مردمانی سالهاست که در این استان زندگی می کنند و طعم محرومیت را چشیده اند.اینان کسانی هستند که در جاده های خشکسالی نفس به نفس زاده شده اند, زاده شده اند برای خوب زیستن , برای زندگی کردن , …اما افسوس نداشته ها همیشه برایشان تلخ تر از این خشکسالی های پی در پی […]

     20140111_164659334931مردمانی سالهاست که در این استان زندگی می کنند و طعم محرومیت را چشیده اند.اینان کسانی هستند که در جاده های خشکسالی نفس به نفس زاده شده اند, زاده شده اند برای خوب زیستن , برای زندگی کردن , …اما افسوس نداشته ها همیشه برایشان تلخ تر از این خشکسالی های پی در پی بوده و است.

 

مردم سیستان در این پیچ و واپیچ زندگی, هراسان و گلایه مند از وضعیت نابسامان و دلخراش فرزندان شهری هستند که همزاد شهر سوخته است. این بار سخن از نبود حقی مسلم است, حقی که در نقطه ای دیگر از همین استان جیب خالی خانواده هایی را پر کرده و عده ای را سر و سامان داده است.هنرستان بهیاری ایرانشهر از سال 1375 تا کنون با تربیت و جذب بهیار سهم عمده ای در اشتغال نوجوانان و جوانان بومی داشته است .این در حالی است که فرزندان سیستان باید با مشقت و سختی و دوری از والدین خود , برای جذب در این هنرستان اقدام کنند. کما اینکه وجود چنین هنرستانی برای زخم کهنه محرومیت های سیستان می تواند التیام بخش باشد.چه کسانی پرچمدار دارالولایه سیستان هستند تا کوله بار گلایه ها را با سالها صبوری تقدیم شان کنیم؟ آیا زمان آن فرا نرسیده است تا مسئولین در خواست مردم محروم سیستان را بازگو و خواستار رفع موانع از زندگی پر رنج این مردم باشند؟ آیا زمان آن نرسیده تا وجدانهای خاموش این شهر بیدار شده و گره گشایی کنند؟

 

     فرزندان سیستان با رسیدن به یک باور مشترک خواهان ایجاد هنرستان بهیاری هستند تا گوشه ای از مشکلات حوزه سلامت را با دستان پرتوان خود سامان دهند.با توجه به وضعیت نامطلوب آب و هوایی و بیماری های ناشی از آن وجود چنین هنرستانی جزء الزامات سیستان محسوب می شود.گام های استوار این فرزندان یقینا سیستان را به بالندگی می رساند.اشتغال زایی جوانان سیستانی با تاسیس این هنرستان می تواند بستر مناسبی برای تحولات عظیم در این راستا باشد.در حال حاضر شاکله سیستان را جوانان تشکیل داده اند و ایشان با عبور از مرز نداشته ها و محرومیت ها برآنند تا آینده سیستان را کمی روشن تر رقم بزنند.این جوانان امانت های سیستان هستند اما گویا بار این امانت بر دوش مسئولین سنگینی نموده و نمی خواهند گلایه ها را بشنوند و نگاه محروم این فرزندان را پاسخگو باشند.

 

     آیا وقتی قلم ها به حرکت در می آید , اراده ای هم در پی اش برای جبران نداشته ها اقدام می کند؟ امید است این یادداشت وجدان خاموشی را بیدار کند و نقطه عطفی برای سامان دهی به اوضاع زندگی مردمی باشد که خواسته و ناخواسته در فقر و بیچارگی و محرومیت بسر می برند.

حوریه رخشانی ـ سردبیر سرویس بانوان

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه