گندمــ پرس : اختصاصی ندای زاهدان – سعیده خاشی – شهر کوچکیست..در دل جنوب شرق ایران زمین.. شهری که نامش را ایران کوچک نهاده اند.ایران کوچکی که قلب استواری به نام تفتان دارد.کوه بلندقامت استواری که این روزها در بزم زمستانی کویر، لباس سپید بر تن کرده است و دلربایی می کند.سرزمینی که جنوبش نخلهای […]

گندمــ پرس : اختصاصی ندای زاهدان – سعیده خاشی – شهر کوچکیست..در دل جنوب شرق ایران زمین.. شهری که نامش را ایران کوچک نهاده اند.ایران کوچکی که قلب استواری به نام تفتان دارد.کوه بلندقامت استواری که این روزها در بزم زمستانی کویر، لباس سپید بر تن کرده است و دلربایی می کند.سرزمینی که جنوبش نخلهای استوار به مانند قامت مردان و زنانش ،ایرندگان زیبا،را دارد.ایرندگانی که امسال برایش حکم سال آتش بازی و خون و خونریزی داشت!
خاش شهر کوچک اما دلربا و زیبای من شهر پر تب و تابیست.مردمی دارد نازنین و استوار .مردمی که لیاقتشان تجلی پویایی فرهنگشان از دریچه فرهنگ و هنر است چرا که اینروزها این دریچه متعالی زبانی جهانی شده است..زبانی که میتواند مرزهای تهدید امیز را بشکند و فرصت بسازد فرصت برای داشتن شهری فرهنگی شهری مدنی و متعالی..
و اما شهرستان خاش از نبود فرصتهای مناسب فرهنگی رنج نمی برد!بلکه سرشار از فرصت و استعدادهای فرهنگی و هنریست.آنچه که چهره فرهنگی و هنری خاش را پژمرده و پریشان ساخته است،بی توجهی مسوولان فرهنگی شهر است.مسوولانی که می بایست تارو پود وجودشان و باورشان باهنر و اصالتش و ذوق و شوق برای این مردم عجین شده باشد.برای مردمی که جبر روزگار هنرشان،انگیزه شان و باورشان را  به زیر سایه های هولناکی برده است.
سایه هایی که کم کم نماد می شوند و برای شناساندن مردم ما به دیگران به ناصواب به کار برده می شوند و بی شک  خیلی از ماها تجربه (اوه!بلوچستان!خاش!شهر آدمکش ها)از زبان کسانی که نام شهرت و استانت را می فهمند را داشته ایم!و اما چرا کمترین بهره را در زمینه هنر و فرهنگ در شهر خاش تاکنون برده ایم!؟چرا مسول محترم ارشاد شهرستان خاش با وجود اعتراضات اخیرمان بازهم سکوت و بی پروایی پیشه کرده اند؟؟!
شهرستان خاش ،استعدادهای فراوان هنری دارد.از موزیسینهای قدر محلی گرفته تا شاعران و نویسندگان و سوزندوزان بی همتایش.این استعدادهای ناب محتاج دیده شدن و شناسانده شدن به همگان هستند.شهر رنگ نو می خواهد.
شهرمان محتاج تعالیست.تعالی فرهنگی و اجتماعیست.شهری که بی توجهی  و خواب زمستانی مسوولین فرهنگیش از یک سو،بی توجهی مردمانش از سوی دیگر پیکر فرهنگش را سست و شکننده کرده است.
شهری که مدیران فرهنگیش در دفترشان به خواب عمیقی فرو رفته اند و سرمایه داران یومی اش مشغول بالابردن آسمانخراش هایشان هستند!گوشه وسیعی!ازاین شهر هم هنرمندانی گمنام دارد که باید به رسم روزگار عجیبمان در خفی و خاموشی شعله وجودشان به خاموشی دچار شود!
خواسته ها و مطالبات هنر دوستان شهرمان این روزها دارد رنگ گفتمانی  مدنی می گیرد.
امید است بار دیگر جرقه پویایی در شهر زده شود.و مبادا این دریچه متعالی را نادیده بگیریم..برای داشتن شهری زیبا یکایک ما رسانه و ترییون شهرمان،مردممان باشیم.

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه