداری خارج شدند.

 سرسختی و لجاج آمرانه طرفداران خزیمه علم موجی از خشم در دل مردم سیستان پدید آورده بود.
توده های مردمی که بارها بوسیله صاحب منصبان دولتی محل و زورمداران عشیره ای و با گفتار و کردارهای تند و تحقیرآمیزشان به هیچ گرفته شده بودند به مشابه یک انبار بزرگ و همه جا گیر باروت بشدت قابل انفجار بود.
در زیر نگاههای نفرت بار و در عین حال کنجکاو و نگران مردم که صبح زود در مسیر خیابان اصلی شهر تجمع یافته بودند اتومبیل حامل انجمن و به همراه صندوق رای گیری از فرمانداری خارج و راهی حسینیه مرکزی شهرشد.

ظاهرا”به لحاظ رعایت برخی از جنبه های امنیتی این حسینیه را که درست روبرو شهربانی قرار داشت برای محل اخذ رای در نظرگرفته بوند.
به اعتقاد علمیون همه چیز بر وفق مراد پیش میرفت صندوقهای رای که همه انباشته از آرا دست نویس یک پسربچه بود که شب قبل توسط هواداران خزیمه و با نظارت پنهانی فرماندار و رییس انجمن شهر از داخل جورابهایشان به درون صندوق ها ریخته شده بودند.
احسانی  سوگندخورده بود که تا خزیمه را وکیل نکند به بیرجند نخواهد رفت. همه این مسایل پنهان و آشکاربه گوش مردم رسیده بود.

در یک چنین جوی بود که اتومبیل احسانی با سرنشینانی که همه در مظان اتهام و نفرت و انزجار عمومی واقع بودند از میان مردم خشمگین می گذشت، یک جرقه کوچک لازم بود تا این انبار سهمگین باروت مشتعل شود و آنگاه خرمن هستی را بسوزاند و این موقعیت چنین پدید آمد ….. از جماعت ….. پیرزن مستمندی را جلوی ماشین هل داد و بعد با صدای بلند فریاد زد که منتظر چه هستید؟
آیا دست روی دست میگذارید تا به ناموس شما تجاوز شود؟
احسانی و از پس وی سردار نظرخان ایرانی و کوثری و اشتری و آنانکه کشته نشدند با لباس زنانه از چنگ مهاجمین عصیان زده گریختند.

سردار نظرخان در خانه ای مسکونی و کوثر فرماندار شهر و اشتری در منزل سرهنگ پیروزان که فرماندهی هنگ زابل را بعهده داشت کشته شدند.

خزیمه علم که خانه اش با نیروهای مسلح فراوانی محافظت میشد بالاخره با لباس زنانه فرار نمود.اسد الله علم نیز قبل از ماجرا سیستان را ترک گفته بود.
سروان ادبایی افسر ابواب جمعی هنگ سواره نظام زابل از داخل شهربانی خود را به پشت بام مغازه های مشرف به چهارراه محل اجتماع مردم رسانده و مردم را به حفظ آرامش دعوت نمود اما هیچکس اعتنا نمی کرد سپس با شلیک پیاپی مسلسل مردم را تهدید نمود اما مردم متفرق نشدند .
کد خدا عباس اسدالله از جماعت میران عنایت فحشی نثار نموده چوبی به جانب ادبایی پرتاب کرد و او تاب نیاورده با اسلحه کمری کدخدا عباس را به گلوله بست و او کشته شد. مردم جنازه مقتول را از صحنه خارج کرده از جای خود نجنبیدند .
حدودا” ساعت دوازده صبح بود که سردار محمدرضا خان از مردم خواست تا متفرق شوند. پیش از این صندوق های رای گیری بلا استثنا تماما” در هم شکستنه شده و آراء تقلبی در مقابل دیدگان مردم بر روی زمین ریخته شده بود.
به محض در هم شکستن تجمع مردم، سرهنگ گل محمدی بسمت فرماندار نظامی تعیین و از همان لحظه دستور دستگیری محمد رضا خان،آیت الله حاج میرزا ابراهیم شریفی وجماعتی از مردم سرشناس شهر داده شد. ((آنان دستگیر  و در زندان تهرانی شدند))
آیت اله کاشانی در زندان به ملاقات آنان رفته به منظور استخلاص بازداشت شدگان به آیت اله بروجردی متوسل شده ایشان از طریق تماس تلفنی با شاه بخصوص در مورد مرحوم آیت الله حاج میرزا ابراهیم شریفی چنین متذکر میشوند که یا این آقا را بکش یا اینهمه توهین به یک مقام روحانی جایز نیست بعدها بر اثر مساعی آیت الله کاشانی برائت حاصل شده پس از گذرانیدن زندانهای کرمان ، قوچان و تهران به سیستان مراجعت نمودند.

برای دوره نوزدهم سیستان در مجلس شورای ملی نماینده ای نداشت برای دوره بعد جهانگیر تفضلی بدون آنکه سیستان را از نزدیک ببیند به عنوان نماینده مردم سیستان تراشیده شد و بعد از وی نیز کسانی نماینده مردم شدند که با حمایت و صلاحدید اسدالله علم بودند و این روال تا پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ادامه داشت.
منبع : کتاب زادسروان سیستان . مولف استاد غلامعلی رئیس الذاکرین بنقل از وبلاگ ولایتمدار سیستو

 

وفات آیت الله شریفی
آیت الله شریفی  در 17 دیماه 1348 شمسی بعد از عمری مجاهدت با عارضه قلبی به ملکوت اعلی پیوست . ایشان محبوب اهالی سیستان بود و مومنین و اخیار از او بسیار حمایت می کردند . قیام تاریخی 19 بهمن سال 1330 سیستان و رشادتهای آیت الله زابلی همیشه در یاد و خاطره ی آن دیار باقی است .

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه