گندمــ پرس : طوفان ، سیستان و من یک سکانس غم انگیز به قلم محسن باقری دانشجوی دانشگاه زابل می باشد که تقدیم می گردد به نگاه خاک آلوده شما گرامیان.  محسن باقری  : دانشجوی دانشگاه زابل : جنس ضجه های دیشبش فرق می کرد. زوزه ­­های امروزش نه از سر موج طببیعت بلکه از […]

گندمــ پرس : طوفان ، سیستان و من یک سکانس غم انگیز به قلم محسن باقری دانشجوی دانشگاه زابل می باشد که تقدیم می گردد به نگاه خاک آلوده شما گرامیان.

 محسن باقری  : دانشجوی دانشگاه زابل : جنس ضجه های دیشبش فرق می کرد. زوزه ­­های امروزش نه از سر موج طببیعت بلکه از سر نا آرامی و بی قراری شنزارهایی است که دوست دارند مانند پتکی از نامردی نامردمان بر سرمان بکوبند. باد ما را با خود می برد. دیرگاهیست که ما را برده از هیاهوی شهری که در سکوت سخت دارد جان می­دهد. آرام و بی سر و صدا ،

عجیب است که صدای زوزه­هایش شباهتی عجیب به ناله­ های مردم شهرم دارد. گویا میل رفتن ندارد. می خواهد با ما هم کلام و هم صدا شود. گویا باد و طوفان نیز فهمیده اند کسی به فکر سیستان نیست. با تمام وجودش دیشب بر سر پنجره اتاقم این را فریاد می زد.

 

طوفان سیستان, طوفان شن , طوفان شدید

 

هنوز زوزه­هایش را می شنوم و میل رفتن ندارند.

می گویم بمان ای رفیق و همدم همیشگی مردم سیستان، همه سیستان را رها کردند، اما تو برایش بمان. حال که همه بخاطر تو رفته اند تو بمان بخاطر اندک مردم شهر…

وقتی تلویزیون را روشن می کنم می بینم گوینده افتخار می کند که طوفان در سیستان با فلان سرعت در کیلومتر در جریان است. و فقط همین……….. یک سکانس غم انگیز در رسانه­ ها……..

باد که زوزه می کشد کاخ آرزوهایت را می توانی به او بسپاری تا در جایی آرام دفن کند . می توانی با این باد و طوفان کودکان را به بیرون بیاوری و خاک بازی کنی، چه عیبی دارد گاهی برف بازی در فلان نقطه کشور و سهم کودکان سیستان خاک بازی با اندکی شربت خاکشیر که فقط خاکش هست و شیرش را صادر می کنند.

برای طبیعت نامه ای نوشتم اندکی زیر سیستان را کم کن همه چیز دم گرفته است.

راستی این بادها و طوفان های ناجوانمرد نتیجه آن صدهای میلیونی است که خرج همایش های امسال در سیستان کردند.

کجایند تا بیایند در سیستان همایش محیط زیست برگزار کنند. اینجا محیط زیست نداریم..تمام محیط نازیست است اما محکومی، محکومی به زندگی کردن و ماندن…..

راستی شاید اگر تحریم ­ها برداشته شود. مشکل تو هم حل شود.هیچ کس برایت کاری نمی کند تا ببینند مذاکرات چه می­شود.

سرعت و غلظت طوفان هایش حتی اگر از طوفان های اهواز هم بیشتر باشد باید تحمل کنی چون نامت سیستان است , هر بلایی سرت می آید بیاید چون نامت سیستان است , و نمی دانم چرا خیلی ها به نامت الرژی دارند و همه درد و رنجت را در نطفه خفه می کنند.

اصلا تو را نمی بینند.

ضجه ی طوفان امروزت از جنس رفتارهای ناجوانمردانه­ ی خیلی­ ها در حق سیستان است . راستی نمی­دانم نماینده­ های مجلس در سیستان هستند یا در تهران خوش آب و هوا…

ما نیز روزهای آخر است که میهمان تو هستیم سیستان. اما مظلومتر از تو و مردمت ندیدیم , مظلومتر از سیستان فقط سیستان می تواند باشد. مظلومتر از مردم سیستان فقط مردم سیستان هستند , تنها یک نقطه را می شناسم که کودکانش به جای برف بازی، خاک بازی می کنند. آنجا سیستان است.

تنها یک نقطه هست که همه واقعیت را می بینند. اما به سادگی از کنارش می گذرند. آنجا سیستان است.

تنها یک نقطه است که محکومی به زندگی کردن ، آنجا سیستان است.

تنها یک نقطه است که وقتی بچه­ ای به دنیا می آید کاخ آرزوهایش را در کودکی به دست باد می­سپاریم.تنها یک نقطه است که کودکانش در کودکی بزرگ می شوند و با دنیای خوش کودکی خداحافظی می کنند.

تنها یک نقطه هست که بیشترین آمار بیماری سل و مشکلات ریوی را دارد. آنجا سیستان است.

 تنها یک نقطه است که مشکلات اقتصادی و  زیست محیطی دندان تیز کرده­اند که مردم شهر را دفن کنند آنجا سیستان است.

تنها یک نقطه هست که آرزو کردن برای همه ما عیب است آنجا سیستان است…..

اما تو ای سیستان در گذر همه زمان­ها ثابت بوده­ ای و می­دانم ثابت خواهی ماند.

از آن روز که نطفه ات بسته شد تو را اینگونه با درد و رنج افریده­ اند. و هر کس سیستانی باشد نیز همخون تو هست و باید بسازد..

اما تا یاد دارم هم سیستان ثابت قدم بوده و هم سیستانی استوار و راسخ…………… و این روزها هم رفتنی است…………………….

 

IMG-20150610-WA0003_resized

 محسن باقری  : دانشجوی دانشگاه زابل

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه