گندم پرس:چندی پیش خبری مطرح شد که اگر واجدین شرایط،تا نیمه های بهمن ماه اقدام به ثبت نام کارت ملی هوشمند نکنند؛مبلغ واریزی یارانه شان قطع خواهد شد.در پی شنیدن این خبر،موج یارانه بگیران فاقد کارت ملی؛راهی مسیر شدند تا بتوانند از یارانه ی خود دفاع کنند و نگذارند این مبلغ از دست برود.   […]

گندم پرس:چندی پیش خبری مطرح شد که اگر واجدین شرایط،تا نیمه های بهمن ماه اقدام به ثبت نام کارت ملی هوشمند نکنند؛مبلغ واریزی یارانه شان قطع خواهد شد.در پی شنیدن این خبر،موج یارانه بگیران فاقد کارت ملی؛راهی مسیر شدند تا بتوانند از یارانه ی خود دفاع کنند و نگذارند این مبلغ از دست برود.
 
اولین نکته ای که در این جریان خبری به ذهن میرسد این است که چرا افراد واجد شرایط،تا حالا اقدام به کسب هویت ملی خود نکرده اند!!!؟ با اندکی تامل به این نتیجه میرسیم که ریشه ی فقر آنقدر در جان مردم و جامعه ریشه کرده است که مردم به خاطر این مبلغ؛هویت خود را فراموش کرده اند.وقتی آمار بیکاری از در و دیوار خانه ها ی شهر بالا می رود،وقتی هیچ آستین همتی نمی تواند توسعه ی یک شهر را بالا ببرد،
 
وقتی واقعیت های جامعه خاموش میشوند و هیچ راه تازه ای برای فرار از واقعیت هایی مثل:محرومیت،خشکسالی،فقر و بیکاری …کشف نمیشود!وقتی مردم در برخورد با گسترش مشکلات کوتاه می آیند،وقتی مسئولین با حاشیه های نابجا زخم های کهنه ی افکار و عقاید مردم را نشانه میگیرند چه قضاوتی می توان کرد؟؟؟
 
آیا جامعه نمی توانست با یک خرد جمعی به سمت و سوی پیشرفت برود؟پیشرفتی که میتوانست آینده ی یک جوان را تامین کند و نگذارد روزگار تلخ بر مردم غلبه کند،حالا در این بحبوحه ی بیکاری؛ جوانهای با استعداد،فقط و فقط به یک انگیزه یارانه در پی کسب هویت خود هستند.
 
گذشته از این برنامه ریزی ها تا چه حد میتوانست درست از آب در بیاید تا خللی در کار نیفتد؟!بعد از اعلام خبر،جوانها یکی پس از دیگری در صف طویل کسب هویت ملی یا همان کارت ملی هوشمند مانده اند تا نگذارند فقر گذشته نگاهش را دوباره به سمتشان هدایت کند؛این بار جوانهای با استعداد اما جا مانده از کسب و کار دست به دامن کارت ملی شده اند تا یارانه شان قطع نشود.
 
نقش جوانها تا چه حد می تواند در آینده سازی مملکت موثر واقع شود،سرمایه های انسانی در معنای وسیع تر میتواند هویت یک جامعه را تحت تاثیر قرار دهد.
 
قضیه ی بیکاری جوانها در این شهر و دیار ؛صادق است و عدم توجه مسئولین به این امر،منطقی را در ذهن مردم طراحی میکند و آن منطق چیزی نیست جز پارتی بازیهای کلان مسئولیتی که به عبارتی روی یک خط موازی قرار گرفته و هیچ چیزی مانعش نمیشود…
 
ناگفته نماند که تولد دوباره یک شهر و حتی یک کشور را زمانی میتوان جشن گرفت که رابطه های مسئولیتی تبدیل به بی مسئولیتی و بی کفایتی نشود و استعدادهای درخشان یک شهر و منطقه را محدود نسازد.پایه و اساس تصور عاقلانه مردمی،میتواند مدارک حقیقی را برملا سازد که شاید ارتباطهای زیادی را به چالش کشد و زیر سوال ببرد اما شاید بتوان درباره صحت یا نادرستی هر یک از این ناعدالتی ها موشکافانه عمل کرد تا شاید تردیدها رفع شود و مشکلات و محرومیت ها حل شوند

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه