به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه بر نگذرد   از سیستان کرکویه و اوشیدرماه و دهانه ی غلامان  از کرانه ی کنسویه تا بیکران شهرسوخته از گندمزاران اسطوره تا خرماپزان پهلوان زاد از زاهدان تلاش و تکاپو و همدلی تا بلوچستان چهل دختران و مهرگان  از سیوستان باستانی تا گنجینه ی مکران […]

20140111_16465933493

به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه بر نگذرد
 
از سیستان کرکویه و اوشیدرماه و دهانه ی غلامان 
از کرانه ی کنسویه تا بیکران شهرسوخته
از گندمزاران اسطوره تا خرماپزان پهلوان زاد
از زاهدان تلاش و تکاپو و همدلی تا بلوچستان چهل دختران و مهرگان 
از سیوستان باستانی تا گنجینه ی مکران
پابه پای توفانهای توفنده ی 120 روزه و همنوا با ترانه ی بی مانند آب،که تر می کند گوش نیزارهای جهان را ،از شمال هامون تا جنوب عمان، آمده ایم تا به رسم همدلی و به اسم همزبانی، بگوییم ؛
مرز چیز خوبی نیست 
آنجا که سد می شود در برابر رویش زیبایی و شکوفایی
آمده ایم بگوییم؛ ما انسانیت را بدون مرز می خواهیم . 
 
ادب نامه  سیستان و بلوچستان
 پیشکش انسانیت بدون مرزتان
ساناز شهنوازی
یکم مردادماه 94
 
 

 

 

محمد میر

محمد میر(زاهدان)

بر گونه ماه داری و خال لب سیاه
با گیسوان مشکی و شلوار راه راه
چشمانتان شبیه دو خورشید سربه زیر
گاه نگاه چشم مرا می کند تباه
در حل پیچ گیس سیاه تو کرده اند
استادهای هندسه و جبر اشتباه
در هارمونی بدنت شور می زنند
دلهای سرشکسته ی بیگاه در سه گاه
یک سال خورده است خدای جهانیان
هنگام خلقت تنتان خاک کارگاه
“ما را به رخت و چوب شبانی فریفتند”
زنهای رژ به لب زده ی بارگاه شاه
اما تو با حنا کف دستت نوشته ای
معشوق دلربای غزلخوان بی  گناه
بانوی گل گلی تو که از کوچه رد شوی
زنهای دلشکسته ی ده می کشند آه

 

 

 

 

 

 

 

 

سعیده خاشی

سعیده خاشی ( خاش)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه