به نام خداوند جان وخرد   گندم پرس: کتابی به نام شگفتیهای سکستان (استان سکاها،سیستان روزگار اشکانی وساسانی)زینت بخش کتابخانه های شناخته شده ی ایران وجهان است که به روشنی نشان می  دهد جغرافیای سیستان از دیرها ودورهای تاریخ، برای ایرانیان همراه با راز ها و گفتارهای بسیار بوده است.   جغرافیایی که جهان […]

 
به نام خداوند جان وخرد
 
گندم پرس: کتابی به نام شگفتیهای سکستان (استان سکاها،سیستان روزگار اشکانی وساسانی)زینت بخش کتابخانه های شناخته شده ی ایران وجهان است که به روشنی نشان می  دهد جغرافیای سیستان از دیرها ودورهای تاریخ، برای ایرانیان همراه با راز ها و گفتارهای بسیار بوده است.
 
جغرافیایی که جهان پهلوانان شاهنامه ازآن برخاسته اند وگواه گفتگوهای یگ پیامبر با خداوند هستی ها بوده، سرزمینی که به دیده ی ایرانیان باستان خاستگاه بن مایه های استوره ی رهایی بخش و رستگاری ایرانیان در هزاره های پایانی گیتی است .
 
کوروش هخامنشی به مردم سیستان لقب یاریگر داده،درروزگار اشکانیان شاه سیستان یا سکانشاه می باید تاج را برسر شاهنشاه ایران بگذارد و لیعهد و شاه آینده ساسانی برای پرورش وآموختن فرهنگ وآیین ،رسم کشورداری و لشکر آرایی راهی سیستان می شدند، از همان راهی که پیشتر شاهزداگان کیانی شاهنامه، سیاوش و بهمن به سیستان  رسیده بودند.
 
این پیش درآمدی است برای آشنایی با سرزمینی ارجمند که به دید و داوری برخی پژوهشگران پیشینه ی دانش کیهان شناسی وگاه شماری ایرانیان را با واژه ی نیمروز، یکی دیگر از نام واژهای اسرارآمیز، به سیستان می رسانند.
 
برمبنای این باور خط نمادینی که دنیای شناخته شده ی کهن را  دو بخش میکرده نیمروز یا میانگاه جهان نامیده می شده ،همان خطی که در روزگار پسین به نصف النهار مبدا شناخته شد، از سیستان می گذشته است.
 
براین باور کهن زمانیکه خورشید دروسط آسمان سیستان برسد نیمی از جهان درشرق آن روز و پیش از ظهر ونیم دیگردرغرب آن نیز پس از ظهر جای می گیرند.در همین پیوند ابوریحان بیرونی درکتاب آثارالباقیه با نام بردن از مهندس ابوسعید سجزی می نویسد، که درسیستان گاه شماری ویژه وماه های ویژه ی خودشان را داشته اند.
 
سپس می نویسد ابوسعید اسطرلابی ساخته بود به نام اسطرلاب زورقی که مبنای کارش چرخش ماه وستارگاه برگرد خورشید است .ابوریحان ادامه می دهد باوری که سخت است اما اورا به خاطر ساخت اسطرلاب ستودم.
 
برپایه ی این آگاهی های تاریخی درنام واژه های ماه های کهن سیستان،کریست نامی است که با دی ماه برابر بوده و نام¬های دیگری مانند اوسال،تیرکیانوا،رشن،رهو،کواذ…نیز برابر ماه های دیگر خورشیدی هستند.
 
بسیاری از پژوهشگران هم روزگارما براین باورند که سنت¬های مسیحی امروز، بسیار وامدار فره و فرهنگ ایرانیان هستند و هم ریشگی کریست با کریسمس نیز دور از همین اثر گزاری¬های تاریخی نیست.
 
افزون براینها درسیستان نام های محلی دیگری نیز برای ماه های قمری وجود داشته که هنوز هم درمیان سپید مویان سیستان کاربرد دارد وازماه شوال نیز آغاز می شود وبه روشنی نشان می دهد که درسیستان  گاه شماری وتقویم از دیرینگی دیرپایی برخوردار است.پاسداشت شب چله وآگاهی از زمان دقیق آن و درک انقلاب زمستانه ریشه درهمین توان علمی دانشی مردمان سرزمین هیرمند فرمند دارد.  که با مبانی اقتصاد معیشتی دامپروری وکشاورزی نیز پیوند داشته است.
 
درسیستان شب چله به جای واژه ی یلدا با همان مفاهیم فراگیردرمیان مردم به کار می رود واین شب بلند ترین شب سال وآغاز زایش دوباره ی خورشید وبازگشت گرما وروشنی به زندگی است که چله ی بزرگ نام دارد وتا دهم بهمن به درازا می کشد وپس از آن چله ی خورد یا کوچک آغاز می شود و تا بیست اسفند  ادامه می یابد.
 
دهه ی پایانی سال نیز در فرهنگ ایران باستان دهه¬ی فروردگان و در سیستان بوی مردگان(مَردَگو)نامیده می شود.
 
درسیستان برای شب چله از پیش آماده می شدند
 
دراین شب سفره ای بزرگ از دست بافته های سیستان را می گسترانند وبا خوراکی های خوشمزه ای که پیشتر آماده شده تزیین می کنند.ازهندوانه هایی که در لابه لای کاه و خنکای کاهدان تابستان را به زمستان پیوند می دادند تا کِشته های شیرین  خوش خورخربزه وهندوانه به نام چَوَلی (با فتح چ –و) و پودر خوشمزه و مقوی شیرینک که ازجوشاندن هندوانه ی تازه به همراه تخمه ها و گندم، نیم کوب که پس ازخشک شدن در آفتاب و دست آس و الک  شدن ،آمیخته یی شیرین و خوشمزه بدست می آمد ، برای پاسداشت شب چله و بهره برداری در شب¬های سرد زمستان در کیسه های تمیز نگهداری می شد.
 
وافزون براینها پودر خوشخور دیگری به نام سَتّو(با فتح س وتشدید ت)از ترکیب پودر جو ی آبدار و بوداده شده  با شکر و نبات دست آس شده برای این شب تهیه می شد.خوردنی خوشمزه و زمستانه ی دیگری که برای این شب آماده می شد ،،دوشو،نام دارد که از ترکیب خرمای خوب مضافتی به همراه روغن زرد حیوانی که دریک مشک آماده برای این شب رسانده می شد .
 
این همه با انواع تخمه های شور هندوانه وخربزه و انار می خوش و شیرین نیز همراه این شب بلند سیستان است. رفتن به خانه ی سپید مویان وسالخوردگان وشنیدن روایت های کهن و شاهنامه نیز از سنت های نیکویی است که آن را به بلندای کرامت انسان و فرهنگ  میرساند.
 
این شعر نیز مربوط به همین شب برجای مانده است : شیرنک ودوشو چه مزه میده امشو.( شیرینک و دوشو امشب خیلی مزه می دهد)
 
درسیستان واژه های کهن سال و پیر، با تدبیر و زندگی مردم پیوند دارند، پیران نماد کهن سالی گیتی و موی سپید شان نیز دراین شب بلند نشان خرد و دانایی و به روشنایی و سپیده رساندن شبهای طولانی دیگر زندگی مردم ، و آغاز روزشمار رسیدن به نوروز است.
 
 
علیرضا خسروی-کارشناس میراث فرهنگی سیستان

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه