شاهدفردا : از اواسط تابستان سال جاری که برخی اعتراضات به عملکرد مدیریت ارشد استان سیستان و بلوچستان بالا گرفته بود و همزمان نیز فشار افکار عمومی به رسانه ها برای انعکاس برخی گلایه ها به مسئولین کشور و استان افزایش یافت، برخلاف اینکه در بدو امر از انتصاب «علی اوسط» به عنوان یک اصلاح […]

شاهدفردا : از اواسط تابستان سال جاری که برخی اعتراضات به عملکرد مدیریت ارشد استان سیستان و بلوچستان بالا گرفته بود و همزمان نیز فشار افکار عمومی به رسانه ها برای انعکاس برخی گلایه ها به مسئولین کشور و استان افزایش یافت، برخلاف اینکه در بدو امر از انتصاب «علی اوسط» به عنوان یک اصلاح طلب شناسنامه دار استقبال نمودیم به انعکاس مطالب انتقادی، آراء و دیدگاه های آحاد جامعه اعم از اصولگرا و اصلاح طلب در خصوص بررسی عملکرد مدیران استان خصوصاً تیم حاکم بر استانداری پرداختیم. 

در این میان یکی از بارزترین مسائل، وجود «رواداری» و «تحمل» ستودنی و بسیار بالای استاندار بود. حتی به مناسبت یک سالگی انتصاب وی نیز در قالب یک یادداشت در کنار گلایه از عدم تغییر رویه مدیریتی از جانب «اوسط» به آستانه تحملش اشاره داشتیم که در استانداران قبلی قابل رویت و رصد نبود.

 

حمزه خلیلی و اوسط هاشمی

اما امروز باخبر شدیم که یکی از مدیران کل استانداری سیستان و بلوچستان که از قضا او هم ادعای «رواداری» و «تحمل نقد» را دارد، طی نامه ای به برخی مراجع (از جمله دفتر حقوقی)، رسماً درخواست تحت تعقیب قرار دادن مدیران و فیلترشدن شاهد فردا را نموده است. بنا به مستندات، این ادعا در پی نشر مطلبی با عنوان «تخلف فاحش مدیرکل سیاسی استانداری سیستان و بلوچستان» در شاهد فردا صورت گرفته در حالی که این مطلب به نقل از سایت مطالبه گر در این پایگاه خبری درج شده بود.

 1111

11

 

این که فرد مورد نظر، سرخود و با تشخیص و اختیار خود این درخواست را از مراجع ذیصلاح نموده یا بنا به چراغ سبز مقامات بالاتر، بوده امری است که احتمالاً در آینده مشخص خواهد شد اما اگر بر فرض محال (فرض محال، محال نیست) با اطلاع و اوامر بالادستی این مهم رخ داده باشد باید اصطلاحاً فاتحه «اعتدال»، «اصلاح طلبی»، «تحمل مخالف» و راهبردهایی از این دست را خواند چراکه ما از جنس اصلاح طلبی و دولت اعتدال هستیم و نه حتی مخالف!

دوستان همفکری که حاضرند برای منافع چند روزه سیاسی دست به هر کاری بزنند این نکته را مدنظر قرار دهند که «اگر روزنامه ها را تعطیل کنند، تبدیل به شبنامه می شود» و آن وقت اولین اصلی که رییس جمهور محترم در خصوص انتقاد ارایه دادند خواه ناخواه برآورده که نمی شود هیچ بلکه عکس آن محقق می شود؛ دوستان فراموش کرده اند که رییس جمهور بارها گفته اند «شناسنامه دارها» انتقاد کنند. اگر شناسنامه و کانال رسمی را از منتقدین بگیرید قطعاً بی شناسنامه و در تاریکی و ابهام با آنان مواجه خواهید شد.

چندی قبل و در حاشیه یکی از همایش هایی که رییس جمهور هم سخنران افتتاحیه آن بودند، از ایشان سوال کردم که منظورتان از جمله «با شناسنامه حرف بزنید» دقیقاً چیست؟ ایشان بیان داشت که «منظورم این است که افراد با هویت واقعی سیاسی شان حرف بزنند، نه اینکه اصولگراها در لباس اصلاح طلب ها حرف بزنند و اصلاح طلب ها نیز از جانب اصولگرایان و با ادبیات آنها نقد کنند»؛ کاش همانجا به ایشان یادآور می شدم که در گوشه ای از ایران اصلاح طلبانی حاکم شده اند که اصلاً شباهتی به اصلاح طلبی ندارند، هرچند ماهی را هر وقت …

جالب اینجاست که این نامه در زمانی نوشته و ارسال شده که بنابه برخی درخواست ها، از میزان انتقاد به مدیریت بیمارگونه برخی مسئولین نیز کاسته ایم ولی ظاهراً دوستان ما اصرار بر پلیسی و امنیتی کردن فضای اطلاع رسانی دارند و حس ماجراجویی شان بسیار تحریک شده است!

در پایان امیدواریم مدیرکل مورد اشاره و دوستان دربار و درکار همفکر ایشان از مدار منطق خارج نشده و باعث و بانی حاکم شدن فضای خفقان در دولتی که شعار اصلی اش تحقق آزادی های اجتماعی و مدنی است، نشوند و اندکی در تشخیص خودسرانه شان دال بر مضر بودن محتوای شاهد فردا، تجدیدنظر نمایند که اگر نه، یقیناً فضای سیاسی استان از مدار گفتمان و منطق خارج خواهد شد.

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه