تاریخ : پنج شنبه, ۵ خرداد , ۱۴۰۱ Thursday, 26 May , 2022

درد دلهای از جنس محرومیت + دست فروشانی که بزودی ترک وطن می کنند

  • کد خبر : 21638
  • ۱۹ اسفند ۱۳۹۳ - ۸:۰۷
درد دلهای از جنس محرومیت + دست فروشانی که بزودی ترک وطن می کنند

گندمــ پرس : پرداختن به مسئله ‏ اشتغال یکى از مهمترین گره‏ گشایی ها در کار مردم است و گره‏ گشایى، سیره‏ى علوى است.(مقام معظم رهبری) آغاز سخن را با کلام نورانی رهبر انقلاب شروع کردیم که بیاد آوریم که مساله اشتغال مساله مهم و حیاتی درکشور ما و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران محسوب […]

گندمــ پرس : پرداختن به مسئله ‏ اشتغال یکى از مهمترین گره‏ گشایی ها در کار مردم است و گره‏ گشایى، سیره‏ى علوى است.(مقام معظم رهبری)

آغاز سخن را با کلام نورانی رهبر انقلاب شروع کردیم که بیاد آوریم که مساله اشتغال مساله مهم و حیاتی درکشور ما و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود و رهبر معظم انقلاب نیز نسبت به این مساله همواره دغدغه دارند و توصیه های فراوانی به دولتمردان دراین خصوص نیزداشته اند.

اشتغالزایی و تولید شغل در جامعه یعنی اینکه شغلی برای شخصی که متخصص آن کار است و از آمادگی لازم برخوردار است , ایجاد نماییم و اگر توانایی این کار را نداریم حداقل باید از کسانی که برای خود و دیگری ایجاد شغل میکنند حمایت کنیم.

این مقدمه را عرض کردیم تا به حکایتی بپردازیم که شایدخواندنش برای برخی از دلسوزان واقعی و مردم داران سیستانی خوشایند نباشد و کمی آنها را ناراحت و دلگیر کند .

چندماه قبل مطلبی درخصوص لزوم ساماندهی دست فروشان چهاراه دکترا منتشر کردیم که درنهایت اوضاع این بخش از شهر کمی بهبود یافت و عده زیادی از آنان بصورت جمعی در یک زمین خالی که دارای حصار بود , ساماندهی و مشغول بفعالیت شدند.

میتوان گفت درحال حاضر این چهاراه ازاین حیث چهره ای نازیبا به آن شکلی که قبلا داشت ندارد.

 

DSC00164

 

پیشنهاد شد اگر کمی همت دیگر صورت گیرد بدون شک همان چند دست فروش دیگری که درحاشیه پیاده رو نیز مشغول بکار هستند دراین مکان میتوانند به کار خود ادامه دهند و مزاحمتی برای عبور عابرین هم ایجاد نکنند.

 

DSC00150

 

کسب و کار دست فروشان در چهاراه دکترا جرم و در دیگر نقاط شهر آزاد است !!!

اما متاسفانه نه تنها ساماندهی کامل در دستور کار قرار نگرفت بلکه همان عده ای که پیش از این نیز به فکر ساماندهی افتاده بودند حال از سوی اتحادیه صنف پوشاک زابل تحت فشار هستند که بساط خود را جمع آوری و به محل دیگری منتقل نمایند , گویا در مراجعه ای که به فرمانداری داشته اند نیز به آنان دو روز مهلت داده شده تا به مکان دیگری که در خیابان هیرمند درنظر گرفته شده است نقل مکان کنند.

موضوع وقتی جالب میشود که متوجه میشویم به آنها گفته شده است فعالیتشان بعنوان دست فروش غیرقانونیست , اما درمقابل به آنها پیشنهاد هم شده که به مکان دیگری بروند و آنجا مشغول بکار شوند!!!!!

حال این کار غیرقانونیست یا دست فروشی در چهاراه دکترا غیرقانونی ؟؟؟؟

 

DSC00157

 

 

مادری دستفروش : هزینه زندگی سه فرزند , آنهم وقتی که پدر ندارند را چگونه تامین کنم

پس از تماسهای مکرر عده زیادی از دست فروشان به محل کارشان مراجعه و از نزدیک با مشکلات آنان آشنا و پای درد دلشان نشستیم.

خستگی از ناملایمات زندگی و رنج های که کشیده بودند در چهرهایشان موج میزد , ساعتی را نزد آنها بودیم و درحالی که از این همه درد و رنج مات و مبهوت شده بودیم , به حرفهایشان گوش میدادیم.

خانم میانسالی که از دیگران برآشفته تر بود گفت : من با سه فرزندم که یکی از آنها دبیرستان نمونه قبول شده است و پدری هم ندارند , چه باید بکنم ؟؟ خرجی آنها را چگونه بدست بیاورم ؟ ایا دولت خرجی بچه هایم را می دهد ؟ اگر خرجی آنها را می دهد تا کار را تعطیل کنیم و خانه هایمان بنشینیم.

 

DSC00161

 

بیکارم و سرمایه ای ندارم , شکم زن و بچه ام را چگونه سیر کنم ؟

مرد جوانی که پیگیر حل مشکل بود گفت : بنده مدرک دارم و بیکار هستم , حال چه باید بکنم , چگونه شکم زن و بچه ام را سیر کنم ؟ جز این کار کاری دیگر بلد نیستم و سرمایه ای هم که  دارم درهمین حد کفایت میکند که اندکی لباس از مشهد خریداری کنم و دراین مکان بفروش برسانم .

 

اگر درهمین حد هم حقی در زابل نداریم تا مانند اقوام خود از سیستان مهاجرت کنیم

مرد میانسالی از انتهای بازار به جمع ما اضافه شد , حالا به اتفاق همکارانمان 40 نفری شده بودیم و صحبتها ادامه داشت , مودبانه و با وقار سخن میگفتند , مردم عادی هم ایستاده بودند و گوش میدادند , تقریبا هرکس حرفهایشان را شنید حق را به آنان داد و اما به سادگی هم از کنارشان عبور میکرد.

مرد میانسال که گوشه ای ایستاده بود , با اشاره به جمعیت گفت : اینها همه زن و بچه دارند و یا مادرانی هستند که خرجی خانواده هایشان را میدهند و این تنها راه درآمدی آنهاست که از سیستان مهاجرت نکنند , حال اگر ما جای کسی را تنگ  کرده ایم , بگویید تا ماهم مانند اقوام خود از شهر خود برویم و در شهر دیگری کارگری کنیم و …

سکوت تنها پاسخی بود که به این همه صداقت میتوانستم بدهم.

 

DSC00155

 

حاضر به پرداخت حق عضویت سالیانه اتحادیه هستیم

سوال کردم , خوب اتحادیه حق دارد که با شما برخورد کند , شما نه پروانه کسب دارید و نه حق عضویت سالیانه پرداخت میکنید , درصورتی که دیگر مغازه داران اینچنین نیستند , ایا شما هم حاضرید پروانه بگیرید و حق عضویت بپردازید ؟

همگی تقریبا درمقابل این سوال پاسخی یکسان داشتند و گفتند : اگر چه با مشکلات فراوانی روبرو هستیم و پرداخت هزینه های پروانه کسب برایمان سخت است اما اگر قسط بندی شود ,  حاضریم پروانه کسب دریافت نمایم و حق عضویت را نیز پرداخت نمایم.

 

در راه بازگشت به این فکر میکردم که مغازه داران هم حق دارند , اما تکلیف این عده سیستانی که در آخرین سنگر می جنگد چیست ؟

 

آیا با پاک کردن یک مساله میتوان آنرا حل کرد ؟

سوالات فراوانی ذهنم را مشغول می کرد , آیا ساماندهی این قشر کار سخت و دشواریست ؟

آیا پاک کردن صورت مساله , راه حل نهایست و تنها حرفی که به ذهن عزیزان مسئول رسیده همان بوده که بگویند دو روز مهلت دارید که بساط خودتان را جمع کنید و بروید ؟

ایا بواقع درایت و تدبیر مسئولین شهرستان در همین حد است که برای حل یک مساله , صورت مساله , آنهم صورت مساله ای که با قشری محروم از جامعه سروکار دارد را پاک کند ؟

 

آنچه واضح و روشن است اینکه این عده دستفروشانی که در زمینهای خالی که حصار کشی کامل دارد , درحال کسب و کار هستند , هیچگونه سد معبر و مزاحمتی برای عابرین ندارند و با توجه به اینکه حاضرند حق عضویت سالیانه خود را نیزپرداخت نمایند , اتحادیه مربوطه بجای اینکه با این مساله بصورت قهرآمیز برخورد نماید , باید طبق نظارت اداره صنعت , معدن و تجارت زابل به حل مشکل این عزیزان بپردازد , بی شک همه مسئولین سیستان دلسوز هستند و دستگیری از محرومین را سرلوحه کار خود دارند.

 

و در پایان بیاد داشته باشیم و این را آویزه گوش خود کنیم که :

اگر نمیتوانیم باری از روی دوش مردم ستم دیده سیستان برداریم , خود باری بر روی دوششان نشویم 

و کلام آخر و فصل الخطاب کلام رهبر معظم انقلاب : این انقلاب و نظام مدیون پابرهنه  ‏هاست.

 

ان شالله

لینک کوتاه : http://gandomkhabar.ir/?p=21638

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 15در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۱۵
  1. سلام و.درود واقعا حق دارن یعنی میشه روزی. که کسانی که از شهرخودشون رفتن دوباره برگردن به همین شهر

  2. سلام. ما اگه سرمایه داشتیم به این خفت وخاری که شهرداری با ما برخورد میکنه یک لحظه اینجا نمی موندیم. مسئول……………………. انچنان با بی حرمتی و تحقیرانه برخورد کرده با مردم. اقای……………. اگر کسی سرمایه نداشته باشه و برایه امرار معاش زحمت بکشه باید با این لحن و اینجور کلمات برخورد بشه؟؟ ایشان باید از مردم صبور و زحمت کشی که با دست فروشی امرار معاش میکنن عذر خواهی کنن… شاید از طریق این سایت مردمی صدایه ما ب گوشه مسئولین برسه. از امام جمعه محترم زابل هم عاجزانه تقاضا داریم به داد دل دستفروشانی که هیچکس رو ندارند برسن و به اینگونه رفتار های غیر اخلاقی مسئولین رسیدگی کنن. ومن الله التوفیق

  3. اخر ایمان جان وقتی هیچ قولی از دولت و شخص محترم استاندار عملی نشه و همه در حد حرف و جلسه مونده چه جوری میشه برگردند یک منطقه ازاد که به نفع کل کشور است میخوان راه بندازند یک ساله فقط جانمایی میکنند و هنوز جاش مشخص نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یک ذره اب سیل بر اثر باران میاد همه ادعا میکنند کار ما بوده خدا خودش به ما رحم کنه

  4. سلام یونس خان . مرسی از این همه زحمت و واقعا خسته نباشید به شما و پرسنل محترم شما . انشالله موفق و پیروز باشید .

  5. ساماندهی دستفروشان و ایجاد بازارچه ها(توجه شدبازارنیست) بر عهده شهرداریها گذاشته شده و اینگونه مشاغل ازطریق واگذاری دکه یا سایبان در پیادره روها یا زمین های خالی ساماندهی می شوند و اتحادیه ها در سراسر ایران به این حوزه های کوجک و فقیر وارد نمی شوند ساماندهی اینگونه مشاغل مزاحم بر عهده شهرداری می تواند موجب درآمدزائی شهرداری نیز بشود. شهرداری زاهدان از طریق همین ایجاد بازارچه ها درآمد بسیار مطلوبی ایجاد کرده…..

  6. تا کی این مردم انواع فشارها و نداری ها را در سیستان تحمل بکنند! بر مظلومیت این پا برهنگان باید گریست باید گریست باید گریست!

  7. سلام. ممنون از شهر گندم بابت اطلاع رسانی

  8. جناب اقای دهمرده
    شما که در حال حاضر مدعی این قشر هستید ایا تا به حال به این فکر کردید که این افراد به قول شما محروم , چند نفر از کسبه را بدبخت کردند.

    چند نفر از کسبه جواز مغازه خود را باطل کرده و راهی دیار غربت شدند.

    شما که بازار زابل به چشم تان نمی آیند و البسه مورد نیاز خود را از شهر های همجوار تامین می کنید حق دارید که این رو نبینید که پشت ویترین اکثر مغازه های پوشاک برچسب این مغازه واگذار می شود دیده شود.

    لطفا کمی واقع بین باشید , پس تکلیف کسبه چه میشود ؟ کسبه ای که مالیات , عوارض شهرداری , حق صنف را می پردازند.

    دست فروشی همه جا است و این نوع دست فروشی که اخلال در بازار ایجاد می کند و تمامی کسبه پوشاک را تحت تاثیر قرار داده است , هیچ توجیه ای ندارد.

    تعدادی از همین دست فروشان افاغنه هستند , تعدادی از اینها که شما آنها را بدبخت عنوان می کنید بروید ماشین ها و خانه هایشان را نگاه کنید , بعد متوجه خواهید شد که اصل ماجرا چیست ؟

    کسبه ای که با تمام مشکلات کسبی در صنف پوشاک دست و پنجه نرم می کنند .نمی توانند شاهد این چنین بازار های کاذبی باشند , اما ما خواستار حذف انها نبودیم بلکه گفتیم بیایند و سازماندهی شوند , در مکانی دیگر , نه به عنوان دست فروش بلکه به عنوان کاسب بازار جواز بگیرند و از مجرای قانونی کسب کنند , برای اینکار هم چندین پاساژساخته شده بلاتکلیف در قسمت بازار کلانتری موجود است , بیایند ودر ان مکان مستقر شوند.

    ولی اینکه اینها اصرار بر دست فروشی دارند , میخواهند زیر بار برخی مسایل که به ضررشان است نرود .

    درپایان : شما کجایید که بازار اجناس دسته دوم روبروی درمانگاه حکیم چه بر سر این مردم اورده است.

    شما اگر صدای مظلومیت سیستان هستید کسبه پوشاک هم مظلومند بیا درب مغازه هاشون ببین چه خبره .

    به امید عدالت درجامعه ای که بسیاری از مردم عادل نیستند.

    • سلام سعید عزیز
      بنده مدعی نیستم
      اگر متن را به دقت مطالعه بفرمائید عرض نویسنده هم این بوده که این عده ساماندهی شوند و نه حذف.
      که خدای را شکر حرف شما و دیگر کسبه هم همین است
      ما هم معتقدیم این دست فروشان نیز پس از ساماندهی از آنان عوارض و حق عضویت اتحادیه دریافت شود
      حال بفرمائید کجای این مطلب بجز آنچیزیست که شما به تندی فرمودید.
      تمامی مواردی که فرمودید صحیح است درتماسی که با شما داشتیم نیز مقرر شد هماهنگ بفرمائید مطلبی دوستان بنویسند و ارسال کنند تا منتشر شود

      • بگذار بگویم برادر یونس
        ما همه تابع قانون هستیم وباید به ان احترام بگذاریم.کار این دست فروشان نوعی قانون شکنی و فرار از قانون است .صد بار دیگر هم می گویم بنده خواستار حذف اینها نیستم .ساماندهی شوند در بازار با جواز کسب اتحادیه پوشاک نه دست فروشی در همان مکان یا جای دیگر فقط داخل بازار .بعد هم چون این متن یکطرفه نوشته شده بود .کسبه پوشاکی که خود متحمل خسارت و زیان های زیادی هستند را ناراحت کرد ای کاش درد هر دو گروه کنار هم نوشته می شد تا قضا وت بهتری صورت بگیرد .ممنون

  9. آخه اتحادیه بجا اینکارا و گیر دادن به این بنده های مظلوم بی آزار بهتر نیست بره به اون کاسبا و فروشنده هایی گیر بدهو نظارت کنه که گرون فروشی میکنن یا از نظر اخلاقی مشکل دارند!
    آخه چرا اون اصل کاریارو رهاکردین چسبیدن به این فرعی ها..
    باید مسئولین به این افراد کمک کنن نه اینکه سد راهشون بشن، اگه این بنده های خدا که دارن واسه خرج زندگیشون از راه حالا پول درمیارن با این سختگیری ها به کارهای خلاف و راه حرام روی بیارن بنظرتون بهتره؟
    توروخدا به اقشاریی که اینقد دارن مظلومانه شریفانه کسب روزی میکنن گیر ندین.

  10. مغاره دار زابل کالای عمده در اختیار دست فروش نمی گذارد،دست فروش نیاز خود را از بازار عمده زابل تهیه نمی کند و چقدر بازاری بایدضعیف و کوچک باشد که از فعالیت یک دست فروش احساس خطر کند و نتواند نیاز این دستفروشان را تامین کند
    این روش فعالیت بازار و دستفروشان (بی مسئولیتی نسبت به یکدیگر)هر دو صنف را متضرر خواهد کرد
    کجایند مسئولیت پذیران اجتماعی که یکدیگر را حمایت کنند

  11. با سلام
    ممنون آقای اسکندی من خودم سی میلون تومان هزینه کردیم ماهی چهارصد هزار تومان کرایه ی مغازه میدم ولی در کل ماه کرایه ی مغازه در نمیاد اونوقت چهار راه دکتری دستفروشان بصورت دلالی کار می کنند
    اقای دهمرده متن شما کاملا یکطرفه هست لطفا: سری تو بازار بزنید ببینید چه خبره

    • میلاد عزیز دستفروشان دکترا به شیوه ای ابتکاری که در همه جای کشور مرسوم است دست یافته اند آنکه دریافته اند مردم ضعیف و به دنبال برند نیستند و بر اساس نیاز بازار فعالیت می کنندو با پرداخت اجرا بها یک مکان چندین نفر می توانندکنار یکدیگر کار کنند و یک جواز بگیرند ومشکلشان حل می شود اما مشکل رفتار بازار زابل که نمی توانند با این دستفروشان کالا بفروشند و دستفروشان نیز بازاریان را حمایت کنند حل نخواهد شد،عزیزان گردشهای مالی (پول دست به دست شدن)هر چه در شهری بیشتر شود مشکلات کمتر و ثروت در آن شهر بیشتر خواهد بود.متاسفانه تولید کنندگان شهرمان نیز اصول اولیه کسب و کار را نمی داند مستقیما” به مصرف کننده کالا می فروشد و با این کار بازار را علیه خود می شورانند و بعد واویلا که ورشکست شدیم.( عزیز دل رعایت نکرده ای اصول اولیه بازار را)و هر کدام سرجای خود باید باشیم،دستگاههای متولی و هماهنگ کننده بازار،اتحادیه ها،تولیدکننده،عمده فروش،مغازه دار،دستفروش جمعه بازار،پنج شنبه بازار،دوشنبه بازار،نمایشگاه،جشنواره، بازرگانی و… و مشکلم را می خواهم با حذف بقیه حل کنم که این شیوه نادرست رفتار بازار باید با فعالیت و ورود روحانیت عزیز و از طریق امر به معروف و نهی از منکر و فعالیت فرهنگی و آموزش حل شودو روحانیت عزیز به ما یاد دهند که امر و نهی الهی فقط در یک موضوع خاص نیست و مشکل خشکسالی بازارخود ساخته است که نمی توانیم بر اساس نیاز بازار همسایه فعالیت کنند و دید بزرگتری داشته باشند ،مثلا” خرما دارند،سردخانه دارند نمی توانند تجارت و عمده فروشی خرما کنند و به دنیا صادر کنند(عمده فروشان آب رفته و مهاجرت کرده اند)
      به هم با ارائه و انجام راهکارهای منطقی کمک کنیم

  12. بله مدیون با برهناست ولی چه به جا حقشون رو پس دادند که هنوز هم پا برهنه که پیشکش به گدایی افتادن