گندمــ پرس : داستان آدم و اشک ……   برترین موجود خلقت در جهان، آدم بود، عامل خلقت زمین آدم بود. آدم از بهشت رها گردید، مثل اشکی ز چشم جدا گردید. چشم میگفت: شوری اشک من ز تلخی درد است، نور این اشک ز صافی قلب است. دیدن اشک نشان ز یک درد است. […]

گندمــ پرس :

داستان آدم و اشک ……

ghatre

 

برترین موجود خلقت در جهان، آدم بود،
عامل خلقت زمین آدم بود.
آدم از بهشت رها گردید، مثل اشکی ز چشم جدا گردید.
چشم میگفت: شوری اشک من ز تلخی درد است، نور این اشک ز صافی قلب است.
دیدن اشک نشان ز یک درد است. آدمی در این جهان همیشه پر درد است.
کاش اشک همیشه در چشم آدم بود، کاش آدم همیشه در بهشت، آنجا بود.
ای خدا آدم در بهشت بود، راندی، ای چشم، اشک در چشم بود، تو هم راندی.
ای خدا درد آدم درد راندن نیست، ای چشم درد اشک درد ماندن نیست.
درد آدمی درد کج فهمی ست، درد این بشر همیشه بد فهمی ست.
داستان اشک داستان یک درد است، داستان قلب یک آدم همیشه در رنج است.
اشک و آدم شبیه هم هستند، هر دو از یک نظر جدا هستند.
اشک از چشم جدا گردید، آدم از اصل جدا گردید.
کاش آدم در آن بهشت می ماند، کاش چشم بدون اشک می ماند،
دیدن اشک آدمی سخت است، دیدن دردهای این بشر سخت است.
چشم های آدمها همیشه بارانی ست، دردهایشان همیشه پنهانی ست.
در بهشت چشمها بدون اشک می مانند، آدمها، در آن بهشت مثل اصل می مانند.
آدمی در این زمین تنهاست، مثل یک کویر، گرم و بی پرواست.
چشم بی اشک همیشه هم زیباست، صورت آدمی بابت چشم همچنان زیباست.
این بشر نشان ز یک اصل است، این اشک نشان ز یک چشم است.
چشم آدمی نشان ز یک نور است. این بشر از آن خدا کمی دور است.
آدمی!!!
به اصل خود بنگر، ای اشک به چشم خود بنگر.
ای چشم، چقدر زیبایی، ای اشک، فقط تو قطره آبی
ای اصل، چقدر پیدایی، ای بشر فقط تو ذره ای خاکی
ای خدا:
اشک را به چشم برگردان، بنده را به اصل برگردان

دکتر مهدی دهمرده

20150619_174411

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه