شهرگندمــــ :  در تاریخ سیستان میخوانیم که حضرت آدم (ع) از مکک سراندیب بدرآمد و به سیستان رسید و در این سرزمین آب گوارا نوشید و آرمید یعنی حضور انسان در سیستان به اندازه حیات بشر روی کره خاکی است. دریاچه هامون زمرد یتیم سیستاندکتر حسن احمدی درکتاب سدهای باستانی و سفر با سفرنامه ها […]

شهرگندمــــ :  در تاریخ سیستان میخوانیم که حضرت آدم (ع) از مکک سراندیب بدرآمد و به سیستان رسید و در این سرزمین آب گوارا نوشید و آرمید یعنی حضور انسان در سیستان به اندازه حیات بشر روی کره خاکی است.

دریاچه هامون زمرد یتیم سیستان
دکتر حسن احمدی درکتاب سدهای باستانی و سفر با سفرنامه ها از قول مکماهون و دیگران می نویسد ((هنگام گشت زنی روی تپه های سیستاتن , سرتیرها , پیکان ها و از جنس سنگهای کوههای غرب سیستان یافتند که مربوط به انسان اولیه بود و قدمت آن به بیش از دهها هزار سال میرسید این بمعنی تائید نوشته تاریخ سیستان هست , یعنی پراکندگی انسان اولیه در سیستان , تمدن درنیمه شرقی فلات ایران هدیه رودخانه هیرمند است و دریاچه هامون.
بنابراین باید پذیرفت که هیرمند شیشه عمر سیستان میباشد که اگر این شیشه بشکند یعنی هیرمند بخشکد و بمیرد سیستان نیز خواهد مرد , همانگونه که درمقاله قبلی اشاره داشتم هیرمند شاهرگ حیاتی سیستان است و هامون قلب تپنده آن , اما اکنون دریاچه , این نگین سبز زمردین دارد به یتیمی میرود.

 

url

گذری کوتاه برشناخت دریاچه هامون
تالاب هامون از سه کاسه تشکیل شده است 1-کاسه اول : هامون پوزک که بخشی از آن در کشور افغانستان قرار دارد 2-کاسه دوم یا میانی , همون سابوری یا صابوری و کاسه سوم , سنگل یا هامون هیرمند میباشد.
درزمان پرآبی این سه کاسه یک کاسه میشوند که گنجایش آنها دراین زمان بیش از ده میلیارد مترمکعب و مساحت آن در همان زمان 5560 کیلومتر مربع که ازاین مساحت 3820 کیلومتر مربع آن مربوط به ایران است .
دریاچه هامون بزرگترین دریاچه آب شیرین در فلات ایران و خاورمیانه ست , حیات و معیشت مردم سیستان بطور مستقیم و غیرمستقیم به تالاب هامون وابسته میباشد.
آب و هوای دشت سیستان خشک ارزیابی شده و میزان متوسط بارندگی 3/52 میلیمتر در سالهای پرباران از 120 میلیمتر تجاوز میکند و در خشک ترین سالها بارندگی صفر است .
تمدن در نیمه شرقی فلات ایران بستگی مستقیم به آب هیرمند و دریاچه هامون داشته است.
انسان اولیه که کاشت و داشت را هنوز نمیدانسته از راه شکار در دریاچه هامون تغذیه می نموده , این آب فراوان رودخانه درموقع پسروی , سیستانیها را آموخت تا از رودخانه جویهای حفر و زمین را آبیاری و کاشت و داشت را تجربه نمایند و بعد تمدن حیرت آور شهرسوخته در 5000 سال قبل فراروی انسان امروزی قرار دهند , به بقین بل ازآن یعنی بیش از سه هزار سال طول کشید تا انسان سیستانی خود را به تمدن برساند بنابراین حداقل تمدن در سیستان را باید بیش از 8000 سال قبل برآورد نمود.
پیدا شدن آسیاوتی در گردن ریگ نزدیک شهرسوخته این تفکر را ایجاد می کند که در دوره ای که انسان در دیگر نقاط گیتی هنوز عصر شکارو غار نشینی را تجربه میکرد , سیستانیها آسیا کردن گندم , تولید آرد و خمیرکردن و بعد پخت نان در تنور آموخته بودند., پیدا شد.
هسته های انگور , … در قبور شهرسوخته نشان از آموختن باغداری مردم آن دوره دارد , رفاه عمومی مردم ما قبل تاریخ دشت سیستان , باعث تمدن شگرف و شکوفایی اقتصاد گردید.
این ثروت عمومی با عث تحریک همسایگان شد و سیستانیها به ناچار به آ»وزش رزم روی آوردند , بگونه ای که توانستند برای اولین بار در جهان آن روز دولت را پایه ریزی کنند , خدمات بی دریغ و دفاع جانانه این مردم از کیان اقوام آریایی در آن روزگاران باعث پدیدآمدن بزرگترین حماسه بشری (یعنی شاهنامه) شده , بارها نوشته ام شاهنامه یعنی دلاوران سیستانی , حذف سیستانیها از حماسه دیگر دفتری به نام شاهنامه وجود نخواهد داشت .
خدمات بی چشم داشت اقوام سیستانی به جامعه ایرانی چه در دوره ماقبل تاریخ و چه در دوره تاریخی بخصوص در زمان سلطه آل امیه و آل عباس در نخستین قرون اسلامی جهت اعتلای دوباره نام ایران و ایرانی و زبان فارسی خود حماسه ای دیگر از جانفشانیهای این مردم است.
اکنون سفره نان این مردم یعنی دریاچه در هجوم طبیعت و نامهربانی دوست در دست افغانستان است , دریاچه با تنی خسته و تشنه در انتظار محبت و دلسوزی آدمهاست تا با جرعه ای آب این پیکر نیمه جان و زخمی را نجات بخشند تا او دیگر بار سفره نعمتش را بگشاید و بانوای پرندگان و رقص دل انگیز نی های سبز در باد , انسانها را فرابخواند که اینک من زنده , سرزنده بی هیچ منتی سفره برکت را گشوده ام..

 

داشته های تالاب هامون
درکتاب چالش های محیط زیستی هامون می خوانیم , یکی از جذابیت های تالاب حضور دیم گونه از پرندگان است , دریاچه هامون درکنار اهمیت ها و ارزش های فراوان زیست گاهی حفظ سیمای محیط زیست و منابع اراضی , کنترل فرسایش و طوفانهای شن و بیابان زدایی و کنترل سیلاب ها دارای ارزشهای جهانی , تمدنی و اشتغالزایی , پژوهشی و تولید فراورده های طبیعی و اهمیت گردشگری میباشد.
همین منبع می افزاید درکشور ونزوئلا از دریاچه های مشابه دریاچه های هامون , سالیانه بیش از 7 میلیون دلار و در تایلند هرکدام به تنهایی 2میلیون دلار از محل گردشگری بدست می آورند.
برطبق مطالعات صورت گرفته ارزش اقتصادی هرهکتار تالاب هامون 11 میلیون تومن برآورد شده است.
این تالاب به دلیل قرارگرفتن در مناطق کویری و نیمه کویری کشورهای ایران و افغانستان و پاکستان و در مسیر پرواز پرندگان در واقع تنها مامن زیستی پرندگان مهاجر در شرق کشور میباشد.
وجود این دریاچه آب شیرین با نیزارهای وسیع و منابع غنی غذایی باعث گردیده تا درزمان پرآبی این تالاب شاهد حضور و زیستگاه صدها هزار پرنده مهاجر بویژه پرندگان آبزی باشیم.
برطبق مطالعات موجود و آمارهای منتشر شده , از سوی منابع تحقیقی تا آخرین سال پرآبی تالاب 183 گونه پرنده دراین منطقه مشاهده شده است که در سطح ملی 29 گونه حمایت شده و 12گونه درخطر انقراض می باشند.

آنچه که نوشته شد بخشی ازنعمت خدادادی دریاچه بوده که اکنون دیگر نیست .
افغانستان با سد عظیم کجکی و دیگر سدهای بزرگ و کوچک مانع ورود آب میشود و در صورتیکه خود نیز از این سفره خدادادی بهره می برد.
تالاب سفره پرنعمتی است که پروردگارجلوی روی بندگان گشوده است , اکنون دراین سفره یک تیکه نان هم قیمت , انسانها که دارند سفره بی نان را می نگرند و پی کوچ میشوند.
اما مرغکان که از بی آبی و بی غذایی نای بال زدن ندارند برخاک می افتند و می میرند.

url

درصورتیکه تا دیروز که آب بود 183 گونه پرنده با جمعیت بیش از صدها هزار برفراز تالاب در پرواز بودند و برطبق سرشماری سالهای پرآبی , بیش از سه هزار خانواده سیستانی از راه شکار همین پرندگان امرار معاش میکردند , امام امروزه نه مرغی است و نه …. فقط پرهای مرغان مرده است که در باد , به هوا بلند می شود و انسانهای حاشیه تالاب هامون با قلبی مملو از اندوه و دیدگانی پراشک پی کوچ شده اند.

 

آسیب های خشک شدن هامون :
همانگونه که جلوتر اشاره شد , هیرمند شیشه عمر مردم سیستان میباشد , اکنون شیشه شکسته و تالاب , این نگین سبز زمردین دارد به یتیمی میرود , لذا برای نشان دادن این صدمات ذیلا به آنها اشاره میشود :
1- آسیب های اجتماعی زمانی که تالاب سرزنده و شاداب بود , نزدیک به یکصد هزار نفر در حاشیه نی زار زندگی میکردند , این افراد از طبقات اجتماعی گوناگون بودند که بگونه ای ارثی هم از تالاب محافظت میکردند و هم از آن سود می بردند.
پس ازخشک شدن دریاچه خانوادهای حاشیه نشین که از راه صید و صیادی , دامداری و … زندگی خود را اداره میکردند مجبور به ترک سیستان شده اند.
در سیستان فرزندانشان اغلب به تحصیل اشتغال داشتند , این فرزندان درمقاطع گوناگون تحصیلی بودند , اما در شهرهای دیگر , چون فاقد مسکن بودند و بعد مجبور به زندگی در حاشیه شهرها شدند , از تحصیل دیگر خبری نبود , همه برای ارتزاق مجبور بودند کارکنند.
با توجه به معضل بیکاری در ایران این نوجوانان و جوانان درحاشیه شهرها بحکم اجبار جذب گروههایی میشوند که کارشان خلاف میباشد , محل حمل و نقل مواد مخدر , زورگیری , قمار و ….
با توجه به اینکه خشکسالی 16 سال طول کشید , حاشیه نشینان دریاچه بیش از ده سال در انتظار آمدن آب شدند , دراین مدت انتظار اگر پس اندازی داشتند هزینه شد و برای هزینه سفر آوارگی مجبور به فروش اثاثیه خانه شدند , درحاشیه شهرها بدترین برخورد با بچه ها و خانواده هایشان شده و حتی تحقیر شده اند که گاهی درگیریهایی خونینی را بدنبال داشته.
این خانواده ها درسیستان با غرور زندگی میکردند , با وجدانی چونان آینه و خلق و خویی ذلال , چونان آبهای پاک دریاچه. آنهمبا فرهنگی عشیره ای , هر برخوردی آیینه های ذلال را کرد می کند.
اولین ضربه به این خانواده ها برخوردهای فرهنگی است , مسلما فرهنگ حاشیه های شهرهای دور مورد پذیرش این عزیزان سیستانی نیست ,اما همسایگی با آنها دیری نخواهد پایید و بحکم اجبار و احتیاج جوانان سیستانی جذب فرهنگ حاشیه نشینان خواهند شد و این نظم عمومی جامعه را درهم خواهند ریخت , خشک شدن تالاب باعث شده تا طبقه تنگدست که ماهی , مرغ دریایی ارزان می خریدیا خود برای صید به دریا میفرفت از نظر تغذیه , دچار مشکل شوند , یعنی این خشکی دریاچه حتی در شهرهای اطراف هم از نظرمرغ و ماهی و لبنیات آثار بدی برجای گذاشت ….

e1b8f1390f3e2fb21fab375b76df13c3f254d4a8

آسیب انسانی :
پس از خشک شدن ریاچه به دلیل از بین رفتن نیزارها و درختچه های گز با اندک وزش باد ریزگردها در فضای سیستان رها و ابری از خاک آسمان سیستان را فرامیگیرد , ریزگردها به دلیل اینکه لایه نازکی از خاک رس می باشند و حالت چسبندگی دارد , در صورتیکه بیماری سل در جهان و بیشتر شهرهای ایران ریشه کن شده , اما بدلیل سرایت بیماری سل کلینیک مبارزه با بیماری سل در سیستان دایر شده است.
بنابراین همانگونه که آسیب های اجتماعی مهاجران سیستانی در خارج از سیستان را تهدید میکند , ریزگردها هم بلای جان این مردم در داخل سیستان شده است.
بنابراین باید بفکر چاره بود , نگذاریم دریاچه این نگین سبز زمردین که هزاران سال زینت بخش انگشتری شرق فلات ایران بود , طبیعت خشن کویر این نگین را به یتیمی ببرد.
تمامی افتخارات قوم آریا و ایران از کفاره های هامون برخاسته است سیستان مامن حماسه و افتخار است و جایگاه دلاوران , مرزداران سیستانی , برای جلوگیری از هجوم صحرا گردان آسیای میانه به ایران مرکزی در وجب به وجب این سرزمین خونشان ریخته شده , پس به پاس این دلاوریها چاره ای اندیش این نگین زمردین باشیم.

یادداشت اختصاصی مجله الکترونیکی شهرگندمــ : استاد امین الله سرابندی

رادیو

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه