تاریخ : پنج شنبه, ۲۹ اردیبهشت , ۱۴۰۱ Thursday, 19 May , 2022

داغ زهرا(س) به قلم دکتر مهدی دهمرده

  • کد خبر : 21785
  • ۱۸ اسفند ۱۳۹۳ - ۰:۲۴
داغ زهرا(س) به قلم دکتر مهدی دهمرده

گندمـ پرس : با تشکر از دکتر مهدی دهمرده داغ زهرا (س)داغ زهرا، داغ دیوار و در است.داغ زهرا، داغ دیدار حسین بی سر است.داغ زهرا، داغ درد بی مثال حیدر است،داغ پهلوی شکسته در کنار حیدر است.درد زهرا درد تنهایی زینب در کنار اصغر است.داغ زهرا داغ ماندن در میان شعله های آتش است.داغ […]

گندمـ پرس : با تشکر از دکتر مهدی دهمرده
داغ زهرا (س)
داغ زهرا، داغ دیوار و در است.
داغ زهرا، داغ دیدار حسین بی سر است.
داغ زهرا، داغ درد بی مثال حیدر است،
داغ پهلوی شکسته در کنار حیدر است.
درد زهرا درد تنهایی زینب در کنار اصغر است.
داغ زهرا داغ ماندن در میان شعله های آتش است.
داغ زهرا داغ ماندن بی محمد در دل این آتش است،
داغ زهرا داغ دیدار علی بر لب چاه غم است.
داغ زهرا داغ ظلم بی مثال ملتی بر زینب است.
داغ زهرا داغ دستهای بسته آن کودکان در محبس است.
داغ زهرا، دیدن آن خیمه ها در آتش است.
دردهای فاطمه اندک نبود،
ساربان قافله اصغر نبود،
زینب آن فاطمه بی غم نبود،
فاطمه در کربلا آن دم نبود،
جا نماز فاطمه پرپر نبود،
خانه آن فاطمه بی در نبود،
خانه های شهر مکه، بی در و پیکر نبود.
گر که حیدر کربلا آن لحظه بود،
آن حسین فاطمه بی سر نبود،
آن گلوی اصغرش پر پر نبود،
نیزه ها بر پیکر اکبر نبود،
آتشی بر خیمه ها آن دم نبود،
آن قیامت، کربلا بر پا نبود.
بعد بابا فاطمه درمانده شد،
یک شبه آن فاطمه چهل ساله شد.
آن صدای فاطمه بعد از پدر یک ناله شد.
ناله های فاطمه بر بام هر کاشانه شد،
روزگار فاطمه بعد پدر شب شد و داغهای این دلش بار دگر هم تازه شد.
فاطمه، پیر و شکسته،
با دلی پر خون و خسته،
بعد بابا کلبه اش ویرانه شد.
بعد بابا فاطمه درمانده شد،
یک شبه آن فاطمه چهل ساله شد.
اشکهای پر ز مهر و عاطفه،
آن جگر گوشه، همان زهرای خوب فاطمه،
بعد بابا از توان افتاده بود،
سایه بابا نبود، آن کمر دیگر کمر هرگز نبود.
فاطمه، آن کشتی پهلو شکسته،
آن غم بابا درون دل نشسته،
صاحب آن قلب پیر و هم شکسته،
بعد بابا روز او روشن نبود،
ساربان رفته، دگر این کاروان عاشق نبود.
بعد بابا فاطمه درمانده شد، یک شبه آن فاطمه چهل ساله شد

لینک کوتاه : http://gandomkhabar.ir/?p=21785

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 6در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۶
  1. چقدر زیباست وقتی می گوید
    گر که حیدر کربلا آن لحظه بود، آن حسین فاطمه بی سر نبود.
    بسیار عااااالللللییییییییی بود

  2. با سلام و احترام
    متن قشنگى بود.
    با عرض ارادت خالصانه خدمت نوىسنده متن

  3. گر که حیدر کربلا آن لحظه بود،آن حسین فاطمه بی سر نبود،آن گلوی اصغرش پر پر نبود،نیزه ها بر پیکر اکبر نبود،آتشی بر خیمه ها آن دم نبود،آن قیامت، کربلا بر پا نبود.بسیار متن تاثیر گذاری بود.با تشکر از جناب آقای دکتر دهمرده.

  4. سلام
    متن زیبا و اشک آوری بود، خوب کلمات با هم متناسب انتخاب شده بود. دردهای آدم ها زیاد است و خواندن مصیبت وارده بر پیشوایان ما عبادت خواهد بود.
    با تشکر از نویسنده متن

  5. سلام بر دوستان گندم پرس
    با تشکر از شما و اطلاع رسانی شما
    متن زیبایی بود با تشکر از آقای دهمرده

  6. ازنویسنده محترم و شهر گندم به خاطر پوشش دادن این متن ها سپاسگذاری میکنم…بسیار..بسیار..زیباست…آنجایی که گفتند…بعد بابا فاطمه درمانده شد، یک شبه آن فاطمه چهل ساله شد…درپناه حق