بـه نـامـ خـداونـد جـان وخـردخـجـسـتـه بـروبـومـ زابـل کـه شـیـرهـمـی پـرورانـد گـوان دلـیـر        گــنــدمــ پــرس :یازدهمین سرزمین نیکوی هست شده از اراده اهورا مزدا نام سرزمین دیرسال وتاریخ سازیست  که وارث میراث فرهنگ وتمدن دیرینه درجغرافیای تاریخی ایران زمین در جنوب شرقی ایران است.     این سرزمین درباورهای کهن ایرانیان دارای رسالتی […]

بـه نـامـ خـداونـد جـان وخـرد
خـجـسـتـه بـروبـومـ زابـل کـه شـیـرهـمـی پـرورانـد گـوان دلـیـر     

 

گــنــدمــ پــرس :یازدهمین سرزمین نیکوی هست شده از اراده اهورا مزدا نام سرزمین دیرسال وتاریخ سازیست  که وارث میراث فرهنگ وتمدن دیرینه درجغرافیای تاریخی ایران زمین در جنوب شرقی ایران است.

 

IMG-20151206-WA0000

 

این سرزمین درباورهای کهن ایرانیان دارای رسالتی تاریخی برای بهروزی ورستگاری ایران وجهان درسالهای پایانی گیتی است .بسیاری از شاخصه های بنیادین هویت ملی ایرانیان از آبشخور هیرمند فرمند درگذر تاریخ شادابی ونشاط یافته وبراساس همین بررسیها سیستان وسرزمین هیرمند پرورشگاه پهلوانان شاهنامه است وزرتشت، پیامبر ایران باستان روان بشریت رااز همین سرزمین با خردودانایی به توحید دوباره فرا خوانده.

 این سرزمین زادگاه صدها گوهر اندیشمند ومایه وریست  که جانهای پاکیزه وزلال آنها به پرورش درخت گشن بیخ و بسیار شاخ میراث فرهنگی ایران زمین فراوان کمک رسانده، فرخی سیستانی،حریزبن عبدالله سجستانی،ابوداوود سجستانی،ابوسعید سجزی،محمد بن وصیف سگزی وکاروان بی انتها وناآرام اصحاب قلم ونوشته، علامه دهخدا را بران داشته تادراثر گرانسنگ ادبی خویش ذیل واژه سجستان بیاوردکه:زادگاه علما ودانشمندان بسیاری بوده است.

این سرزمین پاکیزه نخستین گل واژه های شعر پارسی را از خواست تاریخی یعقوب لیث صفاری وذوق وقریحه محمد بن وصیف سگزی در بوستان ادب وفرهنگ ایران زمین بارور ساخت.

 سرزمین هیرمند فرمندکهن ترین نام برجای مانده درمتون تاریخی است ونامهای دیگری چون زرنکادردوره هخامنشیان،سکستان دردوره های اشکانیان وساسانیان،سجستان به روایت متون عربی وبالاخره سیستان و سیوستان از نامهای گوناگون درجغرافیای تاریخی این سرزمین دیر سال و تاریخ ساز  است.        

سرزمین نیمروز هم با دو نگاه درمتون به چشم می خورد نخست به معنای سرزمینهای جنوبی ودیگری به معنای نصف النهار مبدا که درگذشته به دیده دانشمندان ایرانی ومسلمان از سیستان می گذشته و جهان شناخته شده ی آن روزگار را برای گاه شماری ایرانیان بر دونیم تقسیم می نمود.

زرنکادرکتیبه های هخامنشیان یکی از ساتراپی های مهم این روزگاربه شمار می رفته ودلیل آن نیز مالیاتی بوده که به دولت می پرداخته و همسو با گزارش هرودوت پس از مصر ومیانرودان درمرتبه سوم بوده وافزون براین کوروش بزرگ هخامنشی به مردم این منطقه لقب یاریگر داده است.

این سرزمین بعدها با ورود اقوام ایرانی دیگر که درمتن های تاریخی به سکاهاشهره بوده اند نام سکستان به خود می گیرد واین رخداد به 2125 سال پیش باز می گردد.

دراین روزگار سیستان افزون بر جایگاه پیشین قدرتمند تر دیده می شود وخاندان قدرتمند سورن که سکانشاه از میان آنها برگزیده می شود حق دارد تا درهنگاه پادشاهی ایران زمین تاج را برسرشاهنشاه اشکانی بگذارد.

جنگ حران روایت تاریخی است از رویارویی سورنا، شاه سکستان( سیستان) با کراسوس یکی از سرداران سه گانه روم که علی رغم برتری فراوان رومیان کراسوس شکست می خورد و تاوان حمله به ایران زمین را باسر بریده اش می پردازد که توسط سورنا برای اردوان شاهنشاه ایران فرستاده می شود.

درروزگار ساسانیان نیز شاه سکستان وتورستان وسرزمین های کرانه سند عنوان سکانشاه ویا همان شاه سیستان درکتیبه ها ثبت شده است. …

محلی که امروز زابل نامیده می‌‌شود در گذشته زمینهایی با تپه‌هایی از ماسه‌های روان و رسوبات دریایی بوده که قسمتی ازآن در مسیر رودخانه هیرمند قرار داشته است.

با کم شدن آب رودخانه بر وسعت خشکی‌های اطراف آن افزوده شد و با اتصال دو آبادی اولیه به نامهای ناصر آبادویا شهر ناصری و حسین آباد، آبادی بزرگی تشکیل می گردد که درسال۱۳۱۴ خورشیدی بر طبق مصوبه هیات وزیران، آن آبادی را زابل نامیدند و در سال ۱۳۱۶ خورشیدی نیزبه مرکز سیستان تبدیل شد.

 

علیرضا خسروی-کارشناس میراث فرهنگی شهرستان زابل

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه