به نام ایزد یگانه   طبع من مسئول تاریخ است، ساکت مانم ار  هان به وجدانم مرا تاریخ مدیون می کند                                             میرزاده عشقی     این برگ از ادب نامه را با پرسش […]

به نام ایزد یگانه

 

 

 

IMG-20160215-WA0008

 

اهل کویرم با من از یک درد بنویس

دردی که با ما آنچه خواهد کرد بنویس

از تشنگی ها ودل پر خون هامون

از پشت زخمی، خنجر نامرد بنویس

از کوه اوشیدا واز زرتشت ،حتی

از هر چه طوفان بر سرم آ ورد بنویس

از کوچه های خالی وچشم انتظاری

از انتهای باور یک مرد بنویس

باید تمام شهر را تنها بگردم

از رد پای عاشقی شب گرد بنویس

از شاخه ی گز، بین انگشتان رستم

با چشم نا اهلان چه ها می کرد بنویس

از هر چه باید گفت وما اینجا نگفتیم

از یک زبان ساده ی  پر درد  بنویس

 

هاشم علیدادی

 

IMG-20160207-WA0020

 

((سوغاتی))

واین منم

زره رسیده

ازکوچه های پرپیچ وخم خورشیدندیده

کوچه های عطرآگین ازبوی یخ

بوی غنچه های پرپرشده ی اشک

چمدانم پرازتنهایی ست

وسوغاتم:

چادرنمازمادر

اشک های خواهر

وآرزوهای معدوم برادرم

آه…

این منم

خسته زخستگی های پریشان

تکیه داده به شانه های پیردفترم

ونوازش می کند

گیسوان انگشتانم را

مدادکوچکم

آن طرف درقاب آینه

غریبانه می خندد

کودک مه گرفته ی موطلایی

 

محبوبه میرشاه

 

IMG-20160206-WA0006

من

از “رفتنت” جا مانده ام

سالهاست

در بیداری هایم

خواب ِ “خواب ” می بینم

و کابوس بیداری …

 

میرعلی دادخواه

 

IMG-20160206-WA0007

 

شبی چشمان خود بی خواب کردم
دلم  را   در   هوایت  آب   کردم

نوشتم یک غزل از روی ماهت
گمانم  شعر  خود را  ناب کردم

گذشتم  از سکوت سبز چشمت
نمی دانی  چه  با  مرداب کردم

تمام تشنگی های  دلم را
میان باورت  سیراب کردم

و دستانم درخت بید مجنون
که لرزید و تورا  بی تاب کردم

تو دریای منی، من ساحل عشق
تنت را سر به سر محراب کردم

تمام   نقشه های بودنت را
نمی دانم چه شد بر آب کردم

 

محمد حسن شهنوازی

 

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه