گندم خبر : دلنوشته زیبا با عنوان آدم وآهن نوشته دکتر مهدی دهمرده تقدیم حضورتان میگردد.

گندم خبر : دلنوشته زیبا با عنوان آدم وآهن نوشته دکتر مهدی دهمرده تقدیم حضورتان میگردد.

 

چه آدمهای بی احساس و سردی دارد این دنیا؟

چه فصلِ سرد و بی باران و ابری دارد این دنیا؟

درختانِ جهان ما بدون ذره ای ریشه درون خاکها هستند و آدمهای این دنیا، بدون ذره ای وجدان درون سینه ها هستند.

سراسر صبح تا شب همه دنبال هم هستند،

اگر چه باطلند، اما، همه دنبال حق هستند.

خدایا، در زمین و آسمان تنها تویی، ما فقط یک قطره ایم، دریا تویی.

ای خدا جای قلب در سینه ما سنگ شد،

رنگِ بی رنگی برفت و سینه ها پر ر نگ شد.

من که می دانم، که این دنیا سرابی بیش نیست.

بین ماندن یا که رفتن، اختیاری نیست، نیست.

من که می دانم بهارِ عمر من روزی به پایان می رسد،

این همه ظلم و جفا روزی به پایان می رسد.

من که می دانم خدایا، بودنم در این جهان جاوید نیست،

لحظه ای هستیم و آخر ماندنی در کار نیست.

من که می دانم که آدمهای این دنیا همه آهن شدند،

گر چه شیطان گشته ایم، اما به ظاهر جملگی آدم شدند.

من که می دانم خدایا، جای گُل بر روی شاخه خار شد،

سهم من از آن بهشت و آن جهنم، نار شد.

من نمی دانم خدایا، یوسفِ کنعان چرا از دیدگان پنهان شده؟

در میان این همه آدم، خدایا، او چرا تنها شده؟

وقتِ آن است تا که یوسف بر زمین نازل شود،

این همه آدم نمای آهنی باطل شود.

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه