شهرگندمــــ : نیشگون که در زمان تعطیلی گندمـــ پرس هر روز تماس و پیام میفرستاد که چرا تعطیل کرده اید و چرا خفه خون گرفته اید , حال اما قولهایش را فراموش کرده و هرازگاهی پیدایش میشود و مطلبی مینویسید , فکر کردیم , مورد سوء قصد قرار گرفته و شاید هم او را ربوده […]

شهرگندمــــ : نیشگون که در زمان تعطیلی گندمـــ پرس هر روز تماس و پیام میفرستاد که چرا تعطیل کرده اید و چرا خفه خون گرفته اید , حال اما قولهایش را فراموش کرده و هرازگاهی پیدایش میشود و مطلبی مینویسید , فکر کردیم , مورد سوء قصد قرار گرفته و شاید هم او را ربوده اند , و شاید هم تصادف کرده و درکماست , اما دیدیم بی دلیل و از سرخیالات رو به موت است , به لطف یک دوست گرامی شوکی به نیشگون وارد و از موت خارج شد و پس از جدال و گفتگوی انتقادی تندی که با یکدیگر داشتیم و این موارد را بهم یادآوری کردیم , مقرر شد مجدد ایشان فعالیت خود را آغاز و با تلاش و همت بیشتری در راستای هدفی که دارند قدم بردارند تا هم خدا راضی باشد و هم خلق خدا , ان شالله.

نیشـــگون اینبار به سراغ شورا و شهرداری رفته و حسابی هم از خجالتشان درآمده است , بیش از این شما را معطل نمیگذاریم و ادامه ماجرا .

 

 حکایت های نیشگون

 

نیشـــگون : سلام
امیدوارم همانطوری که ما مدتی نبودیم و دلمان برایتان تنگ شده شما نیز دلتنگ نیشگون شده باشید .
راستش مدتی نبودیم و این که کجا بودیم هم به هیچ کس حتی خودمان نیز مربوط نمی شود… آقا جان نمی خواهیم توضیح بدهیم…زورکه نیست.

اما دیدیم رسم امروز جامعه این است که باید محکم به صندلی ات بچسبی چون به محض این که از روی آن بلند شوی جایت را می گیرند ، بنابر این برای این که صندلی نیشگونیمان را کسی صاحب نشود برگشتیم و مهمان نگاه های مهربان شما دوستان شدیم و از آمدنمان هم خیلی خوشحالیم تا چشم حسود بترکد.

این روزها روزهای قشنگی است و شمیم خوش پیروزی همه جا پیچیده است و وقتی هم که این شمیم خوش با نسیم دلچسب عمران و آبادی و افتتاح و بهره برداری از پروژه های مختلف می آمیزد حال آدم را جا می آورد و به عبارتی ساده تر می توان گفت که این ایام جشنواره ی به رخ کشیدن خدمت هاست و هر دستگاهی سعی دارد خدمات مردمی خود را به رخ بکشد.

راستش این روز ها افکار نیشگونی ما رسانه ها را می کاود و عملکرد دستگاه ها را ورق می زند و کلی هم خدای خود را شکر می کند .

در طول این واکاوی برخی نام ها بیشتر و برخی کم تر به چشم می خورد باور کنید خیلی باشکوه است… همه هستند الا بعضی ها!!!

تعجب نکنید بعضی ها هستند که هیچ نامی از آن ها در این جشنواره خدمت نیست بعضی هایی مثل شورای محترم اسلامی شهر زابل …

باز خدا پدر شهرداری را بیامرزد با این نهضت آسفالتش که اگر این حرکت نوپا هم نبود شورای شهرمان کلا می رفت توی آفساید!!!

راستش را بخواهید این حسودان و بخیلان هستند که نمی گذارند شورا کار خودش را بکند و در مسیر خدمت به مردم گام بردارد همان شورایی که حتی چند نفرشان قبل از اعلام نتایج انتخابات  از شوق این که می خواهند لباس خدمت به مردم را بر تن کنند گوسفند بخت برگشته ای را زمین زدند و به سفر تحقیقاتی چاه نیمه رفتند … باور کنید سفر تحقیقاتی و به نیّت بررسی راه های خدمت به مردم بود(مدیونید اگر فکر کنید جشن پیروزی!!!! گرفته بودند.)

در مورد شورای پرتلاش زابل مطالبی از سوی برخی مردم نما(مثل تماشاگر نما در فوتبال)مطرح می شود که ما بر حسب وظیفه و احساس مسئولیت نیشگونی خود لازم دیدیم به این شبهات پاسخ دهیم:
ـ والله انتظار بیش از حد مردم ما را کشت . آقا جان آخر چرا شایعه پراکنی می کنید ؟؟؟ به شما چه ربطی دارد که دنبال حق الجلسه اعضای شورا راه می افتید و حساب می کنید که یک شصتم حقوق شهردار وقت ـ تاکید می کنم شهردار وقت ـ  حق الجلسه یک ساعت شوراست و می شود فلان قدر و یا این که دوستان به محض انتصاب چهارماه حق الجلسه نگرفتند تا شهردار جدید را با مدرک دکتری و عضویت در هیئت علمی دانشگاه منصوب کنند و حق الجلسه شان را بگیرند و بر مبنای حقوق همان دکتر بلدیه (شهردار قبل)حق الجلسه معوقه خود را دریافت کنند.

بابا جان این قوانین به من و شما چه ربطی دارد ؟؟؟ اعضای شورا که خودشان قانون را بهتر می شناسند و جای هیچ تهمتی هم ندارد و نباید کسی زبانم لال خود را به گناه تهمت!!! آلوده کند…

ـ بعضی از همین مردم نما ها!!!! می گویند کارخانه بتن زابل از زمان شورای قبلی و شهردار وقت کاملا آماده شده بود و شهردار قبلی یا همان دکتر بلدیه فقط نوار سه رنگی را قیچی زده و آن را به نام خود مصادره کرده است …

آقا جان مگر بریدن نوار بخشی از کار نیست و از قدیم نگفته اند که : « کار را که کرد؟ آن کس که تمام کرد.» حالا دکتر بلدیه آمد و کار را هم تمام کرد چرا شما حسادت می کنید؟؟؟

ـ برخی افراد مغرض!!! می گویند شورای شهر زابل فقط در شهرداری خلاصه شده و بر خلاف نص صریح قانون کاری به کار سایر دستگاه ها ندارد.

اتفاقا تحقیقات کمی تا قسمتی نیشگونی حاکی از آن است که اصلا چنین چیزی امکان ندارد چون برخی از همین عزیزان(تاکید می کنم برخی) پا را از شورای شهر فراتر گذاشته و این نهاد را به نوعی سکوی پرتاب به سوی نمایندگی مجلس می دانند و از همان ابتدا برای رسیدن به کرسی مجلس شورای اسلامی دورخیز کرده اند چون می توانند در همین چهار  سال تمرینی  تمام موانع از جمله پایین بودن مدرک تحصیلی لازم برای این پست مهم را از سر راه بردارند حالا این که افراد بدخواه و مغرض !!! این دوراندیشی را نمی بینند باید اندوهگین شد و پرسید آیا بد است که اعضای شورای شهر دوراندیشند؟ البته گویا این دور اندیشی پاسخ مثبت نداده و برخی ها از این تصمیم منصرف شده اند , البته چنین به نظر میرسد و آینده را من نیشگون را گرچه میتوانم پیش بینی کنم , اما از ذکر آن معذورم.

ـ بحث ادامه تحصیل شد لازم است بگوییم وای بر آن کسانی که تحصیلات عالیه مدیران و مسئولین شهری را عیبی برای شهر بدانند .

باور کنید هرکس بخواهد درایت برخی از اعضای نمایدگی مجلس طلب شورا را زیر سوال ببرد باید با جواب های نیشگونی فتیله اش را پیچید.

آقا جان حالا که شرط مدرک نمایندگی مجلس کارشناسی ارشد است این دوستان هم رفتند سراغ ادامه تحصیل و به هیچ کس هم مربوط نیست که چرا درست در همین زمان یکی از اعضای محترم هیئت علمی دانشگاه که از ارکان پردیس خودگردان(بدون کنکور) دانشگاه زابل بود را به سمت شهردار زابل منصوب کردند باور کنید مدیونید فکر کنید بحث نمره و پایان نامه و این جور چیزها بوده است.

اصلا اگر باور ندارید بروید ببینید که استاد راهنما یا مشاور پایان نامه هایشان اصلا دکتر بلدیه یا شهردار قبلی نیست حالا حذف شهردار قبلی پس از اخذ مدرک کارشناسی ارشد این دوستان رخ داده کاملا اتفاقی!!! بوده تازه اگر هم اینگونه باشد باید به درستکاری!!!! این اعضا آفرین گفت , زیرا پس از اخذ مدرک دیگر چه لزومی داشت یک عضو هیئت علمی دانشگاه را  به عنوان شهردار نگه دارند و حقوق زیادی بدهند  ؟؟؟ البته بازهم این نمیتواند درست باشد چون میگفتند دکتر بلدیه بنده خدا یک قرون هم از شهرداری نگرفته است , پس علت چه بود بنظر شما ؟

ای افراد مغرض!!! ناشکری هم حدی دارد…  مبادا این که شهردار فعلی و طلایه دار نهضت آسفالت!!! شهر در زمان انتخاب همان دکتر بلدیه در شهرداری بود و با این همه تجربه دیده نشد را به اخذ مدرک و زد و بند های سیاسی ربط دهید. باور کنید گناه بزرگی را مرتکب می شوید…

ـ من خودم با گوش های تیز نیشگونی شنیدم  برخی معاندین مردم نما!!! می گفتند  دلیل این که وقتی زمان دکتر بلدیه(شهردار قبلی) همین شهردار امروز که معاون بود از کار برکنار شد و  آقایان در شورای شهر سکوت کردند و هیچ حمایتی از او نکردند و امروز این همه حمایت را چاشنی کار خود کرده اند که الّا و بالله همین یک نفر لیاقت شهردار شدن را دارد چیست؟

این برخورد متناقض از یک شورا چه معنایی دارد؟ حال سوال این است که شورا تغییر کرده یا شهردار فعلی تغییری داشته که عزیز شده است ؟؟

بابا جان من نمی دانم چه از جان این دوستان می خواهید که هی گیر می دهید و سر به سر منتخبین مردمی !!! می گذارید؟

من تعجب می کنم تا کی می خواهید مفهوم شهود عارفانه و تحول یک شبه را دریابید ؟ از کجا معلوم خود شهردار در این مدت متحول نشده باشد ؟ یا این که اعضای شورا در یک تحول همگانی افتاده اند … آدمیزاد است دیگر …

اصلا آن موقع ممکن است جثه ایشان کوچک تر بوده و کلاً در دیدرس دوستان شورا قرار نمی گرفته و حالا پس از مدتی رشد کرده و با جثه ای بزرگ تر در قاب چشم عزیزان جاگرفته و به پست خطیر شهرداری زابل دست یافته است.

ـ یکی از مغرضین!!! می گفت چرا در طول این مدت شورای شهر زابل پشت سر هم رییس عوض می کند؟

یکی نیست به این آدم های از همه جا بی خبر بگویدکه آقا جان شاید بر اساس شنیده ها اعضای شورا مدت ریاست را تقسیم بندی کرده و بر اساس قرعه کشی نوبت زده اند و بر خلاف کلیه موارد قبلی در این یک مورد به توافق رسیده اند.

حالا شما از توافق و صلح در شورا ولو در یک مورد ناراحتید به هیچ کس مربوط نمی شود ؟ بروید و سرتان را بکوبید به دیوار…

ـ برخی مغرضین هم از جنگی تمام عیار و داخلی در بین اعضای شورا می گویند تا جایی که پس از درگذشت ناگوار  اقوام یکی از اعضای  همین شورا , بعضی از اعضا سر این که به مجلس عزای ایشان بروند یا نه یک کفتمان اساسی نزدیک به فیزیکی با هم داشتند , آن هم در زابلی که مردم داری و شرکت در مراسم یکدیگر مهم و اساسی است و نیازی برای نماینده شدن.

آی مغرضین بدانید که این دعوا و جنگ ساختگی و به قول نظامی ها مشقی است و فقط برای آب دیده تر شدن اعضا در برابر سختی های خدمت به مردم!!! ایجاد شده است  … این را می گویند نو آوری … انشاء الله کور بشود چشم آن هایی که با نوآوری و فکر و کار نو در شورا مخالفند.

 

ـ دوستی هم روزی از سرنوشت هامون و خواجه کوچک که قرار بود در میدان کارگر ساخته شود پرسید که نمی دانستم چه جوابش را بدهم , کمی که تامل کردم دریافتم هم تصویب و هم لغو یک مصوبه در یک شورا باید دلایل متقنی داشته باشد.

شاید دوستان خواستند پا در کفش اداره محترم میراث فرهنگی نکنند… شاید گذاشته اند کمی بگذرد و امکاناتی فراهم شود تا بتوانند همان کوه خواجه و هامون اصلی را به این مکان منتقل کنند کسی چه می داند؟

تازه یک بار فکر نکنیدآن آسیاب بادی غرب میدان یعقوب لیث هم دچار فراموشی شده است زیرا فلسفه آسیاب بادی همان باد خوردن است که حال هم دارد باد میخورد , پس چرا بهانه جویی میکنید از آسیاب بادی چه انتظاری دارید آخر …

قطعا انتظار ندارید که در قرن بیست و یکم برایتان با آسیاب بادی گندم آرد کنند.. حالا اگر کسی سراغش نمی رود و آن را در معرض دید مردم نمی گذارد فدای سر یعقوب لیث صفاری که هر روز به تماشایش نشسته است  …

شاید هم این تناقض رفتاری ناشی از همان جنگ مشقی باشد که بین اعضای شوراست و هر کسی افکار آن یکی را رد می کند به قول قدیمی ها « الله اعلم»

ولی توجه که میکنم میبینم زمان حفاری یادبود هامون و کوه خواجه و حال نیز زمان پر کردن آن چاله , در هردو زمان , همین یازده نفر عضو شورا بودند و گویی هر دو شهردار هرچه میخواهند میکنند و نقش نظارتی شورا هم کشک , آنهم از نوع پرچربش میباشد.

 

اما پیشنهاد نیشگونی:
پیشنهاد نیشگون به اعضای شورا این است که مانند برخی ها , شما هم اعضای خانوده خود را تحت عنوان کمیسیون های مختلف وارد شورا کنید و برایشان ابلاغ بزنید که این کار چند حسن دارد

اول این که اگر جلسه شورا طولانی شود دیگر خانواده ای نگران نیست چون باهم هستند .

دوم این که شک و شبهه ای در باره ی بیرون بودن آقای خانه تا دیروقت در خانواده هیچ یک از اعضا ایجاد نمی شود و اعضا با فراغ بال به کار مردم!!! رسیدگی می کنند.

سوم این که وحدت رویه بین اعضا ایجاد می شود و آرا از انحصار افراد خاص!!! خارج می شود.

و چهارم حق الزحمه بیشتری توسط اعضا دریافت می شود و در آینده می توانند مصوب کنند که حق الجلسه شورا نصف حقوق شهردار تعیین گردد تازه دور هم یک چایی و شیرینی هم می خورند.

اما روی سخن نیشگون با علی اکبرخان صاحب صندلی ریاست شوراست که انسانی انتقادپذیر ، روشن فکر و تنها مانده در بین اعضاست:
بالاغیرتاً بیایید و بگویید از روزی که شورای جدید بر سر کار آمده تا به امروز چه کرده اید؟ بر کار چند دستگاه نظارت کرده اید؟

چه قدر از شعارهای انتخاباتی تان محقق شده است؟

اصلا آیا عملکرد شما در خور شان مردم صادق و ولایتمدار سیستان بوده یا نه؟

آیا غیر از این است که بودجه شورا که یک شصتم بودجه شهرداری است در همان سال اول تمام شده یا نه؟؟؟

امیدوارم مردم این قدر ناشکری!!! نکنند و اقدامات متهوّرانه!!! شورا در خدمت رسانی به نمی دانم چه کسی را ارج بگذارند و دوستان شورایی نیز جواب این سئوالات نیشگونی را بدهند .

انشاءالله
با تشکر ـ نیشگون

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه