سلام , از همان روزهای نخست آغاز بکار گفته بودم , لحظاتی هست که لازم است باهم درد دلی داشته باشیم و از مسائلی که رخ میدهد گزارشی به شما همراهانم ارائه کنم , بی واسطه , بی پرده , رک , صریح و البته با رعایت ادب.     اتفاقاتی در هفته های گذشته […]

_______20140111_1646593349 سلام , از همان روزهای نخست آغاز بکار گفته بودم , لحظاتی هست که لازم است باهم درد دلی داشته باشیم و از مسائلی که رخ میدهد گزارشی به شما همراهانم ارائه کنم , بی واسطه , بی پرده , رک , صریح و البته با رعایت ادب.

 

url

 

اتفاقاتی در هفته های گذشته رخ داد که بابت رخداد آن , دلگیر تر از همیشه شدم و وقتی فکر کردم , یکی از نتایجی که حاصل شد این بود که بسیاری از تلاشهایمان برای یکی شدن و جا انداختن دوستی ها بی نتیجه بوده است , دل شکسته تر از دیروز این مطلب را نوشتم تا کمی آرام گیرم و شاید و شاید و بازهم شاید گوش شنوایی پیدا شود و از این آفت لحظه ای هم که شده دور شویم.

هرچه کنکاش کردم , بروقوع آن رخداد , علتی بجز اینکه عده ای قصد دارند ما را با همین مسائل گرفتار کنند تا از اصل موضوع دور شویم و کاستی ها را نبینیم و عملکردهای نادرست به حاشیه برود , نیافتم .

یکی مطلبی می نویسد و دیگری  , توصیه می کند که این مطلب نادرست را نقد کن , در همان کلام اول تلقین میکند که مطلب نادرست است و وظیفه تو نقد کردن و کوبیدن  !!!

و ما هم از همه جا بی خبر شروع می کنیم , غافل ازاینکه آنکه برمسند تکیه زده , ذهن مرا به این سمت برده تا عملکردش که با دهها سوال مواجه است از نظرها دور بماند و افکار سمت و سویی دیگر به خود بگیرد , عملکرد ما اما گونه ایست که نشان میدهد , او در کارش موفق شده و ما غافل تر از دیروزیم.

مانده ام چرا وقتی مطلبی نوشته می شود  دلواپسی های دیده می شود , آنهم از کسانی که از جنس  دلواپسان این روزها نیستند و متاسفانه این وسط اگر کسی از سرخیرخواهی هم تلاشی جهت رفع این مساله داشته باشد در نهایت محکوم می شود , میدانید چرا ؟ چون هر دو طرف ماجرا گوشی برای شنیدن نداریم و تنها آموخته ایم فریاد بزنیم و منم منم کنیم و درنهایت هم هیچ عاید نمی شود و همان که او میخواهد می شود.

بله با توام , دلسوز سیستان , همیشه فریاد نزن , لحظه ای هم  گوش کن و آموزش بده که چگونه بتو گوش فرا دهند.

توصیه میکنم که در نوشته های اینچنینی , اگر چه حتی تند و احساسیست هم جانب ادب رعایت شود و بجای دلواپسی که بی شک پذیرفته شده نیست , از نقد غیر منصفانه دوری کنیم و  آنچه را فکر میکنیم درست است نشر دهیم تا شاید توانسته باشیم , حداقل بخود بقبولانیم که ما آزادی بیان را در ظاهر امر قبول داریم و به حرف مخالف هم احترام میگذاریم , البته بازهم مودبانه و با زبان احترام.

بله چه اشکال دارد , آنچه رخ می دهد را هر کس پس از مشورت (حداقل) با وجدانش به رشته تحریر درآورده و منتشر نماید ؟ و از نقد وقت گیر بپرهیزیم  و ما نیز با وجدان خود خلوت کنیم و هرآنچه درهمان خصوص صحیح است را به رشته تحریر در آوریم , بدون اینکه از مطلب و یا نویسنده  مطلب قبلی اسمی به میان بیاوریم ؟

متاسفانه این چالشیست که بدان دچاریم و این مساله به غفلت ما دامن می زند , در ابتدا عرض کردم , بوی دیگری به مشام میرسد که شاید ما را گرفتار همین گیر و واگیرها می کنند تا کمبودهای که ناشی از عملکرد ضعیفشان هست دیده نشود , کمی تفکر کنیم دراین خصوص شاید درست باشد !!!!

و توجه کنیم که ما اینجا ایستاده ایم به جنگی رو در رو ,  غافل از اینکه , دشمن , پشت سرمان با خنجر ایستاده و منتظر فرصتی دیگر است ( دشمنی که دهها خنجر برما  فرود آورده و گویا بدان عادت کرده ایم) و تمام تلاشش این است که ما را رو در روی یکدیگر قرار دهد , این آرزوی بسیاری از بدخواهان سیستان است که تا حد بسیاری تحقق یافته و ما نیز با برخی رفتارها بدان دامن می زنیم و طوری رفتار می کنیم که گویا بر پیدا و برنهان آگاهیم و بدتر از آن عملکرد برخی دیگر طوریست که گویا خدا را نیز بنده نیستند , بدانیم و آگاه باشیم که این یک آفت است و باید و باید و باید تلاش کنیم تا پشت این آفت را به زمین بزنیم و اتحاد و همدلی داشته باشیم , تا شاید , تا شاید , تا شاید فردایی بهتر داشته باشیم . ان شالله

بیاد داشته باشیم که اینگونه تاختن , به جان نیمه جان سیستانی , دیگر او را از داشتن دشمنی خنجر بدست بی نیاز می کند

 

و در واقع حیف از این همه توانی که بیهوده خرج میکنیم

یا حق _ یونس دهمرده

 

 

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه