مصطفی پورگلوی

گندم خبر: غزلی با عنوان "سرنوشت شیدایی" سروده مصطفی پور گلوی جوان سیستانی تقدیم حضورتان میگردد.

گندم خبر: غزلی با عنوان “سرنوشت شیدایی” سروده مصطفی پور گلوی جوان سیستانی تقدیم حضورتان میگردد.

 

چشمان تو افسون کند؛ لازم به شرح ماجرا نیست
غم را غمت محزون کند؛ لازم به شرح ماجرا نیست

 

آوازه ی مجنونی ام در شهر پیچید و نماندم آبرویی
اعجاز صادق کار طاعون میکند؛ لازم به شرح ماجرا نیست

 

دلخوش به هر سبک و سیاق خویش بودیم
دون شما صد کار قانون میکند؛ لازم به شرح ماجرا نیست

 

ما را به عصر قاجاران سوق دادی
فحش است میگویم که شاگردیْت ملعون میکند؛ لازم به شرح ماجرا نیست

 

اینک شده شیدای شهر، انگشت نماشان
ناچار دل را ساقی هامون کند؛ لازم به شرح ماجرا نیست

 

راهی که مجنون رفته را از پی بگیرد
برعکس وی وهم را ز سر بیرون کند؛ لازم به شرح ماجرا نیست

 

شکر خدا، مومن شما، مهمان جنّت هم شمایید
خلقی نظر بر کافر مظنون کند؛ لازم به شرح ماجرا نیست

 

فردی چو من را چه به حمد و چه عبادت!
وهمی محال، همچون منی را با شما معجون کند؛ لازم به شرح ماجرا نیست

 

شرحی گذشت و قصه ای ناخوانده مانده است
فاسق صفت، کبرش کجا مصون کند؛ لازم به شرح ماجرا نیست

 

ما دل به عزت داده ایم و شَر ندیدیم
ربَّم شما را با شما همگون کند؛ لازم به شرح ماجرا نیست….

 

مصطفی پورگلوی

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه