گندمـــ پرس : هامون پرس :یادداشتی برحضور کاندیداها از طیفهای مختلف برای رسیدن ونشستن بر کرسی سبز بهارستان مقدمه: این روزها تب  داغ نمایندگی مجلس وبحث انتخابات ؛ و انتخاب اصلح بسیار داغ و گرم تر از هوای زابل!!؟؟ شده است، برادران و خواهرانی که احساس تکلیف می کنند واین توانایی را در خود می […]

گندمـــ پرس : هامون پرس :یادداشتی برحضور کاندیداها از طیفهای مختلف برای رسیدن ونشستن بر کرسی سبز بهارستان

مقدمه: این روزها تب  داغ نمایندگی مجلس وبحث انتخابات ؛ و انتخاب اصلح بسیار داغ و گرم تر از هوای زابل!!؟؟ شده است،

برادران و خواهرانی که احساس تکلیف می کنند واین توانایی را در خود می یابند که برای سربلندی و پیشرفت این منطقه کاری انجام دهند، از شهرهای مختلف و خوش آب و هوا خود را به سیستان رسانده اند، و در این شرایط نامساعد( گرمای شدید و طوفان های گرد و خاک ) وغیر قابل تحمل، شهر به شهر، روستا به روستا، پرسه به پرسه، قبر به قبر، خانه به خانه و چهره به چهره………… در تردد و گشت و گذار هستند، ضمن اینکه مردم سیستان شرمنده رفتار و اخلاق خوب این بزرگواران هستند، دلواپس و نگران سلامتی آن ها نیز می باشند.

کاش تعداد نمایندگان سیستان آن قدر زیاد می بود که همه ی این عزیزان جان نثار، دلسوز و دوستدار پیشرفت و ترقی زابل را به مجلس می فرستادیم اگر به تاریخچه انتخابات ( به گفته بزرگترها قبل از انقلاب نمایندگان انتصابی بودند) بنگریم، به برکت انقلاب اسلامی، در طی این سی و چند سال گذشته، انتخابات زیادی از جمله مجلس برگزار شده است، و مردم سیستان حضور پر رنگ در انتخابات داشتند ونمایندگانی از طیفهای مختلف به مجلس فرستاده اند، که دارای ویژگی های شخصیتی و اجتماعی خاصی بوده اند و آنچه که  مشاهده نمی شود تغییر و تحول در حوزه سیستان و وضعیت معیشتی مردم .

در ذیل به برخی از ویژگی های منحصر بفرد این عزیزان اشاره می شود:

۱ – سید روحانی سیاستمدار، مبارز، شجاع، مصمم و دلسوز ( افسوس که ناجوانمردانه در فاجعه تروریستی هفتم تیر به شهادت رسیدند مسلما اگر این سید جلیل القدر زنده می ماندند، منشا تحولات بنیادین در منطقه می شدند) خدایش بیامرزد

۲ – مهندس با کلاس، بلند بالا، متین ، با ابهت

۳- سید روحانی بی باک،

۴ – تعدادی دکتر و استاد دانشگاه با هوش، تحلیل گر، آرمان گرا و دارای برنامه های قابل اجرا در جهت پیشرفت همه جانبه ی سیستان، که برخی از آن ها از چنان حس و تخیلی برخوردار بودند که وجود رودخانه های عظیم آب را در زیر ۷۰۰ متر لایه های رسوبی سیستان احساس می کردند!!؟؟

۵ – معلم متین با عاطفه، سر به زیر اما بسیار تلاشگر برای همه بجز معلمان ۶ – نظامی جوان با افکار بسیجی، سرزنده و فعال

۷- پزشک، آقا و خانم با تخصص های متفاوت، سر به زیر مظلوم اما سرفراز

۸ – سید دکتر مظلوم، تلاشگر دارای روابط اجتماعی قوی با پشتکار زیاد و بیان  مسائل اما بدون نتیجه و ……..

 

( اشتباه نکنید! نماینده کشاورز و دامدار هم داشته ایم، برخی از آقایان با عناوین فوق دارای زمین های کشاورزی و دام های زیادی بوده و هستند) این بزرگواران معتقدند که منشا تحولات و تغییرات زیادی در این منطقه شده اند، بطوریکه بعد از سی سال طبق گفته ی این عزیزان باید سیستان به یک قطب کشاورزی – دامداری و صنعتی در شرق ایران تبدیل می شد، ولی متاسفانه آنچه که مردم مشاهده می کنند، ظهور اثرات بحران خشکسالی به صورت مهاجرت به شهرهای دیگر و عقب ماندگی صنعتی و کشاورزی و……… شدید نسبت به سایر نقاط ایران است، برخی از خدماتی که این عزیزان معتقدند انجام داده اند، از نگاه یکی از هزاران فردی که در طی این سی سال در منطقه حضور داشته ارائه می شود

 

۱ – به افتخار تاریخ ۵ هزار ساله ی شهرنشینی سیستان ، شهری افسانه ای به نام رامشار را بر پهنه ی شنزاری وسیع و بی آب و علف با ساختمان های مجلل دولتی در مسیر گرد و غبار حاصل از طوفان های دریاچه هامون ساختند که میلیارد ها تومان برای آن هزینه شد با تابلوهای رنگارنگ از جمله بزرگترین کارخانه اتومبیل سازی جنوب شرق ایران ، انواع صنایع و شهرک های صنعتی و….. با هدف اشتغالزایی برای هزاران نفر از مردم سیستان!!؟؟ اما انگار افسانه ای همچون خود رامشار بود.

 

.۲ – به یاد شهر تاریخی دیگر سیستان(زاهدان) که در حمله سفاکی به نام تیمورلنگ صدها سال قبل با تخریب سدها و عوض کردن مسیر آب مظلومانه ویران شد، مسیر آب را که شمالی و به سوی شهر از یاد رفته ای به نام صابری در بستر دریاچه هامون بود، عوض کردند و به سوی شهر زاهدان جدید که در بیابانی برهوت و بی حاصل محصور در کوه های خشک ناگهان سبز شده بود، تغییر دادند!!! این شهر کاملا مصرفی توسعه یافت و دچار شکوفایی جمعیتی شد، بطوری که اکنون با احتساب افغان های مهاجر در آن نزدیک به یک میلیون نفر جمعیت دارد. این تغییر مسیر آب باعث خشکیدن دریاچه هامون و تالاب های آن شد. و هزارا ن نفر مردمی که در تالاب ها و حاشیه آن مشغول پرورش صدها هزار گاو و سایر دام ها، ماهیگیری ونیز صنایع دستی وابسته به نیزار بودند و سالانه هزاران تن گوشت گاو، گوسفند، بز، ماهی و پرندگان و دیگر فرآورده ای مرتبط با آن را تولید و صادر می کردند آواره و ساکن در حاشیه شهرها خصوصا ابر شهر زاهدان کرد، این یک فاجعه ی انسانی بود که اگر در کشوری دیگر رخ می داد اعتراض مسئولین کشور ما را موجب می شد، اما در سکوت آن را پشت سر گذشتند.

 

اغلب این مهاجران اکنون در بدترین شرایط زندگی به انتظار گرفتن یارانه نقدی، چشم به عابر بانک ها دوخته اند. برخی را اعتقاد بر این است که این انتقام گیری از صابری به سی سال قبل باز می گردد که در آن زمان صابری پر آب، مغرور با تالاب های سرسبز، شاداب و سرمست از هیاهو صدها هزار گاو، پرنده، انسان و ……… در زمستانی سرد و طوفانی دست به طغیان زد و با امواج سهمگین خود به تعدادی از دامدارانی که در بستر جنوبی آن به طور موقت ساکن شده بودند، خسارت های جانی و مالی وارد کرد.

نکته قابل تامل :گروهی از مردم شکایت به فرماندار غیر بومی آن زمان بردند و خدمت ایشان عرض کردند که صابری باعث آسیب به جان و مال ما شده است، ایشان به گمان اینکه صابری یکی از خان های منطقه می باشد، دستور دستگیری و تنبیه او را صادر کرد، و این روند تنبیه را مسئولین بعدی هم ادامه دادند!!!!

اکنون صابری در حال احتضار و پشیمان از کرده ی خویش، ملتمسانه از این بزرگواران می خواهد که او را ببخشایند و حداقل لوله ای به قطر یک چهارم لوله آب زاهدان را هم به سوی او روانه کنند تا از مر گ کامل نجات کند، اما در مسئولین ما دو چیز وجود ندارد یکی بخشش و دیگری قبول اشتباهات گذشته و معذرت خواهی از مردم مثل برخی کشورهای دیگر

 ۳ – ایجاد ۵ شهرستان با ده ها شهر و بخش، عظمت این کار را زمانی احساس می کنید که در سی سال قبل فقط یک شهرستان یک فرماندار، یک شهردار و چند بخشدار داشتیم!!! اکنون ۵ جوان برومند و سرفراز با عنوان سیاسی مهم فرماندار با حقوق خوب و حشم وخدم، ده ها شهردار…… ده ها معاون فرماندار، معاون شهردار ، بخشدار و ده ها رئیس ادارات مختلف با تعداد زیادی کارمند و ……. که خدا را شکر زمینه اشتغال صدها نفر از جوانان برومند سیستان فراهم شده است. البته اغلب ( نه همه) ساکنین این شهرستان ها می گویند( مسئولین و نمایندگان گرانقدر توجه به حرف این ها نکنید!!!!) تنها تغییری که در این مناطق ایجاد شده ساختمان های خوب و مجلل  ( البته برخی هنوز به بهره برداری نرسیده) و دیگر ساختمان های دولتی است و تغییر چندانی در زندگی مردم عادی رخ نداده است، می گویند، بهتر بود دولت این میلیاردها تومان خرج ( ساختمان ها، حقوق، سمینارها ، کنفرانس ها، استقبال ها و …….) را صرف سرمایه گذاری در ایجاد اشتغال مولد در این مناطق می نمود تا به پایداری زیستگاه ها و جوامع انسانی منجر می شد، و از آوارگی تعداد بیشتری از مردم جلوگیری می شد و همان بخشداران سابق هم می توانستند وظایف این فرمانداران را انجام دهند!!

۴ – ایجاد انواع شهرک های صنعتی در نقاط مختلف سیستان که برخی فقط خیابان کشی شده اند( بدون ساخت و ساز) برخی دارای ساختمان های زیبا ومجلل اما اغلب بدون تولید رها شده اند ۵ – یک کارخانه سیمان که از حق نگذریم تولید خوب و با کیفیتی دارد، هرچند گروهی کوتاه فکر آن را در محدوده یسیستان نمی دانند !!!؟؟ البته مهم نیست، نامش سیستان است و موجب اشتغال تعدادی از هموطنان ما شده است.

۶ – تعدادی کارخانه دیگر از جمله یک کارخانه آرد در مسیر شهر زابل به ادیمی( این منطقه امروزه نام زیبای نیمروز را به خود گرفته که همان پشت آب سابق و یکی از توسعه یافته ترین مناطق سیستان است !!!؟؟) می گویند سال های قبل مراسم افتتاح آن از تلویزیون نشان داده شده اما قبل از بهره برداری و تولید تعطیل و به حال خود رها شد و کارگران بجای مزد خود ماشین ها و ابزار آن را به تملک خویش در آوردند

۷ – از نظر راه سازی ( هرچند اغلب جاده های آسفالته سیستان مربوط به اوایل انقلاب است که توسط نهاد انقلابی و تلاشگر جهاد سازندگی ایجاد شد، برخی طی این سی سال چنان دچار فرسایش شده اند که به آن ها نمی توان جاده آسفالته گفت) می گویند جاده زابل – زاهدان و بقیه جاده های بین شهری سیستان دو بانده خواهند شد و در گزارش ها هم عنوان می شود که برخی از این جاده ها پیشرفت فیزیکی ۹۹ درصد دارند و بقیه هم در مراحل قابل قبولی قرار دارند و جاده های روستایی را هم روکش آسفالت داده ایم. !!!؟؟ این مورد را به قضاوت خود مردم منطقه می گذارم.

۸ – طرح عظیم انتقال آب به زمین های کشاورزی از طریق نیم لوله های سیمانی با هزینه میلیاردها تومانی، بدون در نظر گرفتن اینکه میزان تبخیر در این گونه ساختارهای بتنی که در ارتفاع بالاتر از سطح زمین قرار دارند، با توجه به شرایط آب و هوایی سیستان، بسیار بالا می باشد، فعلا به حال تعلیق درآمده است!!؟؟ از هر جا که جلوی ضرر را بگیریم، فایده است.

 

۹ – از نظر کشاورزی و دامداری هم آماری که می دهند غرورآفرین است و پیشرفت های شگرفی را نشان می دهد، این آمار ها نشان می می دهد که سیستان دوباره به انبار غله ایران تبدیل شده است، و صدها هزار دام در گوشه و کنار آن به چرا مشغول اند. اما آنچه در عمل مشاهده می شود، چیز دیگری است . منطقه ای که زمانی صادرکننده ی محصولات کشاورزی و دامداری نظیر گوشت، شیر، روغن و دیگر فرآورده های دامی، ماهی، پرنده، پرده های حصیری و ……. بود، اکنون تبدیل به یکی از واردکنندگان مهم این گونه محصولات از جمله مرغ کاکل زری از استان های همجوار شده است.

اغلب کشاورزان و دامداران یا آواره ی شهرهای دیگر شده اند یا اینکه با فقر و تنگدستی زیر شلاق طوفان های وحشتناک گرد و غبار به انتظار کمک کمیته امداد و یا چشم به راه یارانه نقدی دولت هستند

 

۱۰ – کلید خوردن طرح انتقال آب از طریق لوله که میزان تبخیر و هدر رفت آب را کاهش می دهد، به امیدی تازه برای مردم تبدیل شده اما چون قفل طرح زنگ زده، کلید به راحتی در آن نمی چرخد، انشاا…. مسئولین محترم قفل را روغن کاری کنند تا حداقل از این طرح سود و فایده ای در سی سال آینده نصیب سیستان شود.

۱۱ – اعتیاد و بیکاری بسیاری از جوانان ……….. !!!؟؟؟؟

۱۲ – ………….. و …………….. با عرض معذرت از نمایندگان و مسئولین محترم که در این مجال اندک نمی توان به همه ی فعالیت ها ی شما بزرگواران پرداخت.

نتیجه ای که از موارد ذکر شده می توان گرفت، این است که سیستان بر عکس مناطق دیگر ایران که به برکت نظام مقدس جمهوری اسلامی دچار پیشرفت و تحول شده اند، در اغلب شاخص ها نسبت به سی سال قبل دچار پس رفت شده است.

سکوتی مرگبار اغلب اندیشمندان و دیگر مردم سیستان را فرا گرفته است.

و اگر گاهی هم برخی افراد سخن می گویند و زبان به اعتراض می گشایند، از طرف برخی افراد که خود را نوادگان رستم و یعقوب لیث می دانند به سیاه نمایی متهم می شوند.

نمایندگانی هم که می فرستیم یا نمی توانند، کاری انجام دهند یا در این چهار سال آن چنان مشغول تلاش برای اسکان آبرومندانه خود در شهر تهران می شوند که فراموش می کنند، نماینده مردم مظلوم وستمدیده ی سیستان هستند.

شاهد این مدعا به قول رندی این است که تمامی نمایندگان گذشته سیستان (بجز آن سید جلیل القدر شهید) پس از پایان دوره ی نمایندگی به زابل برنگشتند و حق هم به جانب این بزرگواران است زیرا وقتی آن امکانات و هوای خوب شمال تهران و دیگر شهرهای بزرگ را می بینند، سیستان به نظر آن ها جهنمی بیش نیست!!!؟؟؟

پیشنهاد: حال که ما مردم، مسئولین و نمایندگان، نمی توانیم تغییر و تحولی مثبت در سیستان ایجاد کنیم، حداقل بیاییم در هر دوره نمایندگان جدیدی را به مجلس بفرستیم، تا حداقل همین دو نفر همراه خانواده و برخی نزدیکان محترم خود از این شرایط غیرقابل تحمل که به دلیل خشکسالی هر سال بدتر هم می شود، نجات یابند و در تهران ساکن شوند تا بتوانیم ساختار جمعیتی تهران را به نفع سیستانی ها تغییر دهیم، و چون این عزیزان از وضع مالی نسبتا خوبی هم برخوردار می شوند، دیگر در شرایط اغلب سیستانی های که در گرگان و گنبد زندگی می کنند، و با فقر و تبعیض دست پنجه نرم می کنند، قرار نخواهند گرفت.

 

یادآوری: دریاچه هامون از سه گودال بزرگ به نام هامون پوزک در شمال شرقی، هامون صابری در شمال و هامون هیرمند در جنوب غربی تشکیل شده که هنگام پر آبی در گذشته به هم می پیوستند، بزرگترین گودال آن صابری بود که علت نام گذاری آن وجود بقایای شهری پر رونق و بزرگ به نام صابوری یا صابری دربستر آن در گذشته بوده که آثار آن هنگام خشکیدن دریاچه تا سی سال قبل قابل مشاهده بود ولی امروزه به دلیل رسوبگذاری زیاد بستر دریاچه مشاهده نمی شود.

جالب است بدانید که جدیدا هیئت دولت مبلغ ۱۱۰۰ میلیارد تومان برای نجات دریاچه ارومیه اختصاص داده اما برای نجات هامون که وضعی بدتر دارد؟؟؟؟؟

به قلم غلامعلی غفاری مقدم(جلال)

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه