گندم پرس : چقدر تصویرها مبهمند،  هراسان ولرزان و تنها از پشت شیشه ی ماشین ها ،چشمانشان چون شلاقی ،تن گرم و چشمان آسوده خاطرمان را شلاق می زند.دستهای سرد و کوچکشان را جلویمان دراز می کنند و ما ،من،تو،او تنها به تاسفی بسنده می کنیم.ما ،این هویت جمعی یک شهر در برابر چهره ی […]

گندم پرس : چقدر تصویرها مبهمند،  هراسان ولرزان و تنها از پشت شیشه ی ماشین ها ،چشمانشان چون شلاقی ،تن گرم و چشمان آسوده خاطرمان را شلاق می زند.
دستهای سرد و کوچکشان را جلویمان دراز می کنند و ما ،من،تو،او تنها به تاسفی بسنده می کنیم.ما ،این هویت جمعی یک شهر در برابر چهره ی نازیبای فقر مستاصل و درمانده ایم.
چراغ قرمز های شهر ،سخاوتمندانه فرصتی برای ٱشنایی ومصاحبتمان با کودکان بی گناهی که بازی بی رحم زندگی به کوچه ها و خیابان های شهر کشاندتشان ،فراهم ساخته است.

 شهر بی قرار است

چهره زیبای دخترک ۸ساله همچون مروایدی درخشان درلباسی کهنه می درخشد دستان لرزانش شده. است ساقی ،ساقی میان چند معتاد که قمار را با قمار بر زندگیشان تجربه می کنند و می بازند.

شهر جوشش مردانه پسران خرد سال را به خود می بیند ،پسرانی که زود مرد  می شوند و زندگی انگار وصله ی ناجوریست که هیچ جور به آنها نمی آید.

زاهدان آبستن دردهای زیادیست،دردهای کودکانه ی دختران و پسران متکدی که شانه های نحیفشان تاب زندگی بی رحمانه ی این شهر را ندارد
آنها مگر درک می کنند که دیریست در آدمیان (لطفا به خود نگیرید،آدم بدها) وجدان به خواب عمیقی فرو رفته است و گویی مرده است…
ٱنها مگر درک می کنند که کاخ نشینان ،هیچ بخشی از دلواپسیشان را، آنها و مشکلاتشان  در بر نمی گیرد
ٱنها در منطق کودکانه شان فقط بغض می کنند و سوالها همچون سوهان روحشان را می آزارد .

این جا زاهدان است شهر پر هیاهو و دوست داشتنی که در قلبش فقر همچون مردابی هویت و زندگی می بلعد .

‏« ﯾﺎ ﺍﯾﻬﺎ ﺍﻟﺬﯾﻦ ﺁﻣﻨﻮﺍ ﺃﻧﻔﻘﻮﺍ ﻣﻦ ﻃﯿﺒﺎﺕ ﻣﺎ ﮐﺴﺒﺘﻢ ﻭ
ﻣﻤﺎ ﺍﺧﺮﺟﻨﺎ ﻟﮑﻢ ﻣﻦ ﺍﻻﺭﺽ ‏» /ﺳﻮﺭﻩ ﺑﻘﺮﻩ، ﺁﯾﻪ ۲۶۷

سعیده خاشی

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه