گندم پرس:مدت زمانی است که مردم در حال تجربه زندگی نه چندان مدرن در منطقه سیستان هستند و گویا تصمیم گرفته اند بعضی از عادت های نیمه مدرن و مدرن را رها کرده و به سمت روش های سنتی روی بیاورند .   برای مثال به جای خرید شیر،ماست،نوشابه،آبلیمو و غیره به صورت بسته بندی […]

گندم پرس:مدت زمانی است که مردم در حال تجربه زندگی نه چندان مدرن در منطقه سیستان هستند و گویا تصمیم گرفته اند بعضی از عادت های نیمه مدرن و مدرن را رها کرده و به سمت روش های سنتی روی بیاورند .
 
برای مثال به جای خرید شیر،ماست،نوشابه،آبلیمو و غیره به صورت بسته بندی شده کارخانه ای، به خرید طبیعی این محصولات و تهیه و تولید خانگی و دستی آنها روی آورده واز عادت های تقریبا مدرن خود فاصله گرفته اند .
 
و به جای حرکت رو به جلو،حرکتی بازگشتی و رو به گذشته را در دستور زندگی خود قرار داده اند!!!!
 
البته وقتی بخواهیم این روند را ریشه یابی و موشکافی نماییم درمی یابیم که گریزان بودن و فاصله گرفتن مردم از محصولات و شیوه هایی که برای راحتی کار و تسهیل زندگی آنها به وجود آمده،بی دلیل هم نیست.
 
مانند مورد ذکر شده که یکی از دلیلهای آن،پایین آمدن کیفیت محصولات در روند تولید انبوه است. 
 
برگشت پذیری مردم به سمت روش های سنتی در بسیاری از زمینه های دیگر هم به چشم می خورد .
 
امروز ،مردمی که به هر ترفندی تلاش در حفظ امنیت و آرامش خانواده داشته اند و هزینه های زیادی برای تامین آن پرداخته اند(از قبیل بالا بردن ارتفاع دیوارها،حفاظ های امنیتی،تهیه نصب دوربین های مداربسته و دزدگیر های گران قیمت و غیره)   و متاسفانه نتیجه ی قابل قبولی نگرفته اند، تصمیم خود را تغییر داده و با خرید سگ های وفادار و رها کردن آن در حیاط و پشت بام منزل خویش امنیت و آرامش را به شیوه سنتی و کم هزینه تری برای خود و خانواده خویش فراهم نموده اند.
 
این رویه باعث شده وقتی در تاریکی شب، در خیابان های زابل قدم بر می داریم از گوشه و کنار صدای شنیدن زوزه و واق واق سگ به گوشمان برسد. از درب برخی منازل هم که رد می شویم با شنیدن این صدا ترس وجودمان را فرا می گیردو تصمیم می گیریم فاصله ی عقلانی خود را از آن محیط و منطقه رعایت کنیم!!!
 
دلیل این عقب گرد به روش های سنتی را از برخی  افراد که آن را برگزیده بودند جویا شدیم و در اکثر پاسخ ها؛
 
ترس از ناامنی،دزدی،نداشتن آرامش کافی و از این قبیل صحبت ها وجود داشت وبرخی علت اصلی این ناامنی ها را بسته شدن مرز و نبود شغل می دانستند.
 
اندوهناک است اما باید گفت:
 
مدت زمانی است که فقر و نداری و از همه مهمتر گرسنگی آنچنان زندگی اقشاری از جامعه را مورد هجوم قرار داده است که عده ای برای زنده ماندن، دزدی و عده ای دیگر گدایی و تکدی گری را انتخاب و برخی هم برای کارگری راهی دیگر شهرستان ها از جمله اصفهان و رفسنجان و غیره شده اند.
 
در این بین نهاد های مسئول، از جمله رئیس شورای تامین شهرستان، برای جلوگیری از این نابسامانی راهکار درست و کاربردی در پیش نگرفته اند و برای ریشه یابی و رفع بزهکاری، هیچ راه عملی و مثبتی را  ارائه و اعمال نکردند.
 
البته برای رعایت انصاف لازم به ذکر است که؛ امنیت  در منطقه نسبت به گذشته، وضعیت بهتری را سپری می کند که اگرچه جای قدردانی دارد اما این نه مبین شرایط ایده آل است و نه حتی شرایط مطلوب و مورد تایید.
 
آسیب شناسی، بررسی وکارشناسی معضل بزه، برخاسته از نبود کار،در آمد و عدم برخورداری از حداقل های یک زندگی متوسط، که خود “فقر” را به صورت “فرهنگ” در خانواده ها در آورده و ریشه ای شدن “فرهنگ فقر”  جامعه را با خطرات جدی مواجه می کند،تلاش و برنامه ریزی بیشتری را  از سوی مسولین می طلبد.
 
و تا این اتفاق به شکل اساسی و راهبردی آن نیفتد، قطعا روز به روز به چاره اندیشی ها و چاره سازی های سنتی نزدیکتر می شویم.
 
و گوش هایمان به صدای “واق واق” های شبانه،که  رعب آفرین است و به احساس عدم امنیت و آرامش دامن می زند،آشناتر. 
 
به امید سیستانی عاری از فقر،نداری،گرسنگی و دزدی

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه