این روزها اوج گیری نرخ ارز، بواسطه در حاشیه بودن دو تصویر همزمان از واقعیت اقتصاد کشور می بینم.

گندم خبر, بواسطه زندگی در استانی مرزی، دور از مرکز و با اقتصادی تولیدی و مبتنی بر کشاورزی میتوانم همزمان وقایع اقتصادی مرکز و حاشیه را ببینم.

 

وقایع پایتخت در کانون توجه رسانه هاست چراکه نهادهای قدرت و تصمیم ساز مستقر در آن،.خبرساز هستند و اتفاقات و تصمیمات این نهادها اعم از دولت، مجلس، بانک مرکزی، بازار تهران… بدلیل ساخت متمرکز قدرت و توسعه مرکز محور بر تمام کشور اثر گذار است.

 

اقتصاد ضدتولید ایران با ماهیت رانتی خود همیشه جولانگاه رانتخواران بوده و قدرت چانه زنی و لابی گری ، تبلیغات و قدرت رسانه و جریان سازی، فشار و تاثیر بر نهادهای تصمیم ساز و هم بازار اصلی کشور یعنی بازار تهران را داشته است و امروز در اوج قدرت است. کما اینکه دولت نئولیبرال مستقر برآمده از اتاق بازرگانی تهران است.

 

نرخ ارز بعنوان یکی از دو قیمت کلیدی و تعیین کننده قیمتها، تورم و هزینه ها با تلاش رانتخواران بالا می رود تا دلار گران تر و با تورم حاصل، ارزش دارایی آنها و طبقات ثروتمند، درآمد صادرکنندگان(خام فروش) و تجار.(با محوریت اتاق بازرگانی تهران) افرایش و نهایتا دولت با درآمد تورمی از جیب مردم کسری بودجه خود را جبران کند.

 

فقط طی سال گذشته ارزش پول ملی۴۰% کاهش پیدا کرد و قدرت خرید مردم کاهش و مردم فقیرتر شدند.

 

در این میان طبقات و مناطق روستایی چون سیستان و بلوچستان بعنوان بزرگترین طبقه تولیدی و بخش خصوصی واقعی تحت فشار له کننده قرار دارند.

 

فشار و ضرباتی که از مدل توسعه وارداتی-استعماری کشور، بسته نئولیبرالی تعدیل ساختاری ، از سال ۶۸ تاکنون توسط دولتهای متوالی تحمل میکنند.

 

طبقه کشاورز کشور با میلیونها جمعیت بدلیل اقتصاد ضدتولید، نفتی و رانتی کشور، نه قدرت چانه زنی، نه لابی گری و نه دارای رسانه، نه توان تاثیر بر نهادهای تصمیم ساز چون دولت و مجلس دارند و نه توان واکنش و دفاع!

 

کشاورزان سیستان ، که حداقل دو دهه بدلیل عدم احقاق حقآبه دریاچه هامون و ضعف دیپلماسی دولتها و خشکسالی منتج از آن، فقط در حال تقلا برای زنده ماندن هستند، در تلاشی دیگر برای زنده ماندن، با وعده دولت و رها سازی اب از چاه نیمه ها، چهل هزار هکتار از زمینهای سیستان را کشت کردند، اما نوروز امسال بدلیل عدم مدیریت و رها سازی اب تلاش و کشت آنها از بین رفت و به خاک سیاه نشستند.

 

سالهاست که مردم کشاورز سیستان زجر میکشند. تنها جرم شان این است که خواستند ثمره تولیدشان را مصرف کنند. در موطن خود کار و زندگی کنند. جرم شان کشاورز بودن و تولید کننده بودن است!

 

جرم کشاورز سیستانی برای تحمل رنج مفرط در این اقتصاد ضد تولید این است که نخواستند رانتخوار، دلال، تاجر، محتکر، سفته باز، نزول خور و هر چه در این اقتصاد ضد تولید (که دست پخت اتحاد ۳گروه دولت کوته فکر و منفعت طلب، باندهای غیرمولد رباخوار و دلال و نئولیبرال های وطنی است ) پر رونق است باشند.

 

نخواستند شب را در خیابان های تهران برای خرید دلار بخوابند.

 

شرف را در کار تولیدی و تلاش می بینند نه کار غیرمولد، انگی و نون به نرخ روز خوردن.

 

راستی تاکنون ۷۰ هزار روستای کشور خالی از سکنه شدند و مردمش مهاجر ، حاشیه نشین کلانشهرها و آواره در داخل میهن…

 

یادداشت: مجتبی جهانتیغ

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه
۱ دیدگاه
  1. ناشناس

    متن دیدگاه *به جز جهنم هیچ جایی برای مدیران کشور اززو نمی کنم

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد