گندم پرس : بعد از عدم تصویب منطقه آزاد تجاری صنعتی سیستان موجی از نارضایتی وجود مردمان منطقه را فرا گرفته است و تنها گزینه ای که مردم در پیش روی خود می بینند ترک دیار است ، وضعیت بحرانی سیستان یادآور خاطرات تلخ خشکسالی سال های دوری ست  که سیلی عظیم از شهروندان سیستانی […]

گندم پرس : بعد از عدم تصویب منطقه آزاد تجاری صنعتی سیستان موجی از نارضایتی وجود مردمان منطقه را فرا گرفته است و تنها گزینه ای که مردم در پیش روی خود می بینند ترک دیار است ، وضعیت بحرانی سیستان یادآور خاطرات تلخ خشکسالی سال های دوری ست  که سیلی عظیم از شهروندان سیستانی راه نجات و فرار از گرسنگی و نداری را روانه شدن برای کار و کارگری در شهرهای سبز شمال ایران دانستند و ناچار به انتخاب  آخرین گزینه ی باقی مانده یعنی :مهاجرت شدند

برای سیستان و سیستانی که کیان بان شرف، غیرت، فرهنگ و جغرافیای ایران فرازمند است،این اولین تجربه ی تلخ انتخاب بین مرگ و زندگی در غربت نیست .

شرایط خاص اقلیمی،گرما و طوفان های صد و بیست روزه و زیست بوم وابسته به دریاچه ی هامون که حیات و مماتش به میزان آب آوری هیرمند و در واقع لطف و قهر کشوربرادر و دوست افغانستان بستگی دارد،این دیار را بارها و بارها به سیلی بی مهری نواخته است.

و اما آنچه جای بررسی،سوال و تامل دارد اینکه؛

با اوضاع محرز و قابل پیش بینی پیش رو ،راهکارها و تمهیدات دولت و دولتیان برای گذار از این وضعیت و گریز از شرایط بحران و وابستگی به آب و تالاب چیست؟

گفته ها و ناگفته های حزن انگیز سیستان را از کجای واقعه باید نوشت؛

– از تالاب خشکیده ی هامون؟

– از کارخانه ی سیمان به نام ما و به کام مرکز نشینان استان؟

-از دیواری که برای ساماندهی مرز و وضعیت مرزنشینان ساخته و به معبری برای ترانزیت های دولتی تبدیل شد، با درآمدهای ثابتی که قطعا مردم سهمی از آن نداشتند؟

-از تنظیم سند مدیریت و توسعه ی راهبردی تالاب که در ارومیه به بار نشست و در سیستان نه؟

-از جاده ی خونین زابل -زاهدان که سالهاست به وعده، بزرگراهش می خوانیم و به عمل نه؟

-از تجارت چمدانی که در اخبار نشست و قد کشید و وسیله ی ژست های سیاستمدارانه ی آقایان مسول شد و اما نتیجه اش تنها یک جمله بود و آن اینکه: طرف افغانی راضی به خرید کالا نیست و نمی شود؟

-از منطقه ی آزاد صنعتی -تجاری سیستان که تنها راه حل کارشناسی شده ی عبور از مشکلات بود و همچنان در گردونه ی بازی و سیاست می چرخد و می چرخد و می چرخد تا فراموش شود؟

و لازم است از تمامی کسانی که در این امر مشارکت نموده تا سرمایه های حاصل از سیستان به غیر سیستانی برسد کمال قدرشناسی را داشته باشیم!!!!

با تعظیم در برابر مقدرات و قصور متولیان امر که گویا چاره ای جز این نیست!!!!!!!

باید گفت حلاوت حلوایی که سالهاست مدیران  به نام سیستان طبخ می کنند، تا کنون کام سیستانی را شیرین که نکرده بماند، گویا مقدمه ای است در تدارک مراسم عزای سرزمین خاک خورده ی اساطیری مان.

دیدن این کوه تلنبارشده ازمشکلات سدراه مردم وشنیدن پژواک صدای وامصیبتا!! بیداری ،بینایی وشنوایی می خواهد ،که نیست وشایدقرار نیست باشد!

ما برای بیداری کم کاران به خواب رفته دعا می کنیم،شما هم دعا کنید.

 

 

مجتبی نورا      

دبیرسرویس جوان

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه