گــنـــدم خــبـــر : طبق برنامه اعلامی یکی از اصلی ترین اهداف گندمــ خبر در انتخابات مجلس شورای اسلامی که در پیش داریم , کمک به یک انتخاب آگاهانه , هوشمندانه و خردمندانه می باشد. یکی از راههای رسیدن به این مهم , شنیدن سخنان نمایندگان ادوار گذشته سیستان در مجلس شورای اسلامی می باشد که […]

گــنـــدم خــبـــر : طبق برنامه اعلامی یکی از اصلی ترین اهداف گندمــ خبر در انتخابات مجلس شورای اسلامی که در پیش داریم , کمک به یک انتخاب آگاهانه , هوشمندانه و خردمندانه می باشد.

یکی از راههای رسیدن به این مهم , شنیدن سخنان نمایندگان ادوار گذشته سیستان در مجلس شورای اسلامی می باشد که علاوه بر اینکه با این گرامیان مروری خواهیم داشت برعملکردشان و پاسخ آنها را به بخشی از سوالات تاریخ سیستان خواهیم شنید , از مشخصات یک نماینده خوب نیز سوال می شود و سعی داریم از تجربیات آنان بهره کافی بریم.

در ادامه این مصاحبه ها به سراغ جناب آقای دکتر ابوالقاسم مختاری نماینده دوره ششم و هفتم سیستان در مجلس شورای اسلامی رفتیم و با ایشان مصاحبه ای مفصل انجام شد.

 

آنچه مطالعه میفرمائید مشروح مصاحبه امید پودینه و یونس ده مرده با دکتر مختاری می باشد .
 

DSC02008

 

تماس تلفنی جهت هماهنگی مصاحبه انجام شد , ایشان فرمودند که بزودی به زابل خواهند آمد و مقرر شد در سفر به منطقه مصاحبه انجام شود , با اطلاع ایشان مبنی بر حضور در سیستان در یک روز گرم از مردادماه در منزل یکی از اقومشان حاضر شدیم , همانگونه که شنیده بودیم  , آرام و متین سخن می گفت و سعی داشت تمامی سوالات را بصورت کامل و شفاف توضیح دهد , در بین مصاحبه بارها و بارها مودبانه از کار و تلاش گندمـ خبر و انجام مصاحبه های اینچنین تشکر کرد , جا دارد ما نیز از برخورد صمیمانه و پاسخگویی شفاف ایشان در طول مصاحبه تقدیر و تشکر نماییم.

 

 

برای سوال اول لطفا خودتون رو معرفی بفرمائید

بنده ابوالقاسم مختاری فرزند غلامحسین متولد سال ۱۳۳۵ روستای مختار از توابع بخش میانکنگی سیستان و شهرستان هیرمند فعلی می باشم.

پزشک و جراح و متخصص چشم پزشکی هستم , تحصیلات ابتدایی را در زابل , دوران پزشکی را در دانشگاه علوم پزشکی ایران و دوران تخصص چشم پزشکی را در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان سپری کرده ام.

سوابق : دو سال جبهه بودم , بعد از آن در سال ۶۶ مسئولیتهای مختلف از جمله رئیس مرکز بهداشت زابل , رئیس پزشکی قانونی زابل , رئیس شبکه بهداشت و درمان زابل و رئیس نظام پزشکی زابل و مدیرعامل خیریه بیماریهای خاص در سیستان را برعهده داشته ام.

بعد از تخصص به زابل برگشتم و بعنوان مسئول دانشکده علوم پزشکی زابل فعالیت داشتم و در سال ۷۸ در انتخابات مجلس ششم شرکت و بعنوان نماینده انتخاب شدم.

 

 

⦁ از تصمیم خودتون جهت کاندیدا شدن برای مجلس شورای اسلامی و نمایندگی بفرمایید که چگونه شد و چرا و چه وقت حرکت شما برای ورود به مجلس از حوزه زابل آغاز شد ؟

در زمانی که مسئولیت شبکه بهداشت و درمان و مسئولیت های دیگر در دانشگاه علوم پزشکی زابل داشتم , به دلیل تلاشهای همکارانم جز شبکه های بهداشت و درمان نمونه کشوری انتخاب شدیم , بنده در جلسات فرمانداری در بسیاری از مسائل کلی شهرستان ورود می کردم , و بسیاری معتقد بودند که شاید می توانم در بخش کلان هم موثر باشم  , در آن زمان یک سری از دوستان پیشنهاد دادند که وارد این صحنه شوم و بنده با یک نگاه مردمی و با توجه به مشاوره دوستان و همکارانم وارد این صحنه شدم.

این موضوع مصادف بود با فرارسیدن انتخابات مجلس پنجم شورای اسلامی , ابتدا قبول نکردم چون قصد رفتن به دوره تخصص را داشتم که در دوره پنجم شرکت نکردم و با نظر دوستان آقای دکتر غلامرضا اشرافی وارد میدان شدند و به مجلس راه یافتند , بنده اما در دوره ششم کاندیدا شدم و توفیقی حاصل شد و مورد محبت مردم قرار گرفتم و در دوره هفتم هم نیز مجددا وارد مجلس شدم.

 

در دو دوره ای که درمجلس حضور داشتید با دکتر آقایی و سید صادق حسینی همدوره بودید , نظر خودتون رو درخصوص این دو عزیز بیان بفرمائید و بفرمائید که چه شد که در دور هفتم شما مجدد رای آوردید و دکتر آقایی موفق نبود ؟

این سوال و تحلیل مربوط به آن را که منجر به این مساله شد را مردم باید پاسخ بگویند , اما باید عرض کنم که دکتر آقایی همکار بسیار خوبی بود , در طول تاریخ نماینده دوست داشته برای مردم کاری انجام دهد , نمیشه بطور کلی گفت , اما جناب دکتر اقایی چون در سیستان زندگی نکرده بود , براساس یک دیدگاهی وارد سیستان شد و شرایط آنزمان به نفع ایشون تمام شد و پس از موفقیت در انتخابات هم  دو بحث کلان آبهای زیرزمینی و خودرو سازی را مطرح و مردم هم رای دادند.

درطول دوره هم بیشتر بدنبال این دو مساله بود و پیگیریهای جدی هم انجام شد , که خوب وقت کافی نبود و به سرانجام نرسید , البته در بحث آب های زیرزمینی مشخص شده که در دوراهی تا حرمک آبهای زیر زمینی فراوانی داریم و در منطقه سیستان آبهای زیرزمینی قابل توجهی نداریم.در بحث خودرو سازی هم ک شرایط خاص کشور طوری پیش رفت که ایشون موفق نشدند.

دکتر آقایی آدم دلسوزی بود و دوست داشت کاری بزرگ برای منطقه انجام دهد اما از دیگرمسائل ازجمله ارتباط مستمر با مردم کمی دور ماند و حتی کسانی که با وی تماس تلفنی داشتند برای اموراتشان , به آنها می گفت که با دکتر مختاری در این خصوص صحبت کنید , بنده هم همواره پاسخگوی تلفن خود بودم و از نگاه مثبت ایشان بعنوان یک همکار استقبال می کردم.

((در خصوص سید صادق حسینی  , بحث اعتراض وی به اعتبار نامه خود در مجلس هفتم را مطرح و از آن بعنوان یکی از تلخ ترین خاطرات خود یاد کرد و گفت : این مساله در هیچ حوزه انتخابیه ای از کشور تا کنون رخ نداده بود که یک نفر نسبت به اعتبارنامه همکار خود در همان حوزه انتخابیه اعتراض کند , این مساله در نهایت موجب شد بدلیل زمانی که از بین رفت , در دوره دومی که در مجلس بود , جایگاه قبلی یعنی نائب رئیسی کمیسیون بهداشت و درمان را از دست بدهند و به ناچار راهی کمیسیون اجتماعی مجلس شوند و گفت که بعدها سید صادق حسینی از وی دراین خصوص دلجویی کرده است.))

 

DSC02008

 

 

جایگاه شما در دو دوره ای که درمجلس چه بود ؟

در هر دو دوره ای که در مجلس حضور داشتم , بعنوان نائب رئیس کمیسیون فعالیت می کردم , در دوره ششم مجلس شورای اسلامی بعنوان نائب رئیس کمیسیون بهداشت و درمان و در دور هفتم بعنوان نائب رئیس کمیسیون اجتماعی حضور داشتم و در دوره ای نیز بعنوان رئیس مجمع نمایندگان استان مشغول فعالیت بودم که کارهای بزرگ و استانی را پیگیری کردیم.

 

 

باطبع در مدت زمان طولانی که مسئولیت نمایندگی مردم در مجلس را برعهده داشتید , با مدیران زیادی نیز کار کردید , دراین دوران بهترین مدیران از دیدگاه شما چه کسانی بودند ؟

بله با مدیران زیادی و از طیف های مختلف سیاسی کار کردم , هر مدیری درحد توان خودش کار می کرد , اگر بخواهیم از استانداران بگوییم میتونم بگم که حسینی  و دکتر  دهمرده که باهاشون کار کردم , آدمهای فعالی بودند که در منطقه کارهای خوبی انجام دادند و به نسبت باقی مدیران و استانداران قوی تر عمل کردند.

 

 

با این اوصاف , شما برای استان استاندار بومی پیشنهاد میکند یا غیر بومی ؟
ببینید بالاخره یک نکته ای هست که استاندار بومی دلسوزتر است , اما استان شرایط خاصی دارد ,  اگر درکشور مثلا سی استان داشته باشیم , شرایط و بحث استان ما کاملا متفاوت از دیگر استانها می باشد.

یکی از بحث های که مطرح است بحث های قومی و مذهبی است که در این مقوله باید مورد توجه باشد من پیشنهاد میکنم که یک نیروی استانی فراقومی , فرامنطقه ای باید استاندار شود و نگاهی توسعه ای به استان داشته باشد بنظرم این گزینه میتواند موثر تر باشد , استاندار چون با دولت کار میکند میتواند موثر باشد , اگر پیگیر باشد بسیاری از کارها حل خواهد شد و اگر رها کند کل استان رها خواهد شد , استاندار در اجرا نقش اصلی را ایفاد می کند و نماینده هم اگر کنار آن باشد میتوانند اثر گذاری بیشتری داشته باشند

 

بنظر شما چرا سیستانیهای لایق پست نمیگیرند ؟

بحث اصلی که چرا از سیستانیها و یا نیروهای بومی کل استان استفاده نمی شود , باید گفت که یکی از اصلی ترین عدم داشتن روابط در مدیران بالا دست دولتی می باشد.

این یک مساله است که اگر بخواهیم شفاف صحبت کنیم این مهمترین مساله است که رابطه ما در بالا ضعیف است و درحقیقت حامی نداریم

سیستان آدمهای تحصیلکرده و کارشناس دارد که می تواند در دولت استفاده شود و کارها را براحتی انجام دهند , اما وقتی که در کلان دولت آدم دلسوز برای سیستان نداشته باشیم , این افراد هم رشد نمی کنند.

برای مثال  وقتی رئیس جمهور و یا وزیری می آید صحبتهای فراوانی می شود , اما توجه کنید که در دیگر شهرهای هم همین صحبت ها می شود , از مردم تعریف می کند و قولهای هم می دهد اما وقتی از استان رفت در روز یک دقیقه هم به اون شهرستان فکر نمی کند , مگر اینکه در بدنه دولت یک نفر از آن شهرستان و یا استان حضور داشته باشد که این مسائل و قولها را پیگیری و به وی یادآوری کند ,این یعنی اینکه وجود یک فرد از منطقه بسیار مهم می باشد.

سیستان با شرایطی که متاسفانه امروز دارد , خشکسالی و مشکلات اقتصادی , معتقدم هر سیستانی در هرجایی دلش می سوزد  و وقتی گفته می شود طوفان ۱۲۰ کیلومتری در سیستان ماها عمیقا حس می کنیم , اما دیگرانی که این موضوع و مشکل را به چشم خود ندیده و لمس نکرده اند نمی توانند این را درک کنند به همین دلیل هم مشکلات آنطور که باید و شاید مورد توجه قرار نمی گیرد.

برای روشن شدن , مهم بودن این مساله , یک نکته را عرض کنم : سازمان عمران سیستان ایجاد شد با هیات مدیره ای متشکل از هفت وزیر , یک تشکیلاتی که هیات امناش هفت وزیر بودند , همه امیدوار بودند که بتواند کاری انجام دهد , اما این وزرا جلسه ای برگزار نمی کردند , که گوش کنند حرف مدیرعامل سازمان عمران سیستان را , و واقعا کاری خاصی انجام ندادند که منجر به این شد که سازمان منحل شد و به اسم سازمان آب و خاک سیستان تاسیس شد , یعنی احساس شد اگر این تشکیلات  زیر نظر یک وزارت خانه برود , موثر تر میتواند باشد , اما در نظر بگیرید , اگر از این هفت وزیر یک نفرشون سیستانی و یا بلوچستانی بود می توانست با روابطی که دارد حداقل یک جلسه بگذارد و یا با دوستانش در دولت برا ی استان کاری انجام دهد , معتقدم تا زمانی که در دولت یک ارتباط مستقیم نداشته باشیم این خلاء وجود دارد و این مشکل حل نخواهد شد.

 

 

خلاصه ای از عملکرد خودتون در مدت نمایندگی را بفرمائید ؟

( وقتی به این سوال رسیدیم , ایشان فرمودند برای اینکه مکتوب و با سند صحبت کنم , کتابی که درخصوص عملکردم دراین دو دور است را با هم مرور کنیم , کتاب را مروری داشتیم که در آن نامه های از پیگیریهای دکتر مختاری درامور مختلف و پاسخ مقامات دولتی در قبال آن پاسخگویی ها به چاپ رسیده بود) عملکرد و نوع پیگیری مسائل سیستان از سوی  دکتر مختاری , خصوصا در دوران دولت اصلاحات نشان از رابطه نزدیک و صمیمانه وی با سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت کشور داشت که نکته قابل توجه و نشان از نفوذ بالای وی در دولت داشت.

 

دکتر ابوالقاسم مختاری

 

 : بسیاری امور از جمله تلاش جهت شهرستان شدن میانکنگی , شیب آب و دیگر بخش های سیستان , اتوبان زابل به زاهدان و بخصوص اتوبان زابل تا لوتک , تبدیل جاده زابل , نهبندان به جاده اصلی و بهسازی آن جاده ,  حمایت از چاه نیمه ها , آسفالت راههای روستایی , برق رسانی به روستاها , تامین آرد مردم در شرایط سخت خشکسالی , تلاش جهت اجرای فاضلاب شهری زابل و . . .  را پیگیری کردیم اما چند کار مهم که یکی از آنها بطور کامل به ثمر نشست و دیگری در همان سالهای که پیگیر بودم ثمر داد , اما بعد از آن پیگیری نشد و متاسفانه درحال حاضر هم مشکل آفرین است.

 

DSC01997

 

 

دکتر مختاری , سیستان,

 

در خصوص راه اندازی و احداث آموزشکده فنی حرفه ای شهر زابل  خیلی تلاش کردم تا راه اندازی شد , معتقد بودم که رشته های فنی برای ما بهتر و کاربردی تر هست , شخص که دراین رشته ها تحصیل می کند اگر استخدام دولت هم نشود خودش می تواند کار کند و مشکلات معیشتی خود را حل نماید

کاهش تعرفه آب و برق سیستان

با توجه به مشکلاتی که وجود داشت در آن سالها تلاش کردیم که مردم روستاها تنها سی درصد از هزینه آب بهای شهری را پرداخت نمایند تا به ماندگاری مردم در روستاها کمک شود.

همچنین درخصوص کاهش تعرفه برق نیز پیگیری لازم صورت گرفت و درنهایت چهار ماه از سال ( خرداد , تیر , مرداد و شهریور) مصوب شد که هزینه برق بصورت مناطق گرمسیری تعلق گیرد , این مساله درحال حاضر نیز بقوت خود باقیست.

 

پل میلک , کارخانه سیمان سیستان

خیلی کارهای زیربنایی را پیگیری کردم , بسیاری از پروژه های که این روزها مطرح می شود ,  سنگ بنای آن در دوره ششم و هفتم مجلس گذاشته شده است.

از جمله میتوانم مثال بزنم که پل میلک برای دو میلیارد مانده بود , حسینی استاندار با بنده تماس گرفت و این مساله را مطرح کرد , به ایشان گفتم , که فردا جهت دیدار با رئیس جمهور هماهنگ می کنم , و روز بعد دیدار  دکتر خاتمی رفتیم و با توجه به رایطه خوبی که با وی داشتم دستور حل این مشکل و تخصیص بودجه را دادند  و مشکل هم حل شد.

طرح آبیاری لوله کشی به مزارع که الان مطرح است دیدگاه من بود که مشاور گرفتیم و مطالعه شد ونامه ای هم نوشته شد در آن زمان. که معتقدم این طرح می تواند موفقیت آمیز باشد , آبیاری لوله ای بدون شک بخشی از مشکلات سیستانیها را حل خواهد کرد و کمک بزرگی خواهد بود ب ماندگاری این مردم .

در بحث کارخانه سیمان خیلی جدی پیگیری شد و خوشبختانه جواب داد اما بازهم مردم خیلی دراین کارخانه دخیل نیستند.

 

آبرسانی لوله ای آب شرب به تمامی روستاهای سیستان

در زمان آغازخشکسالی و زمانی که بنده نماینده شدم بیش از ۴۰۰ روستا آب آشامیدنی نداشتند که مهمترین خواسته من این بود که این مساله به سرانجام برسد و طرح جامعی که کارهای اولیه آن انجام شده بود این روستاها نیز در لیست قرار گرفته و آبرسانی لوله ای به این روستاها نیز انجام گرفت.

 

تلاش جهت گرفتن حق آبه و دو سفر به افغانستان + تلاش برای برنامه ریزی سیستان بدون آب

برای حق آبه رودخانه هیرمند , بنده دو مرتبه به افغاسنتان سفر کردم , یک بار همراه با وزیر دارایی و یک بار هم با دکتر خاتمی رئیس جمهور وقت به این کشور سفر کردیم  و مذاکراتی با آنها داشتیم  , بحث من با خود کرزاری بود , صحبته های خوبی نیز مطرح شد , در همان سال هم مقدار قابل توجهی آب رها سازی شد , زمانی که با آقای خاتمی به دیدار کرزای رفتیم , وقتی ایشان خواستند من را معرفی کنند , کرزای گفت که بله ایشان را می شناسم و قبلا هم با هم مذاکراتی داشته ایم. ((منشاء رودخانه هیرمند در ۵۰ کیلومتری کابل و در ۳۵۰ کیلومتری آن سد کجکی قرار دارد و از سد کجکی تا مرز سیستان نیز ۷۰۰ کیلومتر فاصله دارد یعنی منشا آب سیستان ۱۰۰۰کیلومتر با سیستان فاصله دارد , خشکسالی یک واقعیت است اما راه حل های داریم که در زمان خشکسالی چه باید کرد))

 

DSC02002

 

معتقدم در حال حاضر باید مطالعه شود که کالاهی که این روزها از سیستان به سمت خارج کشور صادر می شود چه هست و اگر قرار براین هست که کارخانه ای درمنطقه ایجاد شود در این راستا باید حرکت کرد

 البته این نیاز به یک پشتوانه دولتی محکم دارد , گرچه با سیاست خصوصی سازی موافقم اما در سیستان آیا توجیح اقتصادی دارد ؟ من خودم تنها کسی بودم که در بخش درمان وارد شدم و سرمایه گذاری کردم , اما پس از چند سال حال ورشکست شده است , نگاه ما این بود که شاید این مساله به جذب پرشک کمک کند , اما نفع اقتصادی برای سرمایه گذاری وجود ندارد , و دولت باید کمک کند , در این مناطق دولت خودش باید سرمایه گذاری کند , الان ببینید که اغلب کارخانجات زابل تعطیل شده است , علتش هم همان مساله ایست که عرض کردم که توجیحی وجود ندارد , مگر اینکه دولت از این سرمایه گذاریها حمایت کند.

برای مثال بنده در همان زمان هم با یارانه ها مخالف بودم ,  تا همین الان دولت ۱۵۰ هزار میلیارد یارانه داده است , اگر قرار بود دولت کمک کند , بهتر بود که کمیته امداد و بهزیستی در مناطق نیازمند فعالتر می شد و یارانه ها به بحث اشتغال مردم و ساخت کارخانجات درمناطق کمتر توسعه یافته اختصاص داده می شد.

حذف یارانه نان را به نفع روستایی نمیدونم , کسی که اصل غذایش نان هست , این حذف یارانه به ضررش  تموم میشه , درجامعه روستایی ما که افزایش جمعیت هم داریم , مصرف نان آنها زیاد هست و بنابراین حذف یارانه نان بنفع مردم نیست , اگر این پول در بخش اشتغال هزینه می شد بسیار بهتر بود که برای هر خانواده یک شغل ایجاد شود.

 مثلا در سیستان اگر ۵۰ هزارخانوار را تامین کنیم مشکلات همه سیستان حل خواهد شد , چرا یک عده مهاجرت می کنند , حتی برای کارگری , بخاطر بدبختی های که وجود دارد , اگر دولت شغل ایجاد کند و با این پولها با توجه به نیاز هر منطقه یک کارخانه ایجاد میشد این بازدهی بسیار مناسبتری داشت , حتی اگر برای آن کارخانه سوبسید هم میداد باز بهتر از این بود که به مردم چنین پرداخت های در قالب یارانه ها داشته باشد , این کار همین حال حاضر هم به ضرر کشور و هم به ضرر مردم هست و بازهم بهتر آن است که این پول بجای پرداخت به مردم به سمت تولید و ایجاد اشتغال سوق داده شود.

 

DSC01971

 

سه مساله مهم را مطرح فرمودید که این روزها نیز بسیار به آن پرداخته می شود , بحث کارخانه سیمان سیستان , دیوار مرزی و چاه نیمه ها , دراین خصوص لطفا توضیحات کاملتری ارائه کنید

بله با چاه نیمه ها موافق بودم و کمک ها و حمایت های فراوانی هم از این طرح انجام دادم , سه چاه نیمه اول , جهت ماندگاری مردم در منطقه نقش اصلی را ایفا می کرد و اگر این سه مخزن را نداشتیم بدون شک شاهد کوچ عظیم تری از آنچه وجود دارد , می بودیم.

چاه نیمه چهارم نیز با دید آبرسانی به کشاورزان و اشتغالزایی احداث شد , در مساله چاه نیمه چهارم افرادی ایراداتی وارد می دانند , اما من خیلی مصر بودم که احداث بشود و برای کشاورزی آب ذخیره شود , لحظه ای فکر کنیم اگر چاه نیمه ها نبود , علاوه بر اینکه ماندگاری مردم بطور کامل از بین می رفت , امروز کشاورزی سیستان نیز بطور کامل نابوده شده بود.

 

دیوار امنیتی و یا همان دیواری که امروز به دیوار مرزی نامیده می شود ,  آغاز این طرح مربوط می شود به دولت اصلاحات و در زمان استانداری آقای امینی  , که متاسفانه این نگاهی بود که در نیروی انتظامی  وجود داشت.

من معتقد بودم که بسته شدن مرز مشکلی را حل نمی کند و مخالفت بودم با احداث این دیوار , تلاشهای زیادی هم انجام دادم , در یک دوره ای بود که یکی از همکاران ما با احداث دیوار موافق بود و حتی انگ زدند که مختاری در کنار دیوار زمین دارد , بهمین دلیل با احداث دیوار مخالفت می کند حتی از مردم روستای خمر خواستم که جلوی این کار را بگیرند و گفتم که میتوانید جلوی کار را بگیرید اما نشد و مردم حرکتی نکردند , یک تنه ایستادم اما نمیشد که درمقابل آن هجمه ایستادگی کرد و هرچه تلاش کردیم هم کسی همراه نشد که جلوی ایجاد آن را بگیریم.

برخی ها موافق احداث این دیوار بودند , خیلی ها حس نمی کردند که چ اتفاقی رخ خواهد داد , البته بیشتر مباحث امنیتی مطرح میشد , مساله مربوط به قاچاق سوخت و مواد مخدر هم مطرح بود , من خودم صراحتا اعلام کردم که معضل اصلی و ترانزیت مواد مخدر , در مرز زابل و افغانستان نیست , بلکه بیشتر در منطقه ای در مرز سه کشور ایران و افغانستان و پاکستان این معضل قاچاق مواد مخدر بصورت کاروانی وجود داشت , اعلام کردیم که  قاعدتا در روستاهای زابل , بحث عبور و مرور مواد مخدر به صورت هجم بالا وجود ندارد و این مساله از این باب جای نگرانی ندارد.

بعدها که بنزین سهمیه بندی شد , اعلام کردم که  ارتزاق مردم از مبادلات مرزی بود و توضیح دادم که در شرایط فعلی که سوخت شرایطش تغییر کرد و سهمیه بندی شده , این مساله دیگر جای نگرانی ندارد , اما متاسفانه نشد و خیلی ها کارشکنی کردند.

 

بحث ایجاد کارخانه سیمان سیستان در دوره ششم مجلس مطرح شد , بنده رئیس مجمع نمایندگان استان بودم ,  , قبل از سفر مقام معظم رهبری به سیستان این برنامه مشخص بود و در طول سفر بر آن تاکید شد , کلنگ آن توسط جهانگیری در مک سرخ در جاده نهبندان زده شد , و قرار شد که انجا احداث بشود.

بعدها بررسی های خاک شناسی و کارهای که انجام شد , تصمیم برآن شد که که درهمین محل فعلی احداث شود , بحث این بود که ماده اولیه برای کارخانه سیمان باید جایی باشد که در صد سال ماده اولیه در آنجا موجود باشد که در نهایت منجر به ساخت کارخانه در این محل شد , مساله اصلی که در احداث این کارخانه بیان شد , ایجاد اشتغال در سیستان بود که متاسفانه اینطور نشد , دولت چهل درصد سود خودش را واگذار کند و درواقع کارخانه سیمان شد یک کارخانه سهامی خاص , دست مردم ازش کوتاه میشه و این طبیعی هست , کسی که سهامش بیشتره رای آن اکثریت هست و با یک رای اکثریت , دیگر مردم نمی توانند درآن نقش داشته باشند.

 

 

در انتخابات مجلس هشتم , چه اتفاقی رخ داد و چه شد که رای نیاوردید ؟

نگاهم این هست که مردم انتخاب می کنند و درست هم فکر می کنند و اشتباه نمی کنند , یک شخصی می آید و کاندیدا می شود , قولهای مطرح می کند که مردم احساس می کنند با وجود این شخص جدید می تواند دگرگونی ایجاد شود , در آن دوره هم به یکی از کاندیدها عرض کردم که شما خیلی شعار دادی و نماینده قدرتش مشخصه , برخی ها معتقدند که نماینده کارش شعار دادن هست که بنده اینطور نبودم و از شعار دوری می کردم و به همین دلیل هم در آن دوره شعارها بر عملکردها پیشی گرفت.

و الا من همواره در اموری که از سوی مردم بیان می شد و یا مشکلاتی که وجود داشت پیگیری لازم را انجام می دادم و سعی داشتم با عموم مردم نیز رابطه نزدیکی داشته باشم , میتونم بگم که در طول هشت سال کسی رو نمیتونید پیدا کنید که بگوید , من با تلفن دکتر مختاری تماس گرفتم و او تلفنش را جواب نداده است ,  هیچگاه تلفنم در هشت سال برای مردم خاموش نکردم , از کار خودم پزشکی هم گذشتم و کنار گذاشتم

نمی توان گفت که مردم درست انتخاب نمی کنند , شاید کسی کاندیدا بشود و رای نیاورد و بعد از آن بگوید مردم اشتباه کردند اما من معتقدم مردم راه رو درست تشخیص میدهند.

 

لطفا از خودتان و خانواده شخصی تان بگویید و اینکه در حال حاضر کجا هستند ؟

بنده خودم در حال حاضر بعنوان پزشک در ساختار تامین اجتماعی در تهران کار می کنم , دو فرزند , یک دختر و یک پسر , پسرم ازدواج کرده , دخترم دانشجو هست.

دخترم معماری و پسر لیسانس کامپیوتر را در کشور  و پس از آن نیز دوره فوق لیسانس رو در کشور انگلیس گذرانده و درحال حاضر نیز درکشور کانادا مشغول بکار می باشد.

 

 

و اما یک سئوال کلیدی و مهم ! شما چقدر سرمایه گذاری دارید و کجا ها ؟

بنده علاوه بر سرمایه گذاری که در مرکز جراحی حکیم در شهر زابل داشته ام , یک منزل هم در سیستان دارم , و یک منزل هم در زاهدان  و در تهرانم که مستاجر هستم , بنده بیشتر سرمایه گذاری را بر روی تحصیل فرزندانم گذاشتم که موفق بشوند و حال هم از این مساله راضی هستم.

 

 

یک نماینده مجلس از دیدگاه شما چه تعریفی دارد و چه وظایفی ؟

نماینده وظیفه اصلیش درکلان قضیه , قانونگذاریست , که یک قانون خوب می تواند برای مردم جامعه اثر گذار باشد , به وزیر رای اعتماد می دهد , نظارت بر اجرای قوانین دارد و دهها وظیفه خرد و کلان دیگر در راستای منافع مردم و کشور .

یکی از مهمترین کارکردهای نمایندگی پیگیری کارهایست که می تواند ردیف ملی برای آنها ایجاد شود , نماینده میتواند خیلی نقش داشته باشد که ردیف ملی برای طرح ها ایجاد شود , زیرا بودجه در نهایت درمجلس نوشته می شود , مثلا بزرگراه ها , بیمارستان ها  , وقتی در ردیف بودجه ملی قرار گرفت , یعنی دولت باید تا اتمام این طرح بودجه را تامین کند و این مساله خیلی مهمیست که متاسفانه کمتر بدان توجه می شود.

یکی از بحث های که من دنبالش بودم , این بود که پروژه های که در سیستان درحال اجرا بود را ردیف ملی بگیریم , مثلا راه آهن چابهار به زابل و یا تهران به کرمان که به زاهدان رسید , و یا بحث گازرسانی به استان را پیگیری کردیم که ردیف ملی بگیرد  که خوشبختانه ردیف ملی هم گرفت , برای مثال گازرسانی در سال اول ۵۸۰ میلیون دلار اعتبار ملی داشت.

می توان گفت : نماینده در زمانیکه نماینده است یکی از بهترین کارهای و پیگیریهایش می تواند همین مورد باشد که بعد از آن بتوان تصمیم گیری کرد که آیا موفق بوده است یا خیر ؟

در منطقه ما یکی از مسائلی که وجود دارد مسائل مردمیست , مردم هم حق دارند , زیرا حس می کنند تنها کسی که میتوانند حرف خودشان را با وی مطرح کنند , نماینده است , دسترسی به مقامات دولتی برای مردم عادی سخت است , اما نماینده در دسترس مردم و نیاز به وقت گرفتن و هماهنگی های دست و پاگیر نیست.

نگاه مردم به نماینده در سیستان گاهی خیلی کوچک می شود , اما ایرادی نمی توان به آن وارد دانست  , مثلا کسی  که میگوید , چرا فرزند تحصیلکرده من را استخدام نمی کنید و یا مراجعه می کند که برای او کاری بکنید , این ایراد ندارد چون دسترسی دیگری ندارند و امیدش به نماینده است.

مثلا در بحث پروازهای زابل به مشهد , مردم تماسهای داشتند , وظیفه نماینده  نبود ,اما ما پیگیری می کردیم و چاره ای هم نبود و از مردم هم ایرادی نمیشه گرفت , جمله معروف زابل اینه که ور مه چکار کرده , این بهش ایرادی وارد نیست چون دیدش در همین حد هست, واقعا راه حلی برای حل مشکلاتشون ندارند و مجبور به تماس گرفتن با نماینده هستند و این مساله خودش نشان از این دارد که دسترسی به مقامات دولتی آسان نیست , خیلی وقت ها هم با این مراجعات مشکلات بسیاری حل می شود, علتش هم این بود که مردم ما نیازمند یک سری کارهای خدماتی هستند و این کارها را نیز تنها از طریق نماینده پیگیری می کنند و چاره ای دیگری ندارند که اگر مقامات دولتی فعالتر عمل نمایند و درمواردی که گفته شد وظیفه خود را به درستی انجام دهند , نماینده نیز میتواند در انجام امور محوله و کارهای کلان موفق تر عمل نماید.

 

 

 

یک کاندیدای خود چه ویژگیهای باید داشته باشد , با افرادی که قصد کاندیداتوری دارند چه صحبتی دارید ؟

فرد باید چهار بعد را باهم داشته باشد : مردم , شهرستان , استان و کلان کشور , اگر در حل مشکلات و تصمیم گیری در این چهار بعد دارای توان بود , می تواند مفید باشد.

کاندیدا توجه داشته باشند که نباید قولی بدهد که نمی توانند اجرایی کنند , وظیفه نماینده مشخص هست , در هر دوره ای از انتخابات کشور دچار تغییر و تحول است و در این دوره که سال همدلی و همزبانی دولت و مردم می باشد ,

یک کاندیدا باید نگاهش کلان باشد  , مرد بحران باشد و بتواند در کشور دردل مردم را بازگو کند و آنقدر در دولت نفوذ کند که بتواند کاری برای مردم انجام دهد , هم باید نگاه کلان داشته باشد و هم نگاه منطقه ای , ولی در بحث منطقه ای باید بیشتر کار کند , زیرا سیستان و شرایطش بحرانی هست  و مهمتر اینکه مشاوران خوبی باید داشته باشد.

معتقدم در عین حالی که با دولت همراه است استقلال رای نیز داشته باشد , وی باید کارشناس باشد و مشکلات را بشناسد و به گوش مسئولین برساند  و بفکر کاری بزرگ برای سیستان باشد , کاری ملی تا سیستان از بخشی مشکلات رها شود.

در یک کلام , یک کاندیدای خودب باید دیدگاه چند بعدی باید داشته باشد

البته اینکه فکر کنیم کسی کاندیدا می شود می تواند که تغییر اساسی ایجاد کند مساله ای رویایی هست , مشکل اصلی اقلیمی و خشکسالی است که خوب هرکس نماینده شود نمیتواند که ابر بیاورد یا هامون را پر آب کند , پس باید معقولانه پیش برویم و در قبول شعارهای که داده می شود دقت نظر داشته باشیم.

 

 

سخنی و حرفی با مردم سیستان دارید ؟ و حال و روز اکنون سیستان و سیستانی ؟ و حرف آخر ؟

از مردم راضی هستم , هنوز هم حس همدلی را میبینم , احترام می گذارند به بنده , و خوشبختانه همین که در برخوردها مشکلی نبوده , خدا رو شاکرم , گرچه نمیشه که همرو از خود راضی نگه داشت , در زابل انتخابات جو های مختلفی داره و یک جو فامیلی هست , احساس میکنند چون فلانی فامیل ماست حتی اگر توانمند هم نباشه به سمتش میرن که این درست نیست , اما بنده از مردم راضی هستم.

این مردم حقشون این نیست , بهشون ظلم شده , دولت اگر برای این مردم حقوق تعیین کند هم حقشان است که در این شرایط سخت دارند زندگی میکنند , دولت منابع را دارد , بارها از مسائل کوچکی متاثر  می شوم , وقتی میبینم که برای یک تیم کبدی برای چند ده میلیون تومان دولت کاری نمی کند ,  اصلا فضای کشور اینطور نیست , که اگر کسی پیگیری کند این مسائل بسیار جزیی است , در بحث کلان باید تلاش کرد , برخی از مشکلات براحتی با پیگیری قابل حل می باشد.

شرایط ما اینطور هست , ما متولد اینجا هستیم , اینو باید بپذیریم , بنابراین در همین شرایط سخت در تمام دنیا , دولت می آید یک سرمایه گذاری می کند که زندگی را برای مردم تسهیل کند , و حداقل نیازهای اساسی مردم را برای مردم آماده کند تا دیگر دغدغه های تغذیه و معاش خانواده وجود داشته باشد , حالا یک کسی میخواهد ماشین فلان سوار بشود دیگر بستگی به توانمندی خودش دارد , اما دولت باید ملزم شود که حداقل ها را برای مردم آماده کند.

به مردم عرض می کنم که من هم هرجایی که باشم و هرجا سکونت کنم , نگاهم به اینجاست , حتی در سفر خارج از کشور هم ذهنیتم اینجاست , این در مغز انسان و سیستانیها حک شده است , و نمیتوان جدا بود از این شرایط , حس سلولهای مغزی من همیشه در هر شرایطی میگه که سیستان محروم است , کار باید کرد کارهای خوبی شده که بسیار کمه و کار رو زمانی میشه انجام داد که قدرت داشته باشیم , که کارهای خوبی انجام دادیم که ان شالله مورد قبول واقع گردد.

 

IMG-20150726-WA0048

 

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه