گندمـــ پرس : آنچه مطالعه میفرمائید سرگذشت دو روزه یک گندمــ پرسی در بیمارستان المومنین (ع) شهر زابل می باشد :    پس از  سالها مجبور به مراجعه به بیمارستان زابل شدیم , گفته بودند نروی بهتر است اما ما نشنیده گرفتیم و گفتیم غیرت سیستانی داریم باید حمایت کنیم ای کاش . . .نزدیک […]

گندمـــ پرس : آنچه مطالعه میفرمائید سرگذشت دو روزه یک گندمــ پرسی در بیمارستان المومنین (ع) شهر زابل می باشد :
 

 پس از  سالها مجبور به مراجعه به بیمارستان زابل شدیم , گفته بودند نروی بهتر است اما ما نشنیده گرفتیم و گفتیم غیرت سیستانی داریم باید حمایت کنیم

ای کاش . . .
نزدیک پل  خیلی هوایی جلوی بیمارستان , گردشی به راست  نمودیم که وارد بیمارستان شویم چاله های فضایی مسیر ما را به یاد اسباب بازی های پارک های آن شهر می انداخت
مریضمان دم نیاورد و فقط گفت ای کاش……

 

ای کاش ما هم پژو داشتیم
درب ورودی تنها برای یک خودرو بود ما هم که ندانسته رفتیم و ناگهان مردی با لباس های نیلی و سبیل های آن چنانی چنان به ما ایست داد که کلا ماشین پراید ما از ترس در جا میخکوپ شد و اصلا حرکتی نداشت و البته نمیدانستم که در بیمارستان شهر ما لباس و تیپت و قیافه ات هم امتیاز داشت چه برسد به خودروی پژو و زانتیا و…. ما هم که پراید سوار و از همه جا غافل ! 
مریضمان گفت کاش ما هم پژو می داشتیم ای کاش………

 

ای کاش ما هم سفید پوست بودیم
تا اینجای داستان را داشته باشید و یک توصیه : ادبیات گفتگوی بیمارستان زابل را قبل از آمدن به اینجا فرا بگیرید
نگهبان عزیز چنان با ادبیات زیبایی با ما صحبت کردند که به یاد فیلم های گنگستری و برخورد نژاد پرستانه با سیاهان (مریض ها) افتادم  و باز مریضمان گفت ای کاش ما هم سفید پوست بودیم ای کاش……

زحمتکشی از نیروهای خدماتی مشغول نظافت پله ها بود , وقتی از کنارش عبور کردیم , طوری به ما نگاه می کرد که انگار عامل همه زباله های عفونی بیمارستان شهر ما بودیم  , او توجهی به عبور ما نکرد و در چند ثانیه خود را  میان آبهای آلوده بیمارستان دیدیم و اگر حواسم نبو مانند زباله ها به گوشه ای پرتاب شده بودم

 

ای کاش نگهبان بیمارستان می شدی

هر چند دقیقه با مشکلی برمیخوردیم که سوالی ذهنم را آشفته کرد : اگر بیمار شدی و همراهت کسی نبود در بیمارستان شهر ما چه باید بکنی…. یادم رفت اگر با یک نگهبان بیمارستان رفیق باشی نانت توی روغن است اینجا بود که خانمم گفت کاش به جای معلمی نگهبان بیمارستان شهر می شدی ای کاش…….

 

ای کاش لاغر بودی
 برای ورود باید کلی کار بلد باشی , پس ازاینکه مجوز ورود صادر شد , نگهبان جلوی درب سینه سپر می ایستد و تو باید با سرعت بسیار پایین با مماس به شکم نگهبان و درب به صورت بغلی راه رفتن از بینشان بگذری مماس بودند با شکم نگهبان و درب شرط است که من چاق در حال عبور دستگیره در و …..
اینجا بود که باز مربضم گفت : صد بار گفتم کمی ورزش کن , ای کاش لاغر بودی ای کاش . . .

راستی اگر بیمار سواد نداشت چه ؟
خدای نکرده خدای نکرده عربی عجمی کسی آمده به شهر ما بیمار شد چگونه واحد های بیمارستانی را پیدا کند , اینجا بود که مریضمان به من اقتخار کرد که سواد دارم و از خواندن و زمزمه های من لذت می برد….

اتفاقاتی رخ داد که بنظر می رسید بیمارستان شهر ما با تکنولوژی روز غریبه و یا بهتر بگوییم قهر است و برای پاسخ یک آزمایش باید کلی راه را طی کنی و باز هم مریضمان گفت ای کاش…….

 

ای کاش ترسو نبودی

در زمستان اگر به بیمارستان مراجعه کنی شاید با حرفهای دلگرم کننده مسئولینش کمی گرم شوی ,  ولی وای به حالت که اگر در گرمای خرداد ماه به اینجا بیایی و مثل من هم اندکی…. نه فقط اندکی…. ای کاش لاغر بودی ای کاش……

حیاط مخوف بیمارستان شهر ما چند درخت دارد و بقیه اش زمینی بایر است که پر است از حیوانات نیمه وحشی سگ و گربه و بنده هم که از سگ و گربه می ترسم و مریضمان گفت ای کاش نمی ترسیدی ای کاش……

راستی مگر اینجا سیستان نیست , پس چرا اغلب باید به زبان فارسی آنهم از نوع غلیظش سخن بگویی , گاهی اوقات فارسی حرف زدن غلیظ کارم را راه می انداخت , البته به کسی این را نگویید که ما جرا لو نرود….. دراین حال بود که مریضمان باز رو کرد به من و گفت بی هویت پس اصالتت کجا رفت ای کاش…….

راستی اگر خواستی شب هنگام به بیمارستان شهر ما بیایی حتماً آرامشت را حفظ کنی چون طبقه دوم و خصوصا جلوی درب اتاق عمل بیش از اینکه شبیه درب اتاق عمل باشد شبیه به یک ترمینال مسافربریست و تنها عده ای را کم دارد که آن وسط هوار بکشند و طلب مسافر نمایند , البته این بین مسافرانی هم عازم دیار آخرت می شوند که خدایشان بیامرزد و از حق نگذریم مسافرانی هم عازم بخش های مختلف بستری می شوند.

از همه اینها که بگذریم , آب جوش در بیمارستان شهر ما از آب طلا هم با ارش تر است و خود بیمارستان هم که کلا از همه بیمارستانها طلاتر : دارو فت و فراوان  , تشخیص کلا جهانی ,   بهترین صندلی های راحتی و . . .

راستی بنظر می رسد ما به وضع موجود عادت کرده ایم , عادت و الا این شرایط  . . .

ارادتمند شما : همدم همیشگی شهر گندمـــ در بلوچستان

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه