گندمــــ پرس : یک سال داریم و یک تابستان،تابستانی که برای اهالی هر دیاری پر است از تفریح و نشاط،پراست از نعمت و برکت،پر است از روزهای بلند برای گذراندن اوقات فراغت،پر است از سرزندگی… اما تابستان سیستان و حتی فصل های سیستان چند سالی است که بعد از خشکسالی با ما سر ناسازگاری دارد […]

گندمــــ پرس : یک سال داریم و یک تابستان،تابستانی که برای اهالی هر دیاری پر است از تفریح و نشاط،پراست از نعمت و برکت،پر است از روزهای بلند برای گذراندن اوقات فراغت،پر است از سرزندگی…

اما تابستان سیستان و حتی فصل های سیستان چند سالی است که بعد از خشکسالی با ما سر ناسازگاری دارد و بادهای صد و بیست روزه تبدیل شده است به طوفان های شن و ماسه ،طوفان هایی که بلای خانمان سوز این سرزمین شده است.آری بعد از خشکسالی چشمان مردم سیستان به فصل فصل این سرزمین حساسیت پیدا کرده است و دیگر چیزی را نمی بینند.

گرمای وحشتناک و طوفان سیستان در این چند سال اخیر ،همه را دلسرد کرده و ما شاهد افزایش آمار مهاجرت از سرزمین تمدن و فرهنگ ایران هستیم.

طوفان های شن و ماسه هم روح و هم جسم سیستانیان را آزرده خاطر کرده است.

11059946_837247336357952_2066868190967106138_n

 

چرا کسی فریادشان را نمی شنود؟آیا وقت آن نرسیده تا چراغ دلشان روشن شود.؟

اهالی سیستان چند سالی است که با اوضاع نا به سامان شهرشان دست و پنجه نرم می کنند،چرا که بار بستن از سرزمین مادری،برایشان سخت است،سخت است سیستان پرآوازه شان را با کوله باری از اندوه رها کنند و راهی دیاری دیگر شوند.

این مردم عاشق سرزمینشان هستند.اما فشار درد و اندوه کمرشان را خم کرده است،می خواهند فریاد شوند،اما فریاد سیستان سالهاست که ناشنیده مانده است.

تقویم سیستان پر شده از روزهای تلخ و دلگیر،روزهای طوفانی،روزهای بی سر و سامانی،روزهایی که دیگر چنگی به دل نمی زند،روزهای طاقت فرسایی که جان مردم سیستان را گرفته است.چرا که آرزوی سرسبزی سرزمینشان محقق نشدو سالهاست مسئولانمان سکوت کرده اند،سکوتی به قیمت تمام شدن زندگی سیستان و اهالی اش،سکوتی به قیمت ویرانی سیستان.

11836721_1471549896499543_7980852706450620025_n

شاید این ریزگردها چشم و گوش مسئولین را نشانه گرفته است که چنین هراسان نشسته اند و گوشه نشین شده اند..

زانوهای همتتان شکسته است که سهم و حق مردم را نمی گیرید.آیا نمیبینید بودجه های کلان برای آبادانی شهرهای کشور را،پس چرا زانوی غم بغل گرفته و سکوت کرده اید.

کجایند آن دو نماینده ای که با رای مردم سیستان به مجلس رفتند؟

چرا تریبون مجلس را در دست نمیگیرند؟

فرماندار سیستان به کجا خیره شده است که در میان مردم زندگی می کند اما سختی هایشان را نمی بیند.شاید شدت این ریزگردها چشمهای مسئولین را کور کرده است

استاندار محترم سهم سیستان چه بود از وعده هایتان؟

چه کسی به فریاد مظلومانه دل مردم این سرزمین مدد می رساند؟

جرعه جرعه آب سیستان خشک شد و کسی دم بر نیاورد..مردم از اعماق جانشان گلایه می کنند اما کسی پاسخگو نسیت..

مسئولان استان سکوت پشت سکوت نشانه ی چیست؟؟

چرا چشمتان را به روی حقایق نمی گشایید؟چرا بحرانها را نمیبینید؟

چرا صدای نفس های آخر مردم سیستان را نمی شنوید؟

چرا زخم ها را نمی بینید؟چرا دردها را نمی شنوید؟

چه کسی لب هایتان را دوخته است،که از گرفتن حق سیستان هیچ نمی گویید؟

سخن بگویید از دل مردم،فریاد مردم رنجدیده شوید،بگذارید دعای خیر این سرزمین بدرقه ی راهتان باشد نه نفرین و آه سرد مردم..

آه زنان و مردان این سرزمین ،کوه را متلاشی می کند؛ پس دست بجنبانید تا شاید گره از بحران این سرزمین باز شود و روزگار غریب این سرزمین خوب و خوش شود.

 

از الفبا آب سهم ما کنید        سرزمین سبز را مرهم کنید

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه