شهرگندمـ : یک استاد دانشگاه زابل با ارسال نامه ای خطاب به دکتر اوکاتی و مردم زابل از برخی رفتارها  گلایه کرده است : جناب آقای محمود اوکاتی صادقسلامتعاریف مختلفی از شما وجود دارد. تعاریفی ضد و نقیض. تعاریفی که نشان میدهد دقیقا دو قشر معطوف و غیر معطوف از شما ارایه میدهند. من شما […]

شهرگندمـ : یک استاد دانشگاه زابل با ارسال نامه ای خطاب به دکتر اوکاتی و مردم زابل از برخی رفتارها  گلایه کرده است :
جناب آقای محمود اوکاتی صادق
سلام
تعاریف مختلفی از شما وجود دارد. تعاریفی ضد و نقیض. تعاریفی که نشان میدهد دقیقا دو قشر معطوف و غیر معطوف از شما ارایه میدهند. من شما را خوب میشناسم. شما یکی از مفاخر سیستان بعد از عمر پر برکت خود خواهید شد. پس از این پیامهای ضد و نقیض به نفع رشد خودتان استفاده کنید.  خودتان با پای خودتان وارد این گود شدید. شما اهل مطالعات تاریخی هستید، پس میدانید که جامعه بر اساس سطوح بالندگی و نیاز با آدمها برخورد میکند. شما میشناسید مفاخر زیادی را که پس از تهی شدن دستان گرانسنگشان از دامان دنیا نام مفاخر بر خود گرفتند و تا واپسین لحضات زندگی تنها تلخی دیدند و تلخی شنیدند.
IMG14414766
 
محمود خان اوکاتی صادق، ما ساعت های اول صبح روزهای زمستان را یادمان نمیرود که با پالتو و کلاه و در سرمای شدید برای جاری کردن روح کار، کنار کارگران و زحمتکشان دانشگاه ایستادید. و روزهای زیادی که با ابهت در وزارت علوم از حقوق اساتید و کارمندانتان دفاع کردید.
ما اما کمی کم لطفی کردیم. کم کاری کردیم. بعد از زابل اگر دولت با تدبیر باشد پست های مدیریتی بالاتری به شما میدهد. گرچه مدیریت در سیستم جاری بسیار سخت و انرژی بر است. اما امیدوارم که غنچه های تازه به بار نشسته دانشگاه و سیستان را کسی پرپر نکند. و خدا کند اگر کسی با جهل و یا دژخیمی و شیطان صفتی تصمیم بر چنین عملی دارد به راه نیکان هدایت گردد.
جناب آقای دکتر اوکاتی صادق، شما لایق احترام هستید، چون سعی میکنید به دیگران احترام بگذارید. گرچه مسلما انسان در زندگی خطاهای بسیاری دارد.
 
مردم سیستان، برادران و خواهران عزیزم، شما با رفتن دکتر اوکاتی یک همشهری خوب را از دست خواهید داد. گرچه با دکتر حبیب دهمرده هم خیلی ها کم لطفی کردند اما ایشان هم بعد از رفتنشان هنوز نقش سیاسیشان را در قبال سیستان دارند ایفا میکنند. کاش دکتر اوکاتی رزومه کاریشان را در دانشگاه زابل اینجا پیوست میکردند تا اگر دوستانی مجبور به قضاوت هستند با درک بهتر واقعیت ها تصمیم بگیرند.
دوست سیستانی که به من گفتی شهرستانی
سلامی به گرمی آفتاب سیستان
من به عنوان یک شهرستانی از انهایی که شهرستانی و بومی را اینقدر متفاوت میدانند و شهرستانیها را محق داشتن شرایط برابر نمیدانند دلخورم. من سیزده سال در شهر شما زندگی کردم. هیچوقت به هیچکدام نگفتم زابلی. اما شما به من گفتید شهرستانی. من جوانیم را وقف دانش در شهر شما کردم، اما شما آب سرد شهرستانی بودن را روی سر من ریختید تا از این کم لطفی شما من دچار دلخوری بشوم. گرچه که شما یک از صد نفر این شهر دوست داشتی هستی. چون من بسیاری دوست زابلی و بلوچ و افغانی دارم که در سالهای جوانیم بهترین و نزدیکترین دوستام بودند و هستند.
خدایا آن ده که آن به
 

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه