گــنــدمــ پــرس:همه چیز از زمانی شروع شد که اقتصاد سیستان به یک خواب عمیق فرو رفت و مردم را به یک بیماری لاعلاج به نام بیکاری مبتلا کرد.شناسایی مشکلات سیستان و زمینه سازی برای رفع این مشکلات آستین همتی میخواست برای بالا زدن؛اما گویا آستین های همت کوتاه بود .   نگاه بی روح و […]

گــنــدمــ پــرس:همه چیز از زمانی شروع شد که اقتصاد سیستان به یک خواب عمیق فرو رفت و مردم را به یک بیماری لاعلاج به نام بیکاری مبتلا کرد.شناسایی مشکلات سیستان و زمینه سازی برای رفع این مشکلات آستین همتی میخواست برای بالا زدن؛اما گویا آستین های همت کوتاه بود .
 
نگاه بی روح و فقدان پاسخگویی مشکلات سیستان،روز به روز چراغ امید را در دل مردم دارلولایه کم سوتر می کند.آسیب هایی که این چند سال بر پیکر و روح مردم سیستان وارد شد کم نبوده و نیست.
 
کدام نگاه را سراغ دارید که بر دهه های خشکسالی صبوری کند و زمینش را رها نکند؟؟
 
آیا شما مردمی را می شناسید که مرگ تدریجی زیبایی های شهرش را ببیند اما دل به باور آن ندهد و بماند در این دیار…
 
ما مردمان شهری هستیم که نه محیط آرامی برای زندگی داشتیم و نه داروی آرامبخشی برای محرومیت های ناخواسته مان.
 
بیکاری دراز مدت جوانان سیستان باعث ترک ناگهانی امید از دلشان شده است.
 
فقدان راه حل مناسب برای این مشکل باعث بروز مشکلات عمیق تری در منطقه میشود.
 
برای مشاهده ی عینی این واقعیت کافی است افراد مبتلا به بیکاری را ببینید،کسانی که در عین جوانی یا به اعتیاد گرفتار شده اند و یا درگیر آسیب های دیگر اجتماعی مثل فقر و ناهنجاریهای دیگر شده اند.
 
آیا شایسته است سیستان با این سرمایه ی انسانی جوان؛جزو یکی از شهرهایی باشد که آمار بیکاری جوان هایش زبانزد خاص و عام شده است.
 
جوانهای مرز نشین این دیار؛تباهی روزگارشان را به چشم می بینند و این آشفتگی شان پایان نمی پذیرد.
 
مدرک های در کوزه مانده ی استعدادهای جوان سیستان چه دردی را از آنها دوا میکند؟؟
 
دامنه ی توجه به موضوع بیکاری جوانهای سیستان تا چه اندازه گسترده است که هیچکس نتوانست برای جبران این مشکل اقدام کند؟؟
بیکاری و فشار روانی جوانهای سیستان،باعث انبوهی از رویدادهای پر تنش در زندگی می شود.شاید بتوان گفت  بیکاری شایعترین بیماری در سیستان به شمار می آیدکه مقابله با آن پادزهری را می طللبد.
 
عدم مشارکت مسوولین در مقابله با این معضل فراگیر؛مشکلات سیستان را دو چندان میکند.
 
خلیلی یکی از جوانهای تحصیلکرده سیستان است که میگوید:سه سال از فارغ التحصیلی من از دانشگاه صنعتی امیر کبیر  در رشته ی برق؛مقطع کارشناسی ارشد میگذردو با اینکه به چند مکان برای کار مراجعه کردم اما از طرف هیچکدام پاسخی دریافت نکرده ام.
هر چند که در دوران دانشجویی خود در تهران مشغول به کار بودم اما بعد از فارغ التحصیلی دوست داشتم به شهر خودم برگردم و به مردم دیار خود خدمت کنم که متاسفانه با بیکاری روبرو شدم.
 
وقتی جوانان جویای کار در قبال درخواست هایشان با پاسخ منفی روبرو می شوند؛وقتی هنوز آمار بازنشستگانی که خود را بازخرید کرده اند و دست لز کار نمی کشند رو به افزاایش است؛وقتی مسوولین وظیفه شناس بحران های ناشی از بیکاری را جدی نمی گیرند؛وقتی هیچ نیروی درمانگری نمی تواند این معضل را درمان کند چه می توان گفت؟؟؟؟؟
 
پرخاشگری و رفتارهای نابه هنجار ؛مشکلات روانی ناشی از بیکاری است که در جان جوانان ریشه دوانیده و آنها را رها نمیکند.
در حال حاضر مهم ترین مشکل جوانان سیستان؛بیکاری است و اکر در آینده ی نزدیک نسبت به رفع آن اقدام نشود ،شاهد نابه هنجاری هلی مداوم خواهین بود؛چرا که طبقه ی جوان،حساس ترین قشر جامعه به حساب می آید

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه